تبلیغات
سایت کانکور افغانستان | Kankor AFghanistan
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
به اطلاع تمام داوطلبان امتحان کانکورعمومی، متفرقه ومدارس علوم دینی سال 1394-1395 که ازثبت نام مرکز وولایات باز مانده رسانیده میشود که جهت ثبت نام به محلات ذیل مراجعه نمایند:
1- داوطلبان لیسه های ولایات وبیرون مرزی جهت ثبت نام به ریاست عمومی تعلیمات عمومی وزارت محترم معارف واقع (افشار) مراجعه نمایند .
2-داوطلبان مکاتب ولسوالی های ولایت کابل به ریاست محترم معارف ولایت کابل واقع دیوان بیگی خوشحال مینه مراجعه نمایند.
3- داوطلبان لیسه های مرکز به ریاست محترم معارف شهر کابل مراجعه نمایند.
تاریخ دقیق اخذ امتحان کانکورازطریق ریاست های معارف ولایات وویب سایت وزارت تحصیلات عالی به اطلاع داوطلبان رسانیده خواهد شد ، داوطلبان مزاحم ادارات عمومی امتحانات کانکورنشود.
4-متقاضیان ثبت نام امتحان اختصاصی 14 پاسان به ریاست پوهنتون کابل ، فارغان تربیه معلم به پوهنتون تعلیم وتربیه شهید استاد ربانی و بخش علوم صحی به پوهنتون طبی کابل جهت ثبت نام مراجعه نمایند



طبقه بندی: اخبار کانکور، 
برچسب ها: به اطلاع تمام داوطلبان امتحان کانکورعمومی، متفرقه ومدارس علوم دینی سال 1394-1395، متفرقه ومدارس علوم دینی سال 1394-1395 درباره، داوطلبان امتحان کانکورعمومی، متفرقه ومدارس علوم دینی سال 1394-1395 که ازثبت نام مرکز وولایات باز مانده رسانیده میشود،  

تاریخ : 1394/10/29 | 11:14 بعد از ظهر | نویسنده : رهنمایی آزمون کانکور افغانستان | نظرات

الله تبارك و تعالی فرموده است: ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِیَعۡبُدُونِ ٥٦ [الذاریات: 56].  «و انسان‌ها و جن‌ها را تنها برای این آفریدم که مرا عبادت و پرستش نمایند».

همچنین فرموده است: ﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِی كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ [النحل: 36].  «در هر امتی پیامبری (با این پیام) فرستادیم که الله را عبادت و پرستش کنید و از معبودان باطل دوری نمایید!».

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: ﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِیَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَیۡنِ إِحۡسَٰنًا [الإسراء: 23]. «و پروردگارت فرمان داد که جز او را عبادت و پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی نمایید».

همچنین می‌فرماید: ﴿قُلۡ تَعَالَوۡاْ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَیۡكُمۡۖ أَلَّا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗا [الأنعام: 151].  «بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برایتان بخوانم: اینكه چیزى را شریك خدا قرار ندهید».

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗا [النساء: 36].  «و الله را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نگردانید».

ابن‌مسعود(رض) می‌گوید: «هرکه دوست دارد واپسین وصیت و رهنمود محمد ص را ببیند، این فرموده‌ی الله متعال را بخواند که: ﴿قُلۡ تَعَالَوۡاْ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَیۡكُمۡ [الأنعام: 151].  تا آنجا که می‌فرماید: ﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِی مُسۡتَقِیمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواْ ٱلسُّبُلَ [الأنعام: 153]. «بگو: بیایید آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است، برایتان بیان کنم؛ اینکه چیزی را با او شریک قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ترس فقر نکشید؛ ما، شما و آنان را روزی می­دهیم و به کارهای زشت اعم از آشکار و پنهانش نزدیک نشوید و کسی را که الله، کشتنش را حرام نموده، جز به‏حق نکشید. اینها، همان احکامی است که (پروردگار،) شما را به آن سفارش نموده تا خردتان را به‌کار بندید. به مال یتیم جز به بهترین شکل نزدیک نشوید تا آنکه به سن تشخیص برسد و پیمانه و وزن را به عدالت و به طور کامل ادا کنید. الله، هیچ‌کس را جز به اندازه­ی توانش تکلیف نمی­دهد و چون (برای داوری) سخن گفتید، عدالت را رعایت نمایید؛ حتی اگر (در مورد) خویشاوند(تان) باشد و به پیمان الهی وفا کنید. اینها همان احکامی است که (الله) شما را بدان سفارش می­کند تا پند بگیرید. و (به شما خبر داده) که این، راه راست من است؛ پس از آن پیروی نمایید و از راه‌های دیگر پیروی نکنید...».

از معاذ بن جبل t روایت است که: كُنتُ رِدْفَ النَّبیِّ ص عَلَى حِمارٍ فقال: «یَا مُعَاذُ هَل تَدری مَا حَقُّ اللَّه عَلى عِبَادِهِ، ومَا حَقُّ الْعِبادِ عَلى اللَّه؟» قلت: اللَهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَم. قال: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَن یَعْبُدُوه، وَلا یُشْرِكُوا بِهِ شَیْئا، وَحقَّ العِبادِ عَلى اللَّهِ أَنْ لا یُعَدِّبَ مَنْ لا یُشِركُ بِهِ شَیْئًا». فقلت: یا رسولُ اللَّهِ أَفَلا أُبَشِّرُ النَّاس؟ قال: «لا تُبَشِّرْهُم فَیَتَّكِلُوا».

ترجمه: معاذ بن جبلt می‌گوید: پشتِ سرِ پیامبر ص بر الاغی سوار بودم. پیامبرص فرمود: «ای معاذ! آیا می‌دانی حق الله بر بندگان، و حق بندگان بر الله چیست؟» گفتم: الله و پیامبرش داناترند. فرمود: «حقّ الله بر بندگان، این است که او را عبادت کنند و چیزی را شریکش نسازند؛ و حق بندگان بر الله، این است که کسی را که به او شرک نمی‌ورزد، عذاب نکند». گفتم: ای رسول‌خدا! آیا این مژده را به مردم برسانم؟ فرمود: «خیر؛ این مژده را مگو. زیرا بیم آن می‌رود که بر این مژده، تکیه کنند و عمل را ترک نمایند».

شیخین (=بخاری و مسلم) این حدیث را در «صحیحین» روایت کرده‌اند.([1])

خلاصه‌ی آنچه در این باب بیان شد:

1-   حکمت آفرینش جن‌ها و انسان‌ها.

2-   عبادت، همان توحید و یكتاپرستی است؛ زیرا كشمكش و نزاع، بر سرِ توحید می‌باشد.

3-   اگر كسی به‌طور كامل پایبند توحید نباشد، الله را عبادت نكرده‌ است؛ چنانكه آیه‌ی ﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ ٣ وَلَآ أَنَا۠ عَابِدٞ مَّا عَبَدتُّمۡ ٤ وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ ٥ [الکافرون: 3-5].    بدین نکته تصریح نموده است.

4-   حكمت ارسال پیامبران.

5-   به سوی همه‌ی ملت‌ها، پیامبری فرستاده شده است.

6-   دین تمامی انبیا، یكی بوده است.

7-   مساله‌ی مهم این است كه عبادت و توحید واقعی، بدون كفر ورزیدن به طاغوت یا معبودان باطل تحقق نمی‌یابد. چنانكه این مطلب در آیه‌ی 256 سوره‌ی بقره بیان شده است: ﴿فَمَن یَكۡفُرۡ بِٱلطَّٰغُوتِ وَیُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ [البقرة: 256].  «بنابراین کسی که به طاغوت (= معبودان باطل) کفر بورزد و به الله ایمان بیاورد، به دستاویز محکم (و ناگسستنیِ ایمان) چنگ زده است».

8-     طاغوت، عام است و همه‌ی معبودان باطل را دربرمی‌گیرد؛ یعنی طاغوت به هركس و هر چیزی گفته می‌شود كه غیر از الله پرستش گردد.

9-   اهمیت ویژه‌ی آیات 151 تا 153 سوره‌ی انعام در نزد گذشتگان نیك این امت؛ در این سه آیه، ده مساله‌ی مهم بیان شده که نهی از شرك، در رأس آنهاست.

10-     آیات محكم سوره‌ی اسراء كه در آنها به هجده نکته‌ی مهم تصریح شده است؛ بدین‌سان که الله متعال در ابتدای این آیات فرموده است: ﴿لَّا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَقۡعُدَ مَذۡمُومٗا مَّخۡذُولٗا ٢٢ [الإسراء: 22].  «هیچ معبود دیگری را شریک الله قرار مده که نکوهیده و خوار خواهی شد». و باز در پایان همین آیات تأکید فرموده است: ﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتُلۡقَىٰ فِی جَهَنَّمَ مَلُومٗا مَّدۡحُورًا [الإسراء: 39].  «و هیچ معبودی را شریک الله قرار مده که نکوهیده و به‌دور از رحمت الهی در دوزخ خواهی افتاد». اللهU در همین آیه، اهمیت این نکات را به ما یادآوری می‌کند و می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ مِمَّآ أَوۡحَىٰٓ إِلَیۡكَ رَبُّكَ مِنَ ٱلۡحِكۡمَةِ [الإسراء: 39].  «این احکام از حکمت‌هایی است که پروردگارت به‌سوی تو وحی نموده است».

11-                      آیه‌ی 36 سوره نساء نیز كه آیه‌ی حقوق دهگانه نامیده می‌شود، با این فرموده‌ی اللهI  آغاز می‌گردد که: ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗا [النساء: 36].  «و الله را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نگردانید».

12-                      آگاهی از وصیت رسول الله ص در هنگام وفاتش.

13-                      شناخت حق الله بر بندگانش.

14-                      شناخت حق بندگان بر الله، در صورتی که حق الله را ادا کنند.

15-                      بیشتر اصحاب پیامبر ص از این مساله اطلاع نداشتند.([2])

16-                      جواز كتمان علم، به خاطر پاره‌ای از مصلحت‌های شرعی.

17-                      استحباب بشارت دادن مسلمان به آنچه كه خوشحالش می‌گرداند.

18-                      ترس از اینكه مردم با تکیه بر رحمت‌های گسترده‌ی الله، دست از عمل بردارند.

19-                      هرگاه كسی پاسخ سوالی را ندانست، بگوید: والله اعلم.

20-                      جواز اختصاص دادن برخی از افراد برای آموزش مطلب یا نکته‌ای علمی به آنان.

21-                      تواضع رسول‌الله ص؛ چنانکه سوار الاغ می‌شدند و پشت سر خود نیز كسی را سوار می‌كردند.

22-                      جواز سوار كردن كسی، پشت سر خود بر حیوانی.([3])

23-                      منزلت و مقام معاذ بن جبلt.

24-                      اهمیت والای مساله‌ی توحید.



([1]) صحیح بخاری، ش: 2856؛ و صحیح مسلم، ش: 30.

([2]) در شرح استاد عبدالرحمن بن حسن آل الشیخ آمده است: بیشتر صحابه نمی دانستند که "حق بندگان بر الله، این است که کسی را که به او شرک نمی‌ورزد، عذاب نکند"؛ چرا که پیامبرص به معاذt فرمود: «این مژده را به مردم مرسان؛ زیرا بیم آن می‌رود که بر این مژده، تکیه کنند و عمل را ترک نمایند». لذا معاذt این مژده را تا واپسین لحظات حیاتش مخفی نگه داشت و بدین‌سان بسیاری از صحابه# این نکته را نمی دانستند.

([3]) در برخی نسخه‌های این کتاب آمده است: در صورتی که حیوان، توانش را داشته باشد.




طبقه بندی: اسلام، 
برچسب ها: علم توحید، درباره علم توحید، ﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِی كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ﴾ [النحل: 36]. «در هر امتی پیامبری (با این پیام) فرستادیم که الله را عبادت و پرستش کنید و از معبودان باطل دوری نمایید!»، توحید چیست، شیخ محمد بن عبدالوهاب، معلومات درباره علم توحید،  

تاریخ : 1394/10/29 | 09:37 بعد از ظهر | نویسنده : رهنمایی آزمون کانکور افغانستان | نظرات

نظام سرمایه‌داری capitalism economic system مشتمل برسه اصل اساسی است:

1)   مالكیت شخصی "Private Property"

اصل اول این است كه هرفرد در این نظام، اختیار آن را دارد كه هر مقدار از اشیاء وامكانات تولید را كه خواسته باشد، در مالكیت شخصی خود نگه دارد. در نظام سوسیالیستی هر فرد اگر چه اشیایی را كه برای استفاده شخصی باشند، می‌تواند در ملكیت داشته باشد، اما امكانات تولید چون زمین یا كارخانه را عموماً نمی‌تواند در ملكیت شخصی خود داشته باشد. ولی در نظام سرمایه‌داری هر فرد، هر نوع اشیایی را كه خواسته باشد خواه برای استفاده شخصی باشند یا امكانات تولید، می‌تواند در ملكیت شخصی خود نگه دارد.

2)   عامل منافع شخصی "Private Motive "[1]

اصل دوم این است كه عاملی كه در عمل تولید نقش دارد، عامل كسب منافع شخصی هر فرد به شمار می‌رود.

3)   عدم دخالت دولت در امور اقتصادی "Laissez Faire "[2]

اصل سوم نظام سرمایه‌داری این است كه دولت نه حق دخالت در امور تجاری بازرگانان را و نه حق ایجاد موانع در امور اقتصادی آنها را دارد و نه تجار و تولید كنندگان و صاحبان سرمایه موظف به عمل برشرایط و قیود اضافی دولت هستند. عموماً برای این اصل اصطلاح "Laissez Faire" بكار برده می‌شد. این كلمه در اصل فرانسوی است، یعنی «حساسیت عدم دخالت دولت». معنی آن «بگذار هرچه می خواهد بكند» است. یعنی به دولت گفته می‌شد آنهایی كه مشغول تدابیر امر اقتصادی خود هستند به هر طریقی كه خواسته باشند، عمل كنند. در امور آنها دخالت نكن و دولت حق ندارد به مردم بگوید: این كار را بكنید و آن كار را نكنید و این حق را نیز ندارد كه چگونگی تجارت را برای مردم تعیین كند. سومین اصل نظام سرمایه‌داری در واقع فلسفه اساسی و زیر بنایی آن است. اگر چه بعدها نه تنها در خود ممالك تحت پوشش این نظام نیز اجرای این اصل محدود شد و بر قانون «عدم دخالت دولت» عمل نشد، بلكه در ممالك تحت پوشش نظام سرمایه‌داری دخالت‌های بیشماری از طرف دولت در امور تجاری تولید و قانون مالكیت اعمال گردید. امروز در تمدن جهان چنین كشوری یافت نمی‌شود كه دولتش در امور اقتصادی و تجاری مردم دخالت نكند ولی فلسفۀ بنیادین اقتصاد و سرمایه‌داری همین بود كه دولت دخالت نكند بلكه مهار بازرگانان را كاملاً آزاد بگذارد.

چنانكه بر مبنای همین فلسفه گفته می‌شود: «بهترین دولت آن است كه فرمانروایی كمتری داشته باشد» یعنی در امور اقتصادی و تجاری مردم دخالت نكند. زیرا در اقتصاد سرمایه‌داری عامل منافع شخصی، اصل مؤثر است به همین دلیل آن را نظام سرمایه‌داری می‌گویند و نام دوم آن "Market Economy" یعنی «اقتصاد بازار» است، زیرا در آن از اهرم‌های بازار یعنی عرضه و تقاضا كار گرفته می‌شود.





طبقه بندی: اقتصاد، 
برچسب ها: نظام سرمایه‌داری capitalism economic system، سوسیالیسم "Socialism" نظام سوسیالیست یا اشتراكی:[3] نظام سوسیالیستی در واقع به منظور رد ایدۀ نظام سرمایه‌داری بوجود آمد. اصرار فلسفه سرمایه‌داری مبتنی بر آزاد گذاشتن هر فرد در كسب هرچه بیشتر منافع بود و اصولاً هر مفهوم اقتصادی در نظام سرمایه‌داری فقط براساس عرضه و تقاضا قابل توجیه و تحلیل بود. از این جهت در آن هیچ‌گونه اقدامی برای رستگاری و بهبود جامعه و عموم مردم به نظر نمی رسید و در عرصه رقابت كسب هرچه بیشتر منافع، افراد ناتوان بیشماری عقب ماندند كه در نتیجه آن، فاصله عمیقی بین فقیر و ثروتمند ایجاد شد. به همین خاطر نظام سوسیالیسم شعار سد باب این خرابی ها را سر داده، به میدان آمد و بر ایدئولوژی اساسی نظام سرمایه‌داری اعتراض كرده و از پذیرش تحلیل و حل مفاهیم اساسی چهارگانه اقتصاد، فقط از طریق عامل منافع شخصی، مالكیت خصوصی و قدرت‌های بازار اجتناب ورزید. سوسیالیسم مدعی شد كه در نظام سرمایه‌داری تمام مفاهیم اساسی اقتصاد،  

تاریخ : 1394/10/29 | 09:31 بعد از ظهر | نویسنده : رهنمایی آزمون کانکور افغانستان | نظرات

پیامبر ما، محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم است. هاشم، از طایفه قریش بود و قریش، از نژاد عرب است و عرب، از فرزندان اسماعیل ‌بن ابراهیم الخلیل (علیه وعلی نبینا أفضل الصلوة والسلام). پیامبرص 63 سال عمر کرد؛ چهل سالِ آن، در دورانِ قبل از نبوت سپری شد و به مدت 23 سال، پیامبرِ مرسل بود.

 با این آیه، پیامبر شد:

﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِی خَلَقَ [العلق: 1]

«بخوان به نام پروردگارت كه آفرید».

وی با آیات سوره مدثّر، [برای هدایت جهانیان] فرستاده شد. شهرش مکه بود و به مدینه هجرت کرد. خداوند او را مبعوث کرد تا [مردم را] از شرک بیم دهد و آنها را به توحید دعوت کند. دلیل این سخن، کلام خداست در آیات 1 تا 7 سوره مدثر که می‌فرماید:

﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ ١ قُمۡ فَأَنذِرۡ ٢ وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ ٣ وَثِیَابَكَ فَطَهِّرۡ ٤ وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ ٥ وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ ٦ وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ ٧

«ای كشیده ردایِ شب بر سر. برخیز و بترسان. و پروردگار خود را بزرگ دار. و لباس خویشتن را پاك كن. و از پلیدی دور شو. و منّت مگذار و فزونی مَطَلب. و برای پروردگارت شكیبایی كن».

معنا ﴿قُمۡ فَأَنذِرۡیعنى: از شرك بترسان و به سوى توحید فراخوان، ﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ یعنى: با توحید و یكتاپرستى او را تعظیم كن و بزرگ بدار، ﴿وَثِیَابَكَ فَطَهِّرۡ یعنى: اعمال خویش را از شرك پاك گردان، ﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ رُجز یعنى بت‌ها، و تركِ بت‌ها، یعنى بیزارى از بت‌ها و بت پرستان.

رسول الله (ص) به این کار همت گماشت و به مدت ده سال، مردم را به توحید دعوت نمود. سپس، به آسمان برده شد و نماز پنج‌گانه بر او واجب گشت؛ در مکه سه سال نماز خواند و پس از آن، به وی دستور داده شد که به سوی مدینه هجرت کند. هجرت، منتقل شدن از شهرِ شرک به شهرِ اسلام است. حکمِ هجرت، تا روز قیامت باقی است؛ دلیل آن، آیات 97 تا 99 سوره نساء می‌باشد:

  ﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِیٓ أَنفُسِهِمۡ قَالُواْ فِیمَ كُنتُمۡۖ قَالُواْ كُنَّا مُسۡتَضۡعَفِینَ فِی ٱلۡأَرۡضِۚ قَالُوٓاْ أَلَمۡ تَكُنۡ أَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٗ فَتُهَاجِرُواْ فِیهَاۚ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتۡ مَصِیرًا ٩٧ إِلَّا ٱلۡمُسۡتَضۡعَفِینَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ لَا یَسۡتَطِیعُونَ حِیلَةٗ وَلَا یَهۡتَدُونَ سَبِیلٗا ٩٨ فَأُوْلَٰٓئِكَ عَسَى ٱللَّهُ أَن یَعۡفُوَ عَنۡهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَفُوًّا غَفُورٗا ٩٩

«كسانى كه بر خویشتن ستمكار بوده‏اند [وقتى] فرشتگان جانشان را مى‏گیرند مى‏گویند: در چه [حال] بودید؟ پاسخ مى‏دهند: ما در زمین از مستضعفان بودیم. مى‏گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت كنید؟ پس آنان جایگاهشان دوزخ است و [دوزخ] بد سرانجامى است. مگر آن مردان و زنان و كودكان فرودستى كه چاره‏جویى نتوانند و راهى نیابند. پس آنان [كه فى الجمله عذرى دارند] باشد كه خدا از ایشان درگذرد كه خدا همواره خطابخش و آمرزنده است».

 و آیه 56 سوره عنکبوت:

﴿یَٰعِبَادِیَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ أَرۡضِی وَٰسِعَةٞ فَإِیَّٰیَ فَٱعۡبُدُونِ

«اى بندگان من كه ایمان آورده‏اید، زمین من فراخ است تنها مرا بپرستید».

بغوی / گفته است که سبب نزول [و مخاطبِ] این آیه، آن دسته از مسلمانان مکه بودند که مهاجرت نکرده بودند. خداوند، ایشان را با نامِ «ایمان آورندگان» خطاب کرده است.

دلیلی که از سنت رسولr برای هجرت وجود دارد، این سخن ایشان است که فرمود: «هجرت منقطع نمی‌شود تا وقتی که توبه منقطع نشود؛ و توبه نمی‌شود تا آفتاب از مغرب طلوع کند». پس چون رسول خداr در مدینه مستقر شد، موظف شد تا دیگر قوانین اسلام، مانند زکات، روزه، حج، اذان، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن را برگزار نماید؛ و ده سال بدین منوال بود تا وفات نمود. -صلوات الله وسلامه علیه-. دین او باقی است و همین است که ذکر شد. هیچ خیری نبود، مگر اینکه آن حضرت امتِ خود را به آن دلالت کرد و هیچ شری نبود، مگر اینکه ایشان را از آن برحذر داشت.

نیکویی و خیری که مردمان را بدان هدایت کرد، یکتاپرستی و دیگر اموری است که مورد رضای  پروردگار است. شری که امت را از آن بازداشت، شرک است و آنچه خدا منع کرده و نمی‌پسندد. خالق متعال، او را برای تمامی مردم مبعوث، و پیروی‌اش را بر جن و انس واجب نمود؛ دلیل آن، آیه 158 سوره اعراف است:

﴿قُلۡ یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ إِنِّی رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَیۡكُمۡ جَمِیعًا...﴾

«بگو: اى مردم، من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم...».

و خداوند به وسیله او، دینش را کامل نمود، به دلیل آیه 3 سوره مائده:

﴿...ٱلۡیَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِینَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَیۡكُمۡ نِعۡمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِینٗاۚ...﴾

«... امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت ‏خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم».

دلیل بر وفات رسول الله (ص)  آیه 30 و 31 سوره زمر است:

﴿إِنَّكَ مَیِّتٞ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ ٣٠ ثُمَّ إِنَّكُمۡ یَوۡمَ ٱلۡقِیَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ ٣١

«قطعاً تو خواهى مرد و آنان [نیز] خواهند مرد. سپس شما روز قیامت پیش پروردگارتان مجادله خواهید كرد».

دلیل دیگر آن، آیه 55 سوره طه فرموده است:

﴿مِنۡهَا خَلَقۡنَٰكُمۡ وَفِیهَا نُعِیدُكُمۡ وَمِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ

«از این [زمین] شما را آفریده‏ایم در آن شما را بازمى‏گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون میآوریم»؛

نیز در آیه 17 و 18 سوره نوح:

﴿وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ نَبَاتٗا ١٧ ثُمَّ یُعِیدُكُمۡ فِیهَا وَیُخۡرِجُكُمۡ إِخۡرَاجٗا ١٨

«و خدا[ست كه] شما را [مانند] گیاهى از زمین رویانید. سپس شما را در آن بازمى‏گرداند و بیرون مى‏آورد بیرون‏آوردنى [عجیب]»؛

و دلیل دیگر، آیه 31 سوره نجم:

﴿... لِیَجۡزِیَ ٱلَّذِینَ أَسَٰٓـُٔواْ بِمَا عَمِلُواْ وَیَجۡزِیَ ٱلَّذِینَ أَحۡسَنُواْ بِٱلۡحُسۡنَى

«... تا كسانى را كه بد كرده‏اند به [سزاى] آنچه انجام داده‏اند كیفر دهد و آنان را كه نیكى كرده‏اند به نیكى پاداش دهد».

کسی که قیامت را انکار کند، کافر است، به دلیل آیه 7 سوره تغابن:

﴿زَعَمَ ٱلَّذِینَ كَفَرُوٓاْ أَن لَّن یُبۡعَثُواْۚ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّی لَتُبۡعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلۡتُمۡۚ وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٞ

«كسانى كه كفر ورزیدند پنداشتند كه هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: آرى، سوگند به پروردگارم حتما برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به [حقیقت] آنچه كرده‏اید قطعا واقف خواهند ساخت و این بر خدا آسان است».

خداوند، تمام پیامبرانش را خود را برای بشارت دادن [به بهشت] و ترسانیدن [از عذاب دوزخ] فرستاد. دلیل این سخن، آیه 165 سوره نساء است:

﴿رُّسُلٗا مُّبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ لِئَلَّا یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى ٱللَّهِ حُجَّةُۢ بَعۡدَ ٱلرُّسُلِ

«پیامبرانى [فرستادیم] كه مژده دهنده و بیم دهنده بودند، تا براى مردم، پس از [فرستادن‌] پیامبران، در مقابل خدا [بهانه و] حجّتى نباشد».

اولین پیامبر، حضرت نوحu و آخرینِ آنان حضرت محمد r است [كه ایشان خاتم پیامبران هستند].

 دلیلِ اینكه حضرت نوح ÷  اولین پیامبر است، آیه 163 سوره نساء است:

﴿إِنَّآ أَوۡحَیۡنَآ إِلَیۡكَ كَمَآ أَوۡحَیۡنَآ إِلَىٰ نُوحٖ وَٱلنَّبِیِّ‍ۧنَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ

«ما همچنانكه به نوح و پیامبران بعد از او وحى كردیم به تو [نیز] وحى كردیم».

تمام پیامبران، از نوح تا محمدr امت‌ها را به عبادت خدای یکتا امر کرده و از عبادت طاغوت بر حذر می‌داشتند؛ به دلیل آیه 36 سوره نحل:

﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِی كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ

«و در حقیقت در میان هر امتى فرستاده‌اى برانگیختیم [تا بگوید] خدا را بپرستید و از طاغوت [فریبگر] بپرهیزید».

بنابراین، خداوند بر همه بندگانش واجب کرد که به طاغوت کفر بورزند و به خداوند متعال، ایمان بیاورند. ابن القیم / در مورد طاغوت چنین گفته است:

« طاغوت، به آن چیز یا کسی گفته می‏شود که بنده به وسیله‏ او از حد و مرز خویش تجاوز کند، خواه این چیزها معبود، رهبر یا کسی باشد که از او اطاعت می‏شود.

طاغوت‌ها بسیارند و سرکردگان ایشان، پنج کس است:

  1- ابلیس لعنه‌الله؛

 2- هرکس مردم او را عبادت کنند و او راضی باشد؛

 3- کسی که مردم را به عبادت و پرستش خویش دعوت کند؛

 4- آنکه دانستن حتی مقدار کمی از علم غیب را ادعا نماید؛

 5- کسی که به غیر چیزی که خداوند نازل فرموده (ما أنزل‌الله) حکم کند».

دلیل این گفتار، آیه 256 سوره بقره است:

﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِی ٱلدِّینِۖ قَد تَّبَیَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَیِّۚ فَمَن یَكۡفُرۡ بِٱلطَّٰغُوتِ وَیُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَاۗ وَٱللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

«در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه به خوبى آشكار شده است، پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار كه آن را گسستن نیست چنگ زده است، و خداوند شنواى داناست».

و این، معنای «لا‌إله‌إلاالله» است. در حدیث است كه: «رَأْسُ الأَمْرِ الإِسْلامُ، وَعَمُودُهُ الصَّلاةُ، وَذِرْوَةُ سَنَامِهِ الْـجِهَادُ فِی سَبِیلِ الله». «در رأس همه امور، اسلام قرار دارد، ستون آن، نماز و قله افتخاراتِ آن، جهاد در راه خداست».




طبقه بندی: اسلام، 
برچسب ها: شناختن حضرت محمد (ص)، ﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِی خَلَقَ﴾ [العلق: 1] «بخوان به نام پروردگارت كه آفرید».، عقیده شناختن حضرت محمد (ص)، شناختن حضرت محمد (ص) عقیده اسلامی، درباره حضرت محمد (ص)،  

تاریخ : 1394/10/29 | 09:18 بعد از ظهر | نویسنده : رهنمایی آزمون کانکور افغانستان | نظرات
تعداد کل صفحات : 218 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Noori Group:.