تبلیغات
پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal
تاریخ : 1395/11/11 | 08:42 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

چگونگی پاک کردن نجاست

بدان، شارعی که اشیاء نجس و نجس شده را به ما معرفی کرده است، کیفیت پاک کردن آنها را نیز به ما یاد داده است و تنها چیزی که بر ما واجب است اینست که دنباله‌رو فرمان او و اجراکننده اوامر او باشیم. بعضی از نجاسات برای اینکه پاک شوند، لازم است طوری شسته شوند که رنگ، بو و طعم آنها از بین برود؛ ولی برای پاک کردن بعضی دیگر از نجاسات ریختن یا پاشیدن آب و یا کندن نجاست و یا مسح کردن زمین و یا تنها راه رفتن بر زمین پاک، کافی است. بدان که آب در پاک کردن نجاسات اصل است چون شارع این وصف را به آن داده و فرموده است :

(خلق الله الماء طهورا) [1] «الله آب را پاک کننده خلق کرد» برای پاک کردن نجاسات نمی‌توان غیر آب را جایگزین آن کرد، مگر اینکه شارع دستور دهد؛ چراکه با این کار چیزی را که پاک‌کنندگی آن معلوم نیست جایگزین چیزی می‌کنیم که پاک‌کنندگی آن معلوم است، و این برخلاف مقتضای شریعت است.

حال که این نکته را فهمیدی، دستورات شرعی را دربارة چگونگی پاک کردن چیزهای نجس یا نجس شده را بیان می‌کنم:

1- پاک کردن پوست مردار به وسیله دباغی :

از ابن عباس روایت است : از پیامبرص شنیدم که می‌فرمود : (أیما إهاب دبغ فقد طهر) [2] «هر پوستی که دباغی شود، پاک می‌شود».

2- پاک کردن ظرفی که سگ آنرا لیسیده است :

از ابوهریره روایت است که پیامبرص فرمود : (طهور إناء أحدکم إذا ولغ فیه الکلب أن یغسله سبع مرات أولاهن بالتراب) [3] «پاکی ظرف هر یک از شما وقتی که سگ آن را لیسید این است که هفت بار آن را بشوید، اولین بار با خاک».

3- پاک کردن لباس آغشته به خون حیض :

از اسماء بنت ابوبکر(رض) روایت است : (جاءت امرأة إلی النبی(ص) فقالت : إحدانا یصیب ثوبها من دم الحیضة کیف تصنع؟ فقال : تحته ثم تقرصه بالماء، ثم تنضحح، ثم تصلی فیه) [4] «زنی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت : اگر لباس یکی از ما به خون حیض آلوده شد چکار باید بکند؟ پیامبرص فرمود : بایدآن را از لباسش بزداید و سپس با نوک انگشتان و آب آن را بشوید و سپس بر روی آن، آب بریزد و در آن نماز بخواند».

اگر بعد از این کار اثری از خون باقی ماند، اشکالی ندارد :

از ابوهریره(ص) روایت است که خوله بنت یسار گفت : (یا رسول الله، لیس لی إلا ثوب واحد و أنا أحیض فیه؟ قال فإذا طهرت فاغسلی موضع الدم ثم صلی فیه، قالت یا رسول الله. إن لم یخرج أثره؟ قال : یکفیک الماء و لایضرک أثره) [5]  «ای رسول خدا، غیر از یک لباس، لباس دیگری ندارم و در همان لباس به حیض می‌افتم؟ فرمود : وقتی پاک شدی محل آغشته به خون را بشوی سپس در آن نماز بخوان، گفتم ای رسول خدا اگر اثرش از بین نرفت چکار کنم؟ فرمود : کافی است بر آن آب بریزی، اثر آن اشکالی ندارد».

4- پاک کردن دامن لباس زن:

از ام ولد ابراهیم بن عبدالرحمن بن عوف روایت است که او از ام سلمه همسر پیامبرص سؤال کرد و گفت : (إنی امرأة أطیل ذیلی و أمشی فی المکان القذر؟ فقالت أم سلمة : قال النبیr : یطهره مابعده) [6] «من زنی هستم که پایین دامنم را دراز می‌کنم و از محلی که نجاست در آن هست عبور می‌کنم؟ ام سلمه گفت : پیامبرص فرمود : آنچه بعد از نجاست است (خاک) آنرا پاک می‌کند».

5- پاک کردن لباس از ادرار طفل شیرخوار :

از ابوسمح خادم پیامبرص روایت است که پیامبرص فرمود : (یغسل من بول الجاریة و یرش من بول الغلام) [7] «ادرار دختر بچه (شیرخوار) شسته شود ولی برای پاک کردن ادرار پسر بچه (شیرخوار) کافی است که روی آن آب پاشیده شود».

6- پاک کردن لباس از مذی :

از سهل بن حنیف روایت است که گفت : بر اثر خروج مذی زیاد و غسل کردن زیاد دچار رنج و سختی شدم، وضعیت خود را برای پیامبرr بازگو کردم، پیامبرr فرمود : (إنما یجزیک من ذلک الوضوء) «کافی است که بعد از خروج آن وضو بگیری، گفتم ای رسول خدا آن قسمتی از لباسم را که به مذی آلوده شود چکار کنم؟ فرمود : (یکفیک أن تأخذ کفا من ماء فتنضح به ثوبک، حیث تری أنه قد أصاب منه) [8] . «کافی است مشتی آب به جایی از لباست که گمان می‌کنی به مذی الوده شده، بپاشی».

7- پاک کردن زیر کفش:

از ابوسعید(رض)  روایت است که پیامبر(ص) فرمود :

(إذا جاء أحدکم المسجد فلیقلب نعلیه و لینظر فیهما فإن رأی خبثا فلیمسه بالأرض ثم لیصل فیهما) [9]  «هرگاه یکی از شما به مسجد آمد کفشهایش را وارونه کرده به زیر آنها نگاه کند، اگر نجاستی را دید، آنرا به زمین بمالد و سپس در آنها نماز بخواند».

8- پاک کردن زمین:

از ابوهریره(رض) روایت است که گفت : (قام أعرابی فبال فی المسجد، فتناوله الناس، فقال لهم النبیدعوه، و هریقوا علی بوله سجلا من ماء أو ذنوبا من ماء فإنما بعثتم میسرین و لم تبعثوا معسرین) [10]  (شخصی اعرابی (صحرانشین) بلند شد و در مسجد ادرار کرد، مردم خواستند او را منع کنند پیامبر(ص) به آنان فرمود : او را به حال خود بگذارید سپس بر ادرارش دلویی از آب بریزید، چرا که شما مبعوث شده‌اید تا سهل‌گیر باشید نه سخت‌گیر».

پیامبر(ص) به ریختن آب بر ادرار اوامر کرد تا در پاک شدن زمین شتاب شود، و اگر محل نجاست به حال خود رها می‌شد تا اینکه خشک شود و اثر نجاست از بین رود، پاک می‌شد. به دلیل حدیث ابن عمر(رض) که گفت : (کانت الکلاب تبول فی المسجد و تقبل و تدبر زمان رسول الله فلم یکونوا یرشون شیئا) [11] «در زمان پیامبر(ص) سگها در مسجد ادرار و رفت و آمد می‌کردند و هیچگاه (بر محل ادرارشان) چیزی نمی‌ریختند».

 

[1] السیل الجرار (42 . 48/1)، با تصرف. حافظ در کتاب التلخیص (14/1) گفته است : حدیث «خلق الله الماء طهورا» را با این لفظ نیافتم. این حدیث در روایت ابوسعید با لفظ «إن الماء طهور لاینجسه شی» آمده است.

[2] صحیح : [ص. جه 2907]، أ (49/230/1)، ت (1782/135/3)، جه (3609/1193/2)، نس (173/7).

[3]  صحیح : [ص. ج 3933]، م (279 – 91 – 234/1).

[4] متفق علیه : م (291/240/1)، و اللفظ له، خ (307/410/1).

[5]  صحیح : [ص. د 351]، د (361 – 26/2)، هق (408/2).  

[6]  صحیح : [ص. جه، 43]، ما (44/27)، د (379/44/2)، ت (143/951/1)، جه (531/177/1).

[7]  صحیح : [ص. نس 293]، د (372/36/2)، نس (158/1).

[8] حسن : [ص. جه 409]، د [207/358/1]، ت (115/76/1)، جه (506/169/1).

[9] صحیح : [ص. د 605]، د (636/353/2).

[10] متفق علیه : [الإرواء 171]، خ (220/323/1)، نس (48 و 49/1)، و رواه مطولا : د (376/39/2)، ت (47/99/1).

[11] صحیح : [ص. ئ 368]، خ تعلیقاً (174/278/1)، د (378/42/2).




طبقه بندی: مختصر فقه + اساس قران و سنت،
برچسب ها:چگونگی پاک کردن نجاست، نجاست چی گونه پاک شود، فقه از قران و حدیث (چگونگی پاک کردن نجاست)، درباره پاک نمودن نحاست ها، نجاست چی رقم پاک شود، قبل از وضو نجاست پاک شود،

تاریخ : 1395/10/22 | 12:21 قبل از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
فصل اول :طهارت (پاکیزگی)

بخش اول - انواع آبها

هر آبی که از آسمان فرود آید و یا از زمین خارج شود پاک‌کننده است :

به دلیل فرموده خداوند متعال :

) وَأنْزَلْنَاْ مِنَ السَّمَاْءِ مَاْءً طَهُوْرَاً (       (فرقان : 48)

«و ما هستیم که از آسمان آب پاک و پاک‌کننده را نازل می‌گردانیم».

و به دلیل فرموده پیامبرص دربارة دریا : (هو الطهور ماؤه، الحل میتته) [1]  «آب آن پاک کننده و مردار آن حلال است».

و به دلیل فرموده پیامبرص درباة آب چاه : (إن الماء طهور لاینجسه شی)[2].«آب پاک کننده است و هیچ چیزی آن را نجس نمی‌کند».

اگر چیزی پاک با آب آمیخته شود، در صورتی که نام آن از حالت اصلی خارج نشود، بصورت پاک‌کننده باقی خواهد ماند. به دلیل فرموده پیامبرص به زنانی که خواستند دخترش را (برای دفن) تجهیز کنند : (اغسلنها ثلاثا أو خمسا أوأکثر من ذلک إن رأیتن، بماء و سدر، واجعلن فی الآخرة کافورا أو شیئا من کافور)[3] «او را سه یا پنج بار یا اگر لازم دانستید بیشتر از آن با آب و سدر بشویید و در آخرین بار کافور یا مقداری از آن را در آب قرار دهید».

به محض داخل شدن نجاست در آب، به نجس بودن آن حکم نمی‌شود مگر وقتی که آب تغییر کند.

به دلیل حدیث ابوسعید که گفت : (قیل یا رسول الله أنتوضا من بئر بضاعة؟ وهی بئر یلقی فیها الحیض ولحوم الکلاب والنتن، فقال ص : الماء طهور لاینجسه شی) [4]. «گفته شد ای رسول خدا : آیا از چاه بضاعه وضو بگیریم؟ و آن چاهی است که پارچه آلوده به خون حیض و لاشه سگها و چیزهای گندیده در آن انداخته می‌شود، پیامبرص فرمود : آب پاک کننده است و هیچ چیزی آن رانجس نمی‌کند».

 


[1]  صحیح : [ص : جه 309]، ما (40/26)، د (83/52/1)، ت (69/47/1)، جه (386/136/1)، نس (176/1).

[2] صحیح : [الإرواء 14]، د (66 و 67/126/1)، ت (66/45/1)، نس (174/1).  

[3]  خ (1253/125/3)، م (939/646/2).

[4] صحیح : [الإرواء 14]، د (66 و 67/126/127/1)، ت (66/45/1)، نس (174/1). مبارکفوری در تحفة الأحوذی (204/1) می‌گوید : طیبی می‌گوید : معنی «یلقی فیها» این است که چاه در مسیر دره‌هایی بود که امکان داشت زباله صحرانشینان وارد آن شود به این صورت که نجاسات و زباله‌ها در اطراف خانه‌های مردم ریخته شود سپس سیل آن را به داخل آن چاه بیاندازد. تعبیر راوی به صورتی است که گمان می‌رود مردم از روی قلت تعهد دینی نجاسات را داخل چاه آب انداخته‌اند در حالیکه هیچ مسلمانی این کار را جایز نمی‌داند. پس چگونه می‌توان در مورد کسانی که بهترین و پاک‌ترین مردم بوده‌اند چنین گمانی داشت – أه‍ - می‌گویم (مبارکفوری) : بسیاری از اهل علم همین نظر را دارند و این چیزی است که عیناً آشکار است.




طبقه بندی: مختصر فقه + اساس قران و سنت،
برچسب ها:طهارت (پاکیزگی)-انواع آبها، کدام آب ها برای طهارت پاک هستند، فقه سنت از قران و حدیث صحیح، بخش اول - انواع آبها هر آبی که از آسمان فرود آید و یا از زمین خارج شود پاک‌کننده است : به دلیل فرموده خداوند متعال : ) وَأنْزَلْنَاْ مِنَ السَّمَاْءِ مَاْءً طَهُوْرَاً ( (فرقان : 48) «و ما هستیم که از آسمان آب پاک و پاک‌کننده را نازل می‌گردانیم».،

تاریخ : 1395/10/22 | 12:12 قبل از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

توسل مشروع به 3 چیز است...

1-اسماء الحسنی
2-اعمال صالحه
3شخص نیکو، حاضر وزنده

برای اینکه ادعا داشته باشیم که توسل به جز در سه مورد ( یعنی: توسل به اسماء و صفات الهی، توسل به دعای شخص صالح زنده، توسل به اعمال صالحه ی خود) موارد دیگری نیز دارد باید از کتاب و سنت صحیح دلیل و برهان داشته باشیم وگرنه هر نوع توسل دیگری که از سوی پیامبر یا اصحاب گرانقدرش صورت نگرفته باشد، آن توسل جایز نیست و ما حق نداریم خود نوع دیگری از توسل را جایز بشماریم مگر اینکه دلیل قاطع و صحیح از قرآن یا احادیث صحیح ( نه ضعیف) داشته باشیم.

پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید:

«من أحدث فی أمرنا ما لیس منه فهو ردّ». متفق علیه

«هر کس چیزی را در دین ما ایجاد کند که جزو آن نیست ، مردود است واز او پزیرفته نمی شود».

و می فرماید:

«کل بدعة ضلالة و کل ضلالة فی النار»«هر بدعتی گمراهی است و هر نوع گمراهی به آتش دوزخ منتهی می گردد»،

عبداﷲ بن عمر رضی ﷲ عنهما گفته است:«کل بدعة ضلالة وإن رآها الناس حسنة»

«هر بدعتی گمراهی است اگر چه مردم آنرا خوب ببینند».( دارمی آن را با سند صحیح روایت کرده است)

اما آن سه نوع توسل که ذکر شد، همگی در سنت نبوی و افعال صحابه رضی الله عنهم به اثبات رسیده اند و آنها جز آن سه نوع توسل انجام نداده اند و لذا انجام هرنوع توسل دیگری جایز نیست و ما باید تابع پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحابش باشیم و حق تشریع نداریم.

توسل مشروع تحت سه نوع طبقه بندی می شود:

اول اینکه: توسل به الله تعالی به وسیله اسمی از اسمهای نیکو یا صفتی از صفتهای عظیم و بزرگش. مانند اینکه مسلمان در دعایش می گوید: یاالله ج ! من به اینکه تو رحمان و رحیم هستی از تو عافیت و سلامتی را می خواهم. یا می گوید: یاالله ج! به خاطر رحمت تو که همه چیز را در بر گرفته می خواهم که مرا ببخشی و به من رحم کنی و دعاهایی از این قبیل.

دلیل بر مشروعیت این نوع توسل این سخن الله تعالی است که می فرماید:«وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا» اعراف 180. «و برای الله ج نامهای نیکوست پس به وسیله آنها او را بخوانید».

دوم اینکه: توسل جستن به الله تعالی به وسیله عمل صالحی که بنده انجام داده است. مانند اینکه بگوید: یاالله ! بخاطر ایمانی که به تو دارم، محبتی که به تو دارم، به خاطر تبعیت از پیامبرت مرا ببخش یا اینکه بگوید: پروردگارا به خاطر محبتی که نسبت به پیامبرت محمد صلی الله علیه وسلم دارم از تو می خواهم که در کارم فرج و گشایشی بفرمایی یا دعا کننده عمل صالحی را که انجام داده است را بعنوان وسیله ی تقرب انجام دهد مثلا بگوید: یاالله ج بخاطر نمازی که برایت خواندم فلان امر مطلوب را در حق من مستجاب فرما؛ مانند داستان سه نفر داخل غار که ذکر آن خواهد آمد.

و دلیل بر مشروعیت آن این سخن الله تعالی است که می‌فرماید:«الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» آل عمران 16.
«کسانی که می گویند پروردگارا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش دور بگردان» و می فرماید:«رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ» آل عمران 53.«پروردگارا ما به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم و از فرستاده ات تبعیت نمودیم پس ما را از شهادت دهندگان بنویس».

و از جمله آن داستان آن سه نفر داخل غار است که عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت می کند که گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود:

یعنی:«سه نفر از امتهای گذشته، براه افتادند در حالیکه باران می بارید به غاری رفتند. ناگهان، سنگ بزرگی از قلة کوه، سرازیر شد و دهانه غار را کاملاً مسدود نمود. به یکدیگر گفتند: به الله ج سوگند راه نجاتی از این سنگ، وجود ندارد مگر اینکه به اعمال نیک خود، متوسل شده و از الله ج بخواهیم(تا ما را نجات دهد).
یکی از آنان، دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! می دانی که من کارگری داشتم که بر پیمانه ای از برنج کار می‌کرد و بدون دریافت مزد رفت. من پیمانه برنج را برایش کاشتم و از ثمره آن گاوی برایش خریدم پس از مدتی، آن کارگر نزد من آمد و مزدش را خواست. گفتم: به سوی آن گاو برو از آنِ توست. گفت: من فقط پیمانه ای برنج از تو طلب دارم. به او گفتم: برای تو از آن پیمانه آن گاو را خریدم. او آن را با خود برد. پروردگارا! اگر این کار را بخاطر ترس از تو انجام داده ام، ما را از این گرفتاری نجات بده. آنگاه، سنگ، از دهانة غار، کمی کنار رفت اما نمی توانستند بیرون بروند. دیگری گفت: یا الله ج!
می دانی که پدر و مادرم سالخورده بودند و من هر شب به آنها شیر می دادم. شبی، بخاطر کاری، دیر به خانه برگشتم و قبل از اینکه خدمت والدینم برسم، آنها خواب رفته بودند. و اهل و عیالم از گرسنگی به خود می پیچیدند و به اهل خانه‏ام چیزی ندادم تا اینکه پدر و مادرم از آن خوردند. ناپسند دانستم که آنها گرسنه باشند و ناپسند دانستم که آنها(پدر و مادر) را از خواب بیدار نمایم برای نوشیدن آنها منتظر شدم تا هنگام صبح که آنها بیدار شدند، آن شیر را به آنان، دادم. پروردگارا! اگر این عمل را بخاطر ترس از تو انجام داده ام، ما را از این مصیبتی که گرفتار آن شده ایم، نجات ده. آنگاه، سنگ، اندکی تکان خورد اما نه در حدی که آنان بتوانند از غار، بیرون بیایند. دیگری گفت: پروردگارا! خودت می دانی که من دختر عمویی داشتم که او را از همه بیشتر دوست داشتم. خواستم با او زنا کنم ولی امتناع ورزید. تا اینکه نیاز به صد دینار پیدا کرد و نزد من آمد. پس آن کار را از او خواستم تا آنجا که بر او تسلط پیدا کردم. پول را به او دادم و او را به آن کار وادار کردم پس بر او مسلط شدم بطوری که بین دو پایش قرار گرفتم و برای انجام آن عمل، آماده شدم، گفت: از الله ج بترس شکستن این گوهر عفت، بر تو حرام است. من از انجام آن عمل، منصرف شدم. و صد دینار را به او بخشیدم و از او جدا شدم. پروردگارا! اگر این کار، بخاطر ترس از تو بوده است، ما را از این گرفتاری، نجات بده. آنگاه، سنگ، از دهانة غار، کنار رفت و آنها بیرون رفتند». صحیح بخاری (3465) .

سوم اینکه: توسل جستن به الله ج به وسیله دعای مرد صالح که امید به اجابت دعای او می رود مانند اینکه مسلمانی پیش مردی می رود که در او نیکوکاری، تقوا و محافظت و ماندگار در طاعت و عبادت پروردگار را می بیند از او می خواهد که به سوی پروردگارش دعا نماید که الله ج در سختی اش گشایشی قرار دهد و کارش را آسان نماید. البته باید توجه داشت که این فرد صالح زنده است و در دنیا زندگی می کند و همانطور که گفته شد فردی مومن و متقی است.

دلیل بر مشروعیت این نوع، این است که صحابه رضی الله عنهم از پیامبر صلی الله علیه وسلم درخواست می کردند که برایشان بطور عموم و خصوص دعا کند.

در صحیحین از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که:

«مردی روز جمعه در حالیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم مشغول خطبه بود وارد مسجد شد و مقابل رسول الله صلی الله علیه وسلم ایستاد و گفت: ای رسول الله ص دامهایمان به هلاکت رسیدند و راهها از بین رفتند از الله ج در خواست کن بر ما باران بباراند. پیامبر دستش را بلند کرد و فرمود: یاالله ج!
بر ما باران بباران، پروردگارا بر ما باران بباران، پروردگارا بر ما باران بباران. انس می گوید: به الله ج سوگند نه در فاصله بین ما و نه در فاصله ما تا شکاف در و در هیچ جایی از آسمان ابری و حتی هیچی نبود ناگهان از پشت آن ابری به مانند سپر آشکار شد وقتی به وسط آسمان رسید منتشر و پخش گردید سپس باران بارید. می‏گوید: به الله ج سوگند شش روز، آفتاب را ندیدیم. ( یعنی باران می بارید). سپس، در جمعه بعد، مردی از همان دروازه، وارد مسجد شد و مقابل رسول الله صلی الله علیه وسلم که مشغول خطبه بود، ایستاد و گفت: دامها هلاک شدند و راه ها از بین رفتند از الله ج بخواه که باران را متوقف سازد، رسول الله صلی الله علیه وسلم دست به دعا برداشت و فرمود: یاالله ج ! باران را از روی ما به اطراف، پراکنده ساز و آن را بر تپه ‏ها، کـوه‏ها، دره ها و محل روئیدن درختان، هدایت فرما، راوی می‏گوید: بی درنگ، باران متوقف شد و ابرها پراکنده گشتند بطوریکه هنگام بیرون آمدن از مسجد، در هوای آفتابی، به خانه هایمان برگشتیم. شریک می‌گوید: از انس پرسیدم: آیا او همان مرد اولی بود؟ جواب داد: نمی دانم». صحیح بخاری (1013) ، وصحیح مسلم (897) .

و در صحیحین از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت است که ذکر نمود که در امت او هفتاد هزار نفر بدون حساب و عذاب داخل بهشت می شوند. و فرمود:«هُمْ الَّذِینَ لَا یَسْتَرْقُونَ وَلَا یَتَطَیَّرُونَ وَلَا یَکْتَوُونَ وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ فَقَامَ عُکَّاشَةُ بْنُ مِحْصَنٍ فَقَالَ ادْعُ اللَّهَ أَنْ یَجْعَلَنِی مِنْهُمْ فَقَالَ أَنْتَ مِنْهُمْ» صحیح بخاری (5705) ، وصحیح مسلم (218) .

«ایشان کسانی هستند که درخواست رقیه نمی کنند (دعا خواندن برای بهبودی را رقیه می گویند)، فال بد نمی زنند، از داغ کردن پرهیز می نمایند«نوعی طبابت است»و تنها بر الله ج توکل می کنند. 
عکاشه بن محصن بلند شد و گفت: ای رسول الله از الله ج بخواه که مرا از آنها قرار دهد،
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: تو از جمله آنها هستی». 
و از آن جمله سخن پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد ویس قرنی است که در آن می فرماید:|فاسألوه أن یستغفر لکم| «از او بخواهید که برایتان طلب استغفار نماید».

و این نوع از توسل در زمان حیات از او درخواست دعا کرده می شود اما بعد از مرگش جایز نیست زیرا جزو عمل برای او به حساب نمی آید.

عَنْ أَنَسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ ، أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ ، فَقَالَ : " اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ بِنَبِیِّنَا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَتَسْقِینَا , وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا فَاسْقِنَا ، قَالَ : فَیُسْقَوْنَ " .رواه البخاری
ترجمه: از انس رض روایت است که در زمان عمررض وقتی کم آبی می شد طلب باران توسط عباس رض پسر عبدالمطلب کاکای رسول الله ص میکرد(یعنی عباس رض که زنده بود توسل به نزد الله ج میکردندش مگر توسل به قبر رسول الله ص وروحش نمیکردند)پس عمر رض گفت:(ای بار الهی مایان بودیم توسل میکردیم به طرف تو به پیامبر ما ص (در زمات حیاتش)پس ما را سیراب می کردی و(حالا که رسول الله ص وفات کرده)توسل می کنیم به طرف تو به کاکای پیامبرص ما پس ما را سیراب کن!
راوی میگوید :(پس سیراب میشدند)یعنی باران می بارید.

توسل ممنوع:

متوسل شدن به چیزی که در شریعت به عنوان وسیله قرار داده نشده استرا توسل ممنوع و ناجایز گویند، و انواع مختلفی دارد که خطر بعضی از آنها از دیگری بیشتر است که از آن جمله:

1.توسل نمودن به الله تعالی به وسیله دعای شخص مرده و غایب و درخواست فریادرسی، رفع نیاز، گشایش سختی و نارحتی و مانند اینها از آنها. این نوع از شرک اکبر می باشد و شخص را از امت اسلام خارج می کند.

2. توسل نمودن به سوی الله ج به وسیله انجام عبادات نزد قبور و ضریحه با درخواست کردن ازالله ج نزد آنها (واسطه نمودن صاحبان قبور و مردگان) و تعمیر کردن و قراردادن چراغها و پرده ها و مانند آن بر آنها. و این نوع از شرک اصغر است که منافی کمال توحید می باشد و آن گشایشی به سوی شرک اکبر است.

3. توسل به الله ج به وسیله جاه و مقام انبیاء و صالحان و نزد الله ج، مثلا فرد دعای خویش را مستقیما متوجه الله تعالی می کند ولی او را به حق یکی از انبیا یا اولیا قسم می دهد و مثلا می گوید:(اللهی به حق پیامبر صلی الله علیه وسلم مریضم را شفا بده)البته این نوع توسل حرام است ولی موجب شرک اکبر نخواهد شد زیرا این نوع توسل در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحاب رضی الله عنهم وجود نداشته و اگر این نوع توسل (یعنی توسل به جاه و مقام اولیاء و انبیاء) جایز می بود، قطعا پیامبر صلی الله علیه وسلم بدان ارشاد می نمود یا اینکه صحابه رضی الله عنهم بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم هنگام دعاهایشان به جاه و جلال پیامبر صلی الله علیه وسلم متوسل می شدند، ولی آنان هرگز چنین توسلی را انجام ندادند و این بمعنای ناجایز بودن این نوع توسل است و بعبارتی از جمله بدعتهای ایجاد شده است. زیرا توسلی است که الله ج آن را تشریع نکرده و به آن اجازه نداده است.

الله تعالی می فرماید:«آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ» یونس 59. «آیا الله ج به شما اجازه داد». 
همچنین جاه و منزلت صالحین نزد الله ج برای خود آنها نافع است کما اینکه الله تعالی می‌فرماید: «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی» نجم 39. «و برای انسان جز آنچه سعی و تلاش نموده است نمی باشد». این نوع توسل در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم و صحابه معروف نبوده است. نص بر منع و تحریم آن از اهل علم وجود دارد.

امام ابوحنیفه رح می فرماید:«یکره أن یقول الداعی: أسألک بحق فلان أو بحق أولیائک ورسلک أو بحق البیت الحرام والمشعر الحرام» «ناپسند می دانم از اینکه دعا کننده بگوید: یاالله ج! از تو به حق فلان یا بحق دوستانت و پیامبرانت یا به حق بیت الله الحرام و مشعر الحرام از تو درخواست می کنم».


بخش دوم این پست در مورد گذاشتن مرده را تنهااست قبل از دفن کردن:

رها نمودن میت بستگی دارد به چه هدفی صورت می گیرد؛ اگر این امر را به شریعت مربوط سازند و چنان گمان کنند که لازمست حتما مدتی میت را تنها گذاشت، در آنصورت این امر نیاز به دلیل شرعی دارد و در صورت نبود دلیل بدعت خواهد بود و جایز نیست و ما دلیلی بر انجام این امر نمی دانیم.

اما اگر به چنین هدفی میت را تنها نگذارند بلکه ناگهانی باشد یا به سبب اتفاقی مجبور شوند تا مدتی میت را تنها بگذارند ایرادی در آن نیست.

اما باید دانست که سنت آنست که هر چه زودتر میت را دفن نمود.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَسْرِعُوا بِالْجِنَازَةِ فَإِنْ تَکُ صَالِحَةً فَخَیْرٌ تُقَدِّمُونَهَا وَإِنْ تَکُن سِوَی ذَلِکَ فَشَرٌّ تَضَعُونَهُ عَنْ رِقَابِکُمْ». بخاری و مسلم و اصحاب سنن

جنازه را با شتاب، به طرف گورستان ببرید. اگر نیکوکار باشد، او را به سوی خیر و برکت پیش می برید وگرنه شری را از دوش خود پایین می گذارید.

عبدالرحمن بن جوشن می گوید: در تشییع جنازه عبدالرحمن بن سمره، شرکت داشتم زیاد و تنی چند از غلامانش ، پیشاپیش جنازه . آرام راه می رفتند، و می‌گفتند: آرام ، آرام حرکت کنید. خداوند به شما برکت بدهد. سپس ابوبکر رضی الله عنه در یکی از کوچه های مدینه به آنها رسید و سوار بر قاطر آنها را دنبال کرد و با شلاق آنها را زد و گفت: کنار بروید، سوگند به خدا در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم میت را چنان با شتاب می بردیم که گوئی می دویدیم.( ابی داود، نسائی، طحاوی و حاکم. و حاکم آن را صحیح دانسته است و ذهبی با او موافقت نموده است.) امام نووی می گوید: شتاب روی در تشییع جنازه مستحب است (المجموع). بنده می گویم: چون رسول الله صلی الله علیه وسلم امر نموده اند، پس شتاب واجب است. ابن قیم می گوید: اینکه مردم جنازه را آرام ، آرام تشییع می کنند مخالف با سنت رسولالله ص و موافق با روش یهودیان است. (زاد العماد)

البته در برخی از اوقات شبانه روز بهتر است از دفن میت خودداری شود.

1- هنگامی که خورشید طلوع می‌کند تا وقتی که بلند شود.

2- وقتی که نیمه روز می‌شود تا هنگامیکه خورشید زوال کند.

3- وقتی که خورشید به غروب نزدیک می‌شود تا آنکه غروب کند.

از عقبه بن عامررض روایت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله صلی الله علیه وسلم ینهانا أن نصلی فیهن، أو أن نقبر فیهن موتانا، حین تطلع الشمس بازغة حتی ترتفع، و حین یقوم قائم الظهیرة حتی تمیل الشمس، و حین تضیف الشمس للغروب حتی تغرب) «سه وقت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را نهی می‌کرد که در آن اوقات نماز بخوانیم یا مرده‌هایمان را دفن کنیم، هنگامی که خورشید طلوع می‌کند تا وقتی که بلند شود، و وقتی که نیمه روز می‌شود تا هنگامیکه خورشید زوال کند، و وقتی که خورشید به غروب نزدیک می‌شود تا آنکه غروب کند». مسلم (831)

از جابر رض روایت است : (أن النبی صلی الله علیه وسلم ذکر رجلا من أصحابه قبض فکفن فی کفن غیر طائل و قبر لیلا فزجر النبی صلی الله علیه وسلم أن یقبر الرجل باللیل حتی یصلی علیه، إلا أن یضطر الإنسان إلی ذلک) «پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره یکی از اصحابش که فوت کرده بود و او را در پارچه‌ای که تمام بدنش را نمی‌پوشاند، کفن و شب هنگام دفن کرده بودند صحبت کرد ما را از دفن کردن مردگان در شب منع کرد تا (صبح مردم بیشتری جمع شوند) بر او نماز خوانده شود، مگر اینکه ضرورتی پیش بیاید». مسلم (943)

اگر ضرورت ایجاب کند، می‌توان مرده را شبانه دفن کرد، و می‌توان برای تسهیل عمل دفن از چراغ استفاده کرد : به دلیل حدیث ابن عباس : (أن رسول صلی الله علیه وسلم أدخل رجلا قبره لیلا، و أسرج فی قبره) «پیامبر صلی الله علیه وسلم مردی را در شب دفن کرد و (برای تسهیل عمل دفن) داخل قبرش، از چراغ استفاده کرد». ترمذی (1063).




طبقه بندی: عقیده اسلامی ، مقالات توحید،
برچسب ها:توسل مشروع به 3 چیز است... 1-اسماء الحسنی 2-اعمال صالحه 3شخص نیکو، حاضر وزنده، توسل به الله تعالی به وسیله اسمی از اسمهای نیکو یا صفتی از صفتهای عظیم و بزرگش، رد عقیده توسل به غیر الله، توسل به مرده گان شرک است، توسل جستن به الله تعالی به وسیله عمل صالحی که بنده انجام داده است، توسل جستن به الله ج به وسیله دعای مرد صالح،

تاریخ : 1395/10/22 | 12:05 قبل از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

.: تعداد کل صفحات 231 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

.: Youtube Channel :.

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبمستر

تصویر ثابت