پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal

تبلیغات

آمارسایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نظرسنجی

    بهترین آموزشگاه شهر کابل کدام است؟









جستجو

تبلیغات

درباره سایت


    پورتال آموزشی افغانستان- Afghan Educational Portal اولین وبهترین وب سایت علمی آموزشی در افغانستان که از طریق آنلاین (انترنیتی ) به فعالیت آغاز نموده یکی از بزرگترین مراکز علمی در فراهم بهترین ,ناب ترین و کمیاب ترین معلومات در مواردگونانگون همچو : رهنمایی مکمل با فراهم نمودن کتاب اسلامی ,فتوا معاصر,بخش توحید,بخش تفسیر و ترجمه قرآن کریم,نشید های اسلامی, بخش اقتصاد ,تاریخچه علم اقتصاد ,مفاهیم جدید اقتصاد ,وضعیت فعلی اقتصاد جهان و افغانستان ,بخش مواد آموزشی مواد کانکور برای جوانان ,سافت ویر و برنامه های مفید آموزشی , گنچینه مکمل پزشکی و طبی وصد ها مقاله مفید را از این مرکز انترنیتی دریافت کنید
    قابل یاد آوریست این پورتال علمی به هیچ ارگان های داخلی یا خارجی، دولت یا غیر دولتی ارتباط ندارد و کاملا مستقل میباشد

    مدير سایت : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal

مکمل القران الکریم به صدا شیخ محمد الحیدان

اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است

اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است:

از عقبه بن عامر(رض) روایت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله ینهانا أن نصلی فیهن أو أن نقبر فیهن موتانا : حین تطلع الشمس بازغة حتی ترتفع، و حین یقوم قائم الظهیرة حتی تمیل الشمس، و حین تضیف الشمس للغروب حتی تغرب)[1] «سه وقت است که پیامبر(صلی الله علیه و اله وسلم) ما را در نماز خواندن یا دفن کردن مرده‌هایمان در آن اوقات نهی کرده است، وقتی که تازه خورشید طلوع می‌کند تا آن که بلند شود، و وقتی که خورشید در وسط آسمان قرار می‌گیرد تا وقتی که مایل شود، و زمانی که خورشید در آستانه غروب باشد تا وقتی که غروب کند».

پیامبر(ص) علت نهی از نماز در این اوقات را در خطاب به عمروبن عبسه بیان کرده و فرموده است : (صل صلاة الصبح، ثم أقصر عن الصلاة حتی تطلع الشمس حتی ترتفع، فإنها تطلع حین تطلع بین قرنی شیطان، و حینئذ یسجدلها الکفار، ثم صل فإن الصلاة مشهودة محضورة، حتی یستقل الظل بالرمح، ثم أقصر عن الصلاة، فإنه حینئذ تسجر جهنم، فإذا أقبل الفی فصل فإن الصلاة مشهودة محضورة حتی تصلی العصر، ثم أقصر عن الصلاة حتی تغرب الشمس، فإنها تغرب بین قرنی شیطان و حینئذ یسجد لها الکفار)[2] «نماز صبح را بخوان سپس تا وقتی که خورشید طلوع می‌کند و بالا می‌آید نماز نخوان، چون خورشید بین دو شاخ شیطان طلوع می‌کند و کفار برای آن سجده می‌برند؛ سپس نماز (ضحی) بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند تا اینکه سایه نیزه به کمترین مقدار خود می‌رسد؛ آنوقت از خواندن نماز خودداری کن؛ چون در این وقت آتش جهنم شعله‌ورمی‌شود. سپس وقتی که سایه مایل شد نماز بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند. تا آنکه نماز عصر را می‌خوانی، و بعد از آن، از نماز خواندن خودداری کن تا وقتی که خورشید غروب کند؛ چون خورشید بین دو شاخ شیطان غروب می‌کند و در این زمان کفار برای آن سجده می‌برند».

 

نهی از خواندن نماز در اوقات ذکر شده شامل زمان و مکان زیر نمی‌شود :

در روز جمعه، زمان استواء (هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرار می‌گیرد):

چون پیامبر(ص) می‌فرماید : (لایغتسل رجل یوم الجمعة فیتطهر ما استطاع من طهر، ویدهن من دهن، أو یمس من طیب بیته، ثم یخر فلایفرق بین اثنین، ثم یصلی ماکتب له، ثم ینصت إذا تکلم الإمم، إلا غفرله، ما بینه و بین الجمعة الأخری)[3] «هر کسی که روز جمعه غسل کند و تا می‌تواند خودش را پاک کند و سرش را با روغن چرب نماید یا از بوی خوش خانه‌اش، خودش را خوشبو کند، سپس برای نماز جمعه خارج شود و بین دو نفر جدایی نیاندازد (در مسجد از روی شانه‌ها وسر آنها عبور نکند) و آنچه را که برایش مقدر شده نماز بخواند و وقتی که امام شروع به خواندن خطبه کرد، سکوت کند، تمام گناهان (صغیره) او از این جمعه تا جمعه دیگر بخشیده می‌شوند».

در اینجا پیامبر(ص) نمازگزار را به خواندن آنچه برایش مقدر شده تشویق نموده و تا وقت خروج امام او را از نماز خواندن منع کرده است، و  به همین علت جماعتی از سلف از جمله عمر بن خطاب(رض)  و امام احمد نیز به تبعیت از او گفته‌اند: خروج امام (برای خواندن خطبه) مانع نماز است، و خطبه امام مانع صحبت کردن است، پس، خروج امام را مانع خواندن نماز دانسته‌اند نه قرار گرفتن خورشید در وسط آسمان را (استواء).

مکان : مکه مکرمه خداوند بر شرافت و بزرگی آن بیفزاید که نماز خواندن در آن درهیچ یک از اوقات مذکور مکروه نیست، چون پیامبر(ص) می‌فرماید : (یا بنی عبدمناف، لا تمنعوا أحدا طاف بهذا البیت و صلی أیة ساعة من لیل أو نهار)[4] «ای بنی عبد مناف کسی را که در هیچ لحظه‌ای از شبانه‌روز از طواف این خانه و نماز در آن منع نکنید».

و نمازی که خواندن آن در این اوقات نهی شده است، نماز نفلی است که سببی نداشته باشد. بنابراین در این اوقات قضای نمازهای فوت شده‌ی فرض و سنت جایز است؛ چون پیامبر(ص) می‌فرماید : (من نسی صلاة فلیصل إذا ذکرها، لاکفارة لها إلا ذلک)[5]. «هر کس نمازی را فراموش کرد، همین که یادش آمد باید آنرا بخواند، و کفاره‌ای جز این ندارد». نماز بعد از وضو نیز درهر وقتی که باشد جایز است؛ به دلیل حدیث ابوهریره که پیامبرr هنگام نماز صبح به بلال فرمود : (یا بلال أخبرنی بأرجی عمل عملته فی الإسلام فإنی سمعت دف نعلیک فی الجنة، قال : ما عملت عملا أرجی عندی، أنی لم أتطهر طهورا فی ساعته من لیل أو نهار إلا صلیت بذلک الطهور ما کتب لی أن أصلی)[6] «ای بلال به من بگو امیدوارکننده‌ترین عملی که در اسلام انجام داده‌ای کدام است، زیرا من صدای کفشهایت را پیشاپیش خودم در بهشت شنیدم، بلال گفت : امیدوارکننده‌ترین کاری که من انجام داده‌ام این بوده است که وضوئی در هیچ لحظه‌ای از شبانه‌روز نگرفتم مگر اینکه بعد از ان هر آنچه برایم مقدر شده بود، نماز خواندم».

 

در این اوقات دو رکعت تحیه المسجد هم جایز است؛ چرا که پیامبر(ص) فرموده است: (إذا دخل أحدکم المسجد فلایجلس حتی یصلی رکعتین)[7] «هرگاه یکی از شما وارد مسجد شد، تا دو رکعت نماز نخوانده ننشیند».

 

نهی از خواندن نفل بعد از طلوع فجر، قبل از نماز صبح:

یسار مولای ابن عمر گوید : (رآنی ابن عمر و أنا أصلی بعد طلوع الفجر فقال یا یسار، إن رسول اللهr خرج علینا و نحن نصلی هذه الصلاة، فقال : لیبلغ شاهدکم غائبکم، لاتصلوا بعد الفجر الا سجدتین)[8] «ابن عمر مرا دید که بعد از طلوع فجر نماز می‌خواندم، گفت : ای یسار، پیامبر(ص) روزی بر ما وارد شد در حالی که در این وقت نماز نفل می‌خواندیم، فرمود : حاضرین در اینجا، به غایبین برسانند که بعد از طلوع فجر بجز دو رکعت، دیگر نمازی نیست (البته مراد نخواندن نفل است)».

 

نهی از خواندن سنت هنگام اقامة فرض:

از ابوهریره روایت است که پیامبر(ص) فرمود : (إذا أقیمت الصلاة فلاصلاة إلا المکتوبة)[9] «هرگاه نماز(فرض) اقامه شد خواندن هیچ نمازی جز همان فرض جایز نیست».

 

[1]) صحیح : [ص. جه 1233]، م (831/568/1)، د(3176/481/8)، ت (1035/247/2)، نس (275/1)، جه (1519/486/1).

[2]) صحیح : [المشکا 1042]، م (832/570/1).

[3]) صحیح : [الترغیب 689]، خ (883/370/2).

[4]) صحیح : [ص. جه 1036]، جه (1254/398/1)، ت (869/178/2)، نس (223/5).

[5]) متفق علیه : خ (597/70/2)، م (684/477/1)، د (438/113/2)، ابوداود این حدیث را بدون جمله «لاکفاره لها الا ذلک» روایت کرده است، نس (293/1)، ت (187/114/1)، جه (696/227/1).

[6]) تخریج در ص (40).

[7]) متفق علیه : خ (1163/48/3)، م (714/495/1)، د (463/133/2)، ت (315/198/1)، جه (1013/324/1)، نس (53/2).

[8]) صحیح : [ص. ج 5353]، د (1264/158/4)، ترمذی این حدیث را بصورت مختصر و با عبارت : «لاصلاة بعد الفجر إلا سجدتین» ذکر کرده است. (417/262/1).

[9]) صحیح : [ص. جه 945]، م (710/493/1)، ت (419/264/1)، د (1252/142/4)، نس (116/2)، جه (1151/364/1).

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1396/07/28 ساعت: 09:28 بعد از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1396/07/28 ساعت: 09:21 بعد از ظهر

برچسب ها : اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است، اوقات منع نماز، اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است اهل سنت و الجماعت، قران و حدیث، اهل سنت و الجماعت، اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است از عقبه بن عامر(رض) روایت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله ینهانا أن نصلی فیهن أو أن نقبر فیهن موتانا : حین تطلع الشمس بازغة حتی ترتفع، و حین یقوم قائم الظهیرة حتی تمیل الشمس،

آیا کسی که بعلت سرطان بمیرد بعنوان شهید تلقی می شود؟

اگر کسی موحد باشد ودر اثر بیماری سرطان بمیرد شهید است ودر روز جمعه کسی فوت کند بر او عذاب قبر نیست ایا این گفته صحیح میباشد؟

الحمدلله،

در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: «الشَّهَادَةُ سَبْعٌ سِوَی الْقَتْلِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ : الْمَطْعُونُ شَهِیدٌ ، وَالْغَرِقُ شَهِیدٌ ، وَصَاحِبُ ذَاتِ الْجَنْبِ شَهِیدٌ ، ‏وَالْمَبْطُونُ شَهِیدٌ ، وَصَاحِبُ الْحَرِیقِ شَهِیدٌ ، وَالَّذِی یَمُوتُ تَحْتَ الْهَدْمِ شَهِیدٌ ، وَالْمَرْأَةُ تَمُوتُ بِجُمْعٍ شَهِیدٌ». أبوداود (3111) و نسائی (1846) و صححه الألبانی فی صحیح أبی داود .

یعنی: به غیر از مجاهدی که در راه خدا کشته می‌شود، شهداء هفت دسته‌اند: کسی که به مرض طاعون می‌میرد، کسی که غرق می‌شود، کسی که به سینه پهلو می‌میرد، کسی که به درد شکم می‌میرد، کسی که به خاطر سوختن می‌میرد و کسی که در زیر آوار و ویرانی می‌میرد و زنی که در هنگام زایمان نوزادش می‌میرد.

و این از فضل خداوند متعال است که علاوه بر مجاهد راه خدا، این هفت کس را نیز بعنوان شهید حساب کرده است، والحمدلله

البته بعضی از علماء ، مرض را نیز داخل در این هفت نوع کرده اند، یعنی بر این مبنا هرکس در اثر بیماری – مانند سرطان – بمیرد او نیز شهید است، اما این سخن درست نیست، زیرا دلیلی که این علماء ارائه می دهند یک حدیث ضعیف و مجعول است و آن حدیث زیر است:

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده باشند: «مَنْ مَاتَ مَرِیضًا مَاتَ شَهِیدًا وَوُقِیَ فِتْنَةَ الْقَبْرِ وَغُدِیَ وَرِیحَ عَلَیْهِ بِرِزْقِهِ مِنْ الْجَنَّةِ» ابن ماجه (1615).

یعنی: «هرکس بر اثر بیماری بمیرد شهید است، و از فتنه قبر در امان خواهد ماند، و

امام ابن جوزی و علامه البانی این حدیث را جعلی و ساختگی می دانند؛ "السلسلة الضعیفة" (4661).

اما بعضی دیگر از اهل علم با توجه به حدیث صحیح فوق که شهداء را هفت دسته معرفی کرده، آنجا که می فرماید: «وَالْمَبْطُونُ شَهِیدٌ : کسی که به درد شکم می‌میرد» گفتند: اگر سرطان مربوط به داخل شکم باشد، او در حکم شهید است. و گفتند: "مبطون: درد شکم" عام است و شامل هر کسی که بخاطر دردی از ناحیه شکم بمیرد، می شود، و درد شکم خاص به یک درد معین (مثلا اسهال) نیست.

امام نووی رحمه الله در "شرح صحیح مسلم" گفته: « مبطون یعنی صاحب درد شکم، که همان اسهال است. اما قاضی عیاض گفته: گفته شده: مبطون کسی است که دچار استفراغ و نفخ شکم است، و گفته شده: کسی که شکمش بیمار است، و گفته شده: کسی است که بخاطر دردی در شکمش بمیرد حال هر دردی که باشد».

پس اگر رأی این گروه از علماء صحیح باشد، باز آن سرطانی بعنوان شهید محسوب می شود که داخل در شکم باشد، تا بتوان آنرا داخل در معنای "مبطون" دانست.

از علامه عبد المحسن عباد سوال شد:

آیا کسی که بر اثر سرطان می میرد داخل در معنای "مبطون" می شود؟

پاسخ داد: «خیر، زیرا سرطان همیشه در شکم رخ نمی دهد، گاهی در غیر شکم روی می دهد».

" شرح سنن أبی داود " (نوار 230).

پس مثلا کسی که بر اثر سرطان حنجره می میرد، او داخل در معنای "مبطون" نیست و جزو شهید محسوب نمی شود.

نکته: اگر کسی بر اثر استعمال حرام مانند مخدرات و مشروبات و دخانیات به سرطان (داخل شکم) مبتلا گردد و بر اثر آن بمیرد، حکم بر شهید بودن وی داده نمی شود، زیرا وی بر اثر حرام مرده است، مگر آنکه توبه کرده و استعمال آن مخدرات و مشروبات را ترک گفته باشد ولی بعدها بر اثر ضایعات آن دچار سرطان گردد..

خلاصه اینکه: کسی که بر اثر سرطان بمیرد را نمی توان شهید گفت، مگر آنکه موضع سرطان وی داخل شکم باشد، و البته نص صریحی در این باره نیز وارد نشده، اما بعضی از علماء اجتهاد کردند که سرطان داخل شکم می تواند داخل در معنای "مبطون : شکم درد" شود، و امید است که الله متعال چنین کسانی را شهید حساب کند.

در ضمن اگر بالفرض کسی بر اثر بیماری بمیرد و شهید نامیده شود، حکم شهید فی سبیل الله و مقام وی را ندارد، این افراد هم غسل داده می شوند و هم بر آنها نماز خوانده می شود (بر خلاف شهید در میدان جهاد) و فقط در برخی احکام اخروی با شهیدان در میدان جهاد تشابه دارند.

.. به فتوای (6214) مراجعه کنید.

اما فوت کردن در شب و روز جمعه و برداشتن عذاب قبر از وی، در این مورد یک حدیث وارد شده است که بعضی از محدثین آنرا ضعیف می دانند، که می توانید به فتوای (5598) مراجعه کنید.

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1396/07/27 ساعت: 11:30 بعد از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1396/07/27 ساعت: 11:15 بعد از ظهر

برچسب ها : آیا کسی که بعلت سرطان بمیرد بعنوان شهید تلقی می شود؟، آیا مریض سرطان شهید است ؟، کسی که در سرطان بمیرد شهید است ؟، شهید و انواع آن از قران و حدیث، آیا کسی که بعلت سرطان بمیرد بعنوان شهید تلقی می شود؟ اهل سنت، اگر کسی موحد باشد ودر اثر بیماری سرطان بمیرد شهید است ودر روز جمعه کسی فوت کند بر او عذاب قبر نیست ایا این گفته صحیح میباشد؟ الحمدلله، در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: «الشَّهَادَةُ سَبْعٌ سِوَی الْقَتْلِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ : الْمَطْعُونُ شَهِیدٌ،

استفاده از دست‌بند و مُهره [یا هرگونه آویز] و امثال آن برای [حصول شفا و] رفع بلا یا دفع آن، از امور شرک‌آمیز است

باب (۷): استفاده از دست‌ بند و مُهره [یا هرگونه آویز] و امثال آن برای [حصول شفا و] رفع بلا یا دفع آن، از امور شرک‌آمیز است

الله متعال می‌فرماید: ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَیَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَرَءَیۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِیَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوۡ أَرَادَنِی بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦۚ قُلۡ حَسۡبِیَ ٱللَّهُۖ عَلَیۡهِ یَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ ٣٨[الزمر: ۳۸]. «و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است، به‌طور قطع خواهند گفت: "الله". بگو آیا درباره‌ی معبودانی که جز الله می‌پرستید، هیچ اندیشیده‌اید که اگر الله زیانی برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند زیان و آسیب او را از من دور کنند یا اگر رحمت و بخشایشی برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند رحمتش را از من باز دارند؟ بگو: الله، برایم کافی‌ است و توکل‌کنندگان تنها بر او توکل می‌کنند».

عن عمران بن حصین س أنّ النَّبی ص رأى رجلاً فی یده حَلْقَةٌ مِنْ صُفْرٍ فَقَال:َ«مَا هَذِهِ؟» قَالَ: مِنَ الْوَاهِنَةِ، فقَالَ: «انزعها فإنَّهَا لا تَزِیدُكَ إِلا وَهْنًا فَإِنَّكَ لَوْ مُتَّ وَهِیَ عَلَیْكَ مَا أَفْلَحْتَ أَبَدًا». [روایت احمد با سندی که اشکالی در آن نیست.] [۳۸]

ترجمه: عمران بن حصین س می‌گوید: رسول‌اللهص انگشتری در دست مردی دید. پرسید: «این- برای- چیست؟» آن مرد پاسخ داد: این حلقه را به‌قصد جلوگیری از ضعف جسمی، به دست کرده‌ام. رسول‌اللهص فرمود: «آن را درآور؛ زیرا فقط بر ضعف تو می‌افزاید؛ اگر در حالی بمیری که این را پوشیده‌ای، هرگز رستگار نخواهی شد».

امام احمد/ روایت دیگری آورده است که عقبه بن عامر س می‌گوید: رسول‌اللهص فرمود: «مَنْ تَعَلَّقَ تَمِیمَةً فَلا أَتَمَّ اللَّهُ لَهُ وَمَنْ تَعَلَّقَ وَدَعَةً فَلا وَدَعَ اللَّهُ لَهُ». [۳۹]

ترجمه: رسول‌اللهص فرمود: «کسی که "تمیمه" [۴۰] به گردن بیاویزد، الله متعال خواسته‌اش را نافرجام گرداند و آن‌که "ودعه" [۴۱] به خود بیاویزد، الله متعال آرامش را از او بگیرد».

و در روایت دیگری آمده است: «من تعلَّق تمَیمة فَقد أشرَك». [۴۲]

ترجمه: «هرکه مُهره‌ای- برای شفا یا جلوگیری از زخم چشم- بیاویزد، شرک ورزیده است».

ابن ابی‌حاتم/ روایت کرده است که حذیفه- بن یمان- س مردی را دید که برای دفع تب و بیماری، "نخی" [۴۳] در دستش بسته بود؛ حذیفه س آن را پاره کرد و این آیه را تلاوت نمود: ﴿وَمَا یُؤۡمِنُ أَكۡثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشۡرِكُونَ ١٠٦ [یوسف: ۱۰۶]. «و بیشترشان به الله ایمان نمی‌آورند و فقط مشرکند».

[۳۸] مسند امام احمد (۴/۴۴۵)؛ سنن ابن ماجه، ش:۳۵۳۱؛ ابن‌حبان در الموارد، ش: ۱۴۱۱؛ و حاكم در المستدرک (۴/۲۱۶) ، این حدیث را صحیح دانسته‌اند و ذهبی نیز تأییدش کرده است.[۳۹] مسند احمد (۴/۱۵۴)؛ روایت ابویعلی؛ حاکم این حدیث را روایت نموده و آن را صحیح دانسته و ذهبی نیز تأییدش کرده است.[۴۰] منذری گوید: تمیمه، مهره‌ها یا گردن‌بندهایی بود که به خود می‌آویختند و اعتقاد داشتند که دفع بلا می‌کند![۴۱] وَدَعه، مُهره‌های سفید و صدف‌مانندی که برای جلوگیری از چشم زخم به خود می‌آویختند. تمیمه و ودعه، شامل تمام مُهره‌ها و چیزهایی از قبیل: دست‌بندها، بازوبندها- مانند تیربند-، استخوان، نوشته‌ها و دیگر آویزهایی می‌شود که برای حصول شِفا یا دفع بلا یا با چنین اعتقاداتی به خود یا فرزندانشان می‌بندند و جزو اعمال شرک‌آمیز است.[۴۲] ر.ک: صحیح الجامع الصغیر وزیادته، از آلبانی/، ش: ۶۳۹۴ با لفظ: «مَن عَلَّقَ...».[۴۳] مانندِ بازوبندها و تعویذهایی که امروزه برخی از مردمِ خرافاتی، برای حصول شفا یا دفع بلا و زخم چشم به دست یا بازوی خود می‌بندند.

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1396/07/23 ساعت: 12:53 قبل از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1396/07/23 ساعت: 12:50 قبل از ظهر

برچسب ها : باب (۷): استفاده از دست‌ بند و مُهره [یا هرگونه آویز] و امثال آن برای [حصول شفا و] رفع بلا یا دفع آن، از امور شرک‌آمیز است الله متعال می‌فرماید: ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَیَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَرَءَیۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِیَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوۡ أَرَادَنِی بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦۚ قُلۡ حَسۡبِیَ ٱللَّهُۖ عَلَیۡهِ یَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ ٣٨﴾[الزمر: ۳۸]. «و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است، به‌طور قطع خواهند گفت: "الله". بگو آیا درباره‌ی معبودانی که جز الله می‌پرستید، هیچ اندیشیده‌اید که اگر الله زیانی برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند زیان و آسیب او را از من دور کنند یا اگر رحمت و بخشایشی برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند رحمتش را از من باز دارند؟ بگو: الله، برایم کافی‌ است و توکل‌کنندگان تنها بر او توکل می‌کنند». عن عمران بن حصین س أنّ النَّبی ص رأى رجلاً فی یده حَلْقَةٌ مِنْ صُفْرٍ فَقَال:َ«مَا هَذِهِ؟» قَالَ: مِنَ الْوَاهِنَةِ،

سایر صفحات سایت

تعداد صفحات : 235
1 2 3 4 5 6 7 ...