تبلیغات
حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه

"مرا از كتاب خدا بپرسید، چون در قرآن آیه ای نیست مگر اینكه من می دانم كه در شب نازل شده است یا در روز، در كوه نازل شده است یا در شب".علی بن ابی طالب كرم الله وجهه(1).

جوان هاشمی:

ابو طالب رهبر قریش وسردار اشراف آن با فاطمه دختر اسد بن هاشم ازدواج كرد وعلی ابن ابی طالب به دنیا آمده، فاطمه اولین زن هاشمی بود كه فرزندی هاشمی به دنیا آورد، فاطمه اسلام را پذیرفت و به دین خدا ایمان آورد وهنگامی كه هجرت كرد فضل الهی بیشتر شامل حال او شد.

ابوطالب پدر علی، فقیر وتنگدست ودارای فرزندان زیادی بود. اما فقر وتنگدستی او بر علی سایه نیافكند، چون فضل خداوند شامل حال علی شد پیامبر صلی الله علیه وسلم او را به خانه خود برد، و به تربیت او پرداخت ودر سفر وحضر همواره همراه آن حضرت صلی الله علیه وسلم بود، تا اینكه خدا آن حضرت صلی الله علیه وسلم را به پیامبری برگزید.

علی سی ودو سال بعد از میلاد پیامبر در كعبه متولد شد، مورخین فضایل علی را در دفاع از پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی كه مشركین قریش به اذیت و آزار او برخاستند نوشته اند. هنگامیكه پیامبر صلی الله علیه وسلم دعوت می داد علی جوانی نوپا بود قبیله قریش دست به اذیت و آزار پیامبر زدند او از پیامبر صلی الله علیه وسلم دفاع می نمود.

اسلام آوردن علی:

مورخین نوشته اند كه علی هرگز بتها را نپرستیده و آنها را سجده نكرده است، چون او كم سن وسال بود ودر كودكی اسلام را پذیرفت. علی می گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم روز دوشنبه مبعوث شد ومن روز سه شنبه ایمان آوردم. سن وسال او وقتی كه مسلمان شد 10 سال و یا كمتر از آن بود(2).

روزی علی به خانه پسر عمویش پیامبر صلی الله علیه وسلم رفت دید كه او و همسرش خدیجه رضی الله عنها مشغول خواندن نماز بودند، علی پرسید: این چه عملی است؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: این عبادت خداست كه بر آن مرا برگزیده وپیامبرانش را مبعوث كرده است، من تو را به پرستش خداوند یكتا كه شریكی ندارد دعوت می دهم(3).

علی اسلام آورد واسلامش را از تمام اطرافیان پنهان می كرد. بارها همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم مخفیانه و به دور از دید قریش به دره های اطراف مكه می رفت وبا پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز می خواند، وهنگام غروب هر دو به مكه باز می گشتند.

ابوطالب دانست كه فرزندش مسلمان شده است. به او گفت: این چه دینی است كه تو برآن هستی؟ علی  رضی الله عنه گفت: من به دین كه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است ایمان آورده ام، به خدا وپیامبرش ایمان آورده و با محمد نماز گزارده واز او پیروی می كنم.

ابوطالب بر علی رضی الله عنه اعتراض نكرد واو را به حال خودش رها نمود. مورخین نوشته اند، روزی ابوطالب دید كه علی وپیامبر صلی الله علیه وسلم مشغول خواندن نماز هستند، علی در طرف راست پیامبر صلی الله علیه وسلم ایستاده بود، جعفر فرزند ابوطالب از راه رسید، ابوطالب فرمود: آن طرف پسر عمویت را بایست وجعفر از طرف چپ به نماز ایستاد. جعفر كمی بعد از حضرت علی اسلام را پذیرفته بود.

از كودكان حضرت علی اولین نفری بود كه ایمان آورده، بعد از او زید بن حارثه خادم ومولای پیامبر صلی الله علیه وسلم ایمان آورد بنابر این ابتدا، خانواده پیامبر صلی الله علیه وسلم كه از علی وزید وخدیجه همسر پیامبر تشكیل می شد، اسلام را پذیرفتند.

صحنه های آغازین:

علی كودكی بود كه صحنه های ابتدایی دعوت محمدی را مشاهد نمود، پیامبر را می دید كه هنگام نزول این آیه ها اقوام نزدیك خود را به اسلام دعوت داد:

﴿وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ * وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ﴾ (الشعراء: 214-216).

((خویشاوندان نزدیك خود را بیم بده ودر برابر مومنان فروتنی نشان بده. اگر آنان نافرمانی كردند، بگو من از اعمال شما بیزارم)).

روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم خویشاوندان خود را برای صرف نهار به خانه خود دعوت نمود وتلاش كرد كه آنها را به دین خدا دعوت دهد اما ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم سخن پیامبر را قطع كرد واز مردم خواست تا متفرق شوند وپیامبر صلی الله علیه وسلم را ترك كنند، علی با تعجب وحیرت نگاه می كرد، او خشونت وسنگدلی ورفتار نامناسب عمویش با پیامبر را نمی پسندید، اما پیامبر  صلی الله علیه وسلم روز بعد دو باره آنها را به خانه اش دعوت كرد وچون آنها غذا خوردند، بعد از صرف غذا پیامبر به آنها گفت: انسانی را می شناسید كه بهتر از آنچه كه من برایتان آورده ام، برای قومش آورده باشد، من خیر دنیا وآخرت را برایتان آورده ام و پروردگارم به من دستور داده تا شما را به سوی او دعوت دهم. كدامیك از شما حاضر است كه در این امر با من همكاری كند.

آنها از پیامبر صلی الله علیه وسلم روی گردانده واو را ترك گفتند اما علی نوجوان رضی الله عنه آنها را نگذاشت بروند و با اینكه نوجوانی كوچك بود در میان همه آن اشراف وبزرگان ایستاد وگفت: ای پیامبر! من تو را كمك می كنم، هر كس با تو بجنگد من با او می جنگم(4).

افرادی از بنی هاشم كه این نوجوان را دوست می داشتند از شهامت او احساس خوشحالی كردند وبعضی از آنها سخنان او را مورد تمسخر قرار داده وبرگشتند.

داماد پیامبر صلی الله علیه وسلم

در سال هشتم هجری علی رضی الله عنه به خواستگاری فاطمه زهرا دختر پیامبر صلى الله علیه وسلمرفت وپیامبر صلی الله علیه وسلم بی درنگ خواسته او را پذیرفت، علی برای بجا آوردن شكر الهی سربه سجده گذاشت. وچون سرش را از سجده برداشت پیامبر به او گفت: خداوند بر شما بركت بدهد وشما را خوشبخت كند وفرزندان زیاد وپاكیزه ای به شما عطا نماید.

در مراسم عقد فاطمه وعلی، ابوبكر وعمر وعثمان وطلحه و زبیر رضی الله عنهم وهمه مهاجرین وانصار شركت جستند. هنگامی كه مردم در جای خود نشستند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: سپاس خداوندی را كه دارای صفات نیكوست، خداوند توانا كه معبود همه است وصلت نسب را پیوند می دهد، ازدواج امری ضروری است وحكمی عادلانه وخیر كاملی است خداوند بوسیله ازدواج رابطه خویشاوندی را برقرار می كند. مردم خویشاوند یكدیگر می شوند خداوند در قرآن فرموده است:

﴿وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِیراً﴾ (الفرقان: 54).

((خداوند آن كسی است كه از آب انسان را آفرید و برای او نسب ووصلت قرارداده است و پروردگار تو قادر است)).

بعد پیامبر صلی الله علیه وسلم افزود شما را گواه می گیرم كه فاطمه را به مهریه چهار صد مثقال نقره به عقد علی در آوردم اگر او به این سنت پایدار و فریضه واجب خشنود است، پیوند آنها مبارك باشد، خداوند نسل آنها را پاكیزه كند، گفته ام را پایان داده واز خداوند آمرزش می خواهم.

وبدین صورت فاطمه رضی الله عنها به خانه همسرش علی بن ابی طالب رضی الله عنه برده شد. جهیزیه فاطمه رضی الله عنهاجز یك تخت كه با برگ خرما بست بود ویك بالش پوستی كه با پوشال خرما پر بود ویك مشك آب ویك غربال چیز دیگری نبود.

علی از فاطمه صاحب فرزندی شد، ابتدا او را حرب نامیدند اما پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد وگفت: فرزندم را به من نشان دهید، اسم او را چه گذاشته اید؟ گفتند: ما اورا حرب نام گذاشته ایم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: نه بلكه او حسن است.

ونیز حسین وزینب فرزندان دیگر فاطمه وعلی بودند، پیامبر صلی الله علیه وسلم پدر بزرگ آنها بود و با آنها شوخی می كرد، گاهی یكی از آنها كه بر شانه اش سوار بود، سجده را طولانی می كرد تا او خودش پایین بیاید و می گفت: اگر برخیزم مبادا كودك بیافتد.

فاطمه بعد از مدت كمی پس از پیامبر صلی الله علیه وسلم چشم از جهان فرو بست وعلی درسن شصت وسهسالگی به دست ابن ملجم در كوفه به شهادت رسید، رحمت خداوند بر علی رضی الله عنه باد كه همواره دعا می كرد: بار خدایا! از نگاههای ناجایز وسخنان بیهوده وخطای قلب ما در گذر فرما.

رحمت خداوند بر علی باد كسیكه پیامبر صلی الله علیه وسلم به او مژده بهشت داده بود. به نقل از كتاب ده یار بهشتی.