تبلیغات
پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal
آن مالک عرش ( الله عزوجل ) قانون ساز است !

نوع چهارم توحید حاکمیت است !
 یعنی الله سبحان این دنیا را پیدا کرده ، آسمان و زمین ... همه ، پس انسانها را مهمل نگذاشته که شما را پیدا کردم بخورید و بپوشید و بخوابید و هر رقم که خواستید زندگی کنید و بگذرانید !
بلکه الله حاکم است یعنی حکم کننده ! 
آن ذاتیکه قانون ساز است ، حلال کننده و حرام کننده است !
پس ما از الله و الله حاکم ما !  و قانون الله بالای ما نافذ است ، و به قانون الله عمل میکنیم !
قانون الله چه است ؟ 
قانون الله اسلام است ، قرآن و حدیث ! 
 یکی قانون قدری الله است که آنچه در تقدیر ما فیصله میکند که آن اختیار و اراده خودش است کسی را زندگی میدهد یا میمیراند ...
 و یکی قانون شرعی الله است ، که قرآن و حدیث است و برای تمام بندگان امر فرموده که : 
أقیموا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ 
دین الله را قائم بدارید ، برپا بدارید و ... !
و قانون الله قانون اعلی میباشد و با قانون الله فیصله کنید !
اگر مسائل دینی باشد یا مسائل زمین و پلوان .... 
 حاکمیت صفت الله عزوجل است ، قانون سازی صفت الله است ، این صفت را برای کسی دیگر دادن شرک است ! و عاملش مشرک است !
مثال آسان : 
 خانه از تو است ، زن و اولاد هم از تو اند ، حالا نفقه تو میآری از بیرون برایشان ، لباس تو میدهی ، و تمام حاجات شانرا تو برآورده میکنی ، و اینجا حتما اگر انسان عاقل استی قوانینی وضع کرده ای برای زن که مثال بی جای بیرون نمیرود بی حیایی نمیکند یا خانه پدرش چه وقت میرود ... و برای اولادت هم که باید مدرسه برود یا مکتب با اشخاص نادرست ارتباط نگیرد و در کارهای بیرون خانه کمک کند و امثال آن !
حالا با این همه ، زن و اولاد تو تابع تو نیستند ! 
زن ،  بجای تو قانون کسی دیگری را قبول میکند با مرد بیگانه یارانه دارد ، اولاد ها هذالقیاس قانون شکنی پدر را میکنند ، به طبع و دل خود زندگی میکنند !
 پس کی راضی است از شما که زن و اولاد از شما ، اما تابع قانون شخصی یا اشخاص دیگری باشند ؟
 یکنفر از شما هم پیدا نمیشود که تحمل داشته باشد اگر توان طلاق داشتی یا قتل ، دریغ نمیکنی !
اختلاف زن و شوهر چرا پیدا میشود ؟ چون زن نافرمان شوهر میشود !
 حالا الله عزوجل را فکر کنید ، ما را خلق کرده رزق میدهد ، پرورش ما الله میکند ، محتاجش در هر نفس و در هر قدم ما استیم ، ... 
 با وجود اینهمه ، به الله پشت بگردانیم و به قانون کسی دیگری عمل کنیم ؟ و او در مملکت حاکم باشد و مردم فیصله شانرا برای او ببرند ؟ 
به الله سوگند که الله رضا نمیشود و تو میشوی کافر کلان !
صفت حاکمیت از الله است و تو داده ای برای بادشاه ؟  که هر چه را حلال کرد هر چه را حرام کرد ؟ چه را روا چه را ناروا میکند ، حق او است !
 در سابق یهود و نصارا ، قانون سازی را برای ملایان و پیران شان داده بودند ، که ملا و پیر ، هر چه را حرام گفت حرام و هر چه را حلال گفت حلال است! و تقلید شانرا میکردند ، و الله عزوجل در قرآنش میفرماید : با این عمل شان اینها مشرکین اند : 
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ .....
 اینها از ملایان و پیران شان ، حاکمان و شارعان ساختند ، نبی علیه السلام در تفسیر این آیه فرموده اند که ، که آنها حلال و حرام را برای مردم بیان میکردند ، و مردم بدان عمل میکردند و لحاظ الله و رسول الله را نمیکردند !
و الله تعالی میفرماید :
سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِكُونَ......
او منزه وبرتر از هرچیزی است كه با او شریك می سازند
و این عمل را امروز باعینیه در این امت ، صوفیه و مقلدین میکنند !
 طریقه صوفیه اینست که از سخن بزرگ شان بالکل اینطرف و آنطرف نمیروند ، اگر پیر و بزرگ شان کار خلاف شریعت را هم میکنند اینها بد نباید ببینند ، بی نماز ، نماز خواند تو چیزی گفته نمیتوانی !
 اگر برهنه جائی نشسته باشد و عورتش آشکار شده باشد هم صوفی چیزی گفته نمیتواند چرا که این شخص رسیده است ، اگر نماز هم نمیخواند چیزی نمیگویی ؟
 پیر بزرگ شان کی است ؟ آنیکه کلان بی نماز باشد ! و برایش میگویند او رسیده است ، ما هم میگوئیم که رسیده ! اما کجا ؟ 
به آتش جهنم رسیده ! 
 و این تبلیغیان هم اکثر صوفیه اند که بدون کلان شان سخن هیچ کسی را نمیپذیرند !
 ما میگوئیم احترام عالم را بکن ، سخنش را بیین اگر مطابقت به قرآن و حدیث میکرد بگیر در غیر ان بگذارش و آنچه حق است بگیر !
 و امروز عوام این صفت را گرفته اند ، جمهوریت و دیموکراسی ( حاکمیت عوام ) که در آن الله قانون ساز نمیباشد ، قانون سازی صرف به عوام سپرده میشود ، چه معنی ؟ 
 آنچه خوش عوام بود آنها نماینده شان یا بزرگ شانرا تعین میکنند و به پارلمان روان میکنند ، که این شخص نائب یا وکیل عوام میشود ، و در پارلمان قانون میسازند مطابق ذهن عوام !
 اگر عوام سازندگی دوست داشتند ، سازندگی میآورند ، اگر عوام سینما و تی وی و بی حجابی ... میخواستند عین شکل وکیل عمل میکند !
و اگر عوام اسلام بخواهند پس پارلمان تلاش به اسلام آوردن میکند ، اما !
 اول عوام با قبول کردن قانونهای پارلمان ، خود را کافر میکنند بعد اسلام میآوردند !
 اول خو پذیرفتی که بلی قانون از عوام باشد ، مشرک کردی خود را اول که الله قانون ساز نباشد ، و بعد که تلاش برای اسلام بکنی ، هزار سال بگذرد والله اگر بیآوری !
 کسیکه در انتخابات شریک میشود ، مسلمان نیست و کسیکه جنازه اش را میخواند هم مسلمان نیست !
خبر کنید خود را از دین تان ! 
نظامیکه با رای دهی بمیان میآید ، کافر است کافر است کافر است !
 زیرا در آن الله قانون ساز نیست ، این نظام ساخته شده غرب و کفار است که میخواهند گاهی هم اسلام نیآید .
برای آوردن نظام اسلامی ، الله عزوجل دعوت و جهاد را فرموده !

نتیجه این میشود که عوام قانون ساز نیست ! عوام کی باشد که قانون بسازد ؟
 بلکه آن مالک عرش قانون ساز است ، بشکل قرآن و حدیث قانون آمده ، و این کار شما توهین قرآن و حدیث است !
 قانون را الله عزوجل با فرستادن رسول الله صلی الله علیه و سلم ، نافذ کرد بالای مان ، و ما برای عمل کردنیم نه اینکه بالای قانون الله ، قانون بسازیم !

طبقه بندی: عقیده اسلامی ، مقالات توحید،
برچسب ها:الله عزوجل قانون ساز است !!!، الله عزوجل قانون ساز است، در مورد حکم تنها از الله است، قانون سازی فقد از الله متعال است، حکم از الله متعال است،

تاریخ : 1395/10/13 | 03:03 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
فرق های دو صفت الله عزوجل ، الرحمن ، الرحیم 
15541674_233924207034928_5591646880244077273_n.jpg (300×168)
رحمت صفت الله است و حقیقی صفت است ، و صفت بنده هم میآید ، اشتراک لفظی !
وقتیکه در صفات الله و مخلوقات مشارکت لفظی بیاید ، از آن شرک ثابت نمیشود ، الله رحیم است ، بنده هم رحیم است ، مگر این شرط است در آن که رحمت الله مشابه رحمت مخلوق نیست ، تشبیه و تمثیل نیست !
لیس کمثله شی 
لم یکن له کفوا احد 
اینجا از رحمت الله انکار نمیکنی یا تاویل نمیکنی مانند معتزله !
معنی رحمت الله جدا است ، از مخلوق جدا است !
معنی رحمت مخلوق یعنی ( نرمی قلب ) است !
و رحمت الله کدام است ؟ الانعام و الفضل و الاحسان !
رحمت الله یعنی نعمت ها میدهد ، احسانها و فضل بالای بندگانش میکند .
حالا میبینیم دو لفظ است ، الرحمن الرحیم ، وقتیکه در الفاظ فرق باشد در معنی حتما فرق است .
فرق اول : 
الرحمن به تمام مردم تعلق دارد و الرحیم خاص برای مومنان است !
به دلیل سوره احزاب ، 
و کان بالمومنین رحیما ... 
الله بالای مومنان رحیم است 
فرق دوم : 
الرحمن ، نعمتها را میدهد و الرحیم مصیبتها را دور میکند ، سوره انعام -16 و سوره غافر آیت 9 

رحم اینجا چه معنی ؟ که در قیامت عذاب دور شود ، این رحمت خاصه شد ، و رحمن عام شد !
فرق سوم : 
الرحمن ، دهنده نعمتهای دنیا ، و الرحیم دهنده نعمتهای آخرت !
فرق چهارم : 
الرحمن به وسعت رحمت دلالت میکند ، عام رحمت !
و الرحیم به لزوم رحمت دلالت میکند و اشاره شده در سوره الاعراف آیت 156 ، رحمت من در دنیا به هر چیز فراخ است ، مگر خاص میکنم برای بعضی مردم ، اول معنی رحمن و بعد معنی رحیم شد ، و هم سوره غافر آیت 7 .
الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ﴿۷﴾

كسانى كه عرش ا[ الله] را حمل مى كنند و آنها كه پیرامون آنند به سپاس رب شان تسبیح مى‏ گویند و به او ایمان دارند و براى كسانى كه گرویده‏ اند طلب آمرزش مى كنند یا رب رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏ اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار (۷)

فرق پنجم : 
دلالت میکند به دو نعمت : 
رحمن نعمت های بزرگ و 
رحیم دلالت میکند به نعمت های کوچک ، اینجا بالکل واضح شد که نگویند نعمت های کلان را الله میدهد و نعمت های خورد را بابا ها و پیر ها میدهند !
فرق ششم :
رحمن به آسمانها تعلق دارد و رحیم به زمین تعلق دارد . 
فرق هفتم : 
رحمن آن ذاتی است که میدهد بعد از سوال و طلب ، و رحیم آن ذاتی که بدون سوال و طلب میدهد .
فرق هشتم : 
رحمن دلالت میکند به کثرت افراد ، افراد رحمت هم زیاد است و رحیم دلالت میکند به تکرار رحمت ، رحمت میکند درست است اما بار بار میکند .
فرق نهم : 
رحمن آن ذاتی است که به سوال بنده خوش میشود و حاجت ها را پوره میکند ، و رحیم آن ذاتی است که وقتی سوال نمیشود از او ، خفه و ناراض میشود .

پس با اینهمه فرق ها دیدیم که در معنی واقعی رحمن و رحیم فرق است !
و یکی فرق اطلاقی است : 
اطلاق رحمن به الله خاص است برای شخص دیگر ناجایز است !
رحیم به اعتبار مشاکلت لفظی ، در صفت بنده هم میآمد ، مگر که ( الرحیم ) شود با پیشوند ( ال ) مختص به الله میشود ، رحمت خصوصی !
مسئله خاص : 
در بسم الله الرحمن الرحیم ، سه لفظ ذکر شده ، الله ، الرحمن و الرحیم !
اسماء و صفات الله بیشمار است چرا این سه خاص شده ؟ 
لفظ الله مستجمع است از تمام اسماء الله یعنی همه اسماء الله را در خود دارد ، زیرا در بسم الله تمام اسماء به یکبارگی نمیاید گنجایشش نیست طویل میشود ، بعد در صفت های الله عزوجل دو رقم بود : 
صفات جلال و صفات جمال !
صفات جمال ، صفات رحمت است ، و صفات جلال ، صفات قهر و غضب است ! ذی الجلال و الاکرام 
درهنگام مدد و استعانت ، لفظ قهر و غضب را استعمال نمیکنی ، آنجا صفات جمال را ذکر میکنی !
خلاصه صفات جمال ، الرحمن الرحیم است !
در بسم الله الرحمن الرحیم ، یعنی ای الله ، بوسیله نامت و صفاتت کمک و مدد میخواهم .
سوال نعمتهایت را چرا میکنیم ؟ چون رحمن و رحیمی .

برچسب ها:فرق های دو صفت الله عزوجل، الرحمن، الرحیم، در مورد صفات رحمان و رحیم الله متعال، فرق های دو صفت الرحمن، فرق میان صفات الرحمن و الرحیم الله متعال،

تاریخ : 1395/10/13 | 02:49 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

نواقض ایمان !
15390800_236386813455334_6837108954692891509_n.jpg (248×132)
کسیکه مشرک را کافر نگوید ، و در کفر آنها شک کند ، یا مذهب او را صحیح بشمارد ، کافر است !

برای هر عمل عبادی دو حالت است یکی صحت عمل و دوم شکننده های آن عمل !
مثلا برای وضوء صحت و شکننده ها است ، برای نماز صحت و شکننده ها است .. 
که ما اینجا شکننده ها یا نواقض ایمان را میبینیم و این یک مسئله قیمتی است چرا ؟ 
چون الله عزوجل فرموده : 
فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله ... و جنت رفتن و جهنم رفتن ما بدان وابسته است ، و توسط آن تمام احکام اسلام جاری میشود .
اسباب کفر :
- سبب اول : 
شرک به الله است ، در بندگی به الله عزوجل ، حصه داران دیگر را شامل کردن !
مثال کسی است که کلمه خوانده اما به غیر الله عبادت کسان یا چیزهای دیگر را هم میکند مانند سجده کردن به شخصی دیگری .. دلیل آن آیت ذیل است :

إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا ....
الله این را كه به او شرك آورده شود نمى ‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى ‏بخشاید و هر كس به الله شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است ! 
و هر نوع شرک ایمان را میشکند !

- سبب دوم :

بین خود و الله واسطه قرار دادن !
که از آن خواسته شود و توکل بدان شود ، و از او شفاعت بخواهد ، که به اجماع علماء به این عمل کفر و به کننده اش کافر گفته میشود !
بین الله و بنده واسطه نیست در باب عبادت ، مستقیم از الله میخواهی اگرچه که گنهکار استی ، اینطور نمیگویی که ای بابا من به تو میگویم و تو به الله بگو .
- سبب سوم : 
من لم یكفر المشركین اوشك فى كفرهم او صحح مذهبهم كفر !
مشرک را که کافر نگویی این هم کفر است ، و در کفر آنها شک کند هم کافر است ، یا مذهب او را صحیح بشمارد !
مثال شخصی آشکارا کافر است چون شیعه ، و تو برایش کافر نمیگویی یا در کفرش شک میکنی ، و میگویی منزل همه یکیست خو سفر جدا جداست ! 
نه ! بلکه یک راه رسیدن به الله است و آن است اسلام !
و اسلام.چه است ؟ قرآن و حدیث !
- سبب چهارم : 
کسی به این عقیده باشد که : 
که بدون طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم ، طریقه های دیگر بسیار کامل و زیبا اند ، و فیصله شخص دیگر بهتر است نسبت به فیصله رسول الله صلی الله علیه و سلم !
مثلا میگویی در طریقه رسول الله صلی الله علعه وسلم ترقی نیست ... و طریقه نبی علیه السلام را سبک میشمری نسبت به آنچه مذهبت و فقه مذهبت 
 یا ملا و عالم ات بدون دلیل قرآن و حدیث میگوید !
یا در این زمانه ، ... حکم الطواغیت علی حکمه 
 کسانی اند که قانون حکام را بر طریقه نبی علیه السلام ترجیح میدهند !
میگویند سخنان رسول الله صلی الله علیه و سلم در آن زمانه فایده داشت اما حالا زمان ترقی است بدرد نمیخورد ، و باید براه غرب و امریکا رفت !
این شده نمیتواند که اسلام در معاملات ما هم کار دارد .
و کسانی هم که میگویند حکم الله در مورد مثال رجم یا دست بریدن دزد در ین عصر قابل تطبیق نیست ، و به فکر آنها طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم درست نیست .
که این هم سخن کفر است زیرا عقیده وی چنین است که طریقه رسول الله صلی الله علیه وسلمغد ناقص است و از ما صحیح ، العیاذبالله
اگر چه این عقیده اش هم نباشد باز هم کافر است !
... قد استباح ماحرمه الله إجماعا وكل من استباح ما حرم الله مما هو معلوم من الدین بالضرورة...
و هر کسی که حلال بداند آنچه را که الله حرام گردانیده ، و در دین سخنان ضروری معلوم است و حرام است اما او حلال میداند ، مانند زنا ، شراب ، سود ، ... 
الله حرام کرده که به قانون کفر فیصله شود و اینکه کسی این قانون کفر را حلال میداند به اجماع مسلمین کافر است !
سبب پنجم :
من أبغض شیئا مما جاء به الرسول صلى الله علیه وسلم..
کسیکه کینه داشته باشد به آنچه رسول الله ص آورده است اگرچه که عمل هم بدان کند ، باز هم کافر است !
عمل هم میکنی و بد هم میبینی مثلا میگویی این مسواک یک چیز بیهوده است ، در حالیکه میدانی این طریقه نبی علیه السلام است !
زیرا الله در باره منافقان میفرماید : 
...ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنـزلَ اللَّهُ ...
منافقان بد میبینند آنچه را که الله فرستاده پس الله اعمال شانرا برباد کرد !

سبب ششم : 
من استهزأ بشیء من دین الرسول صلى الله علیه وسلم، أو ثوابه، أو عقابه
کسیکه استهزا میکند بالای دین رسول الله ص و یا ثواب ها و عقابهایش ، و مزاح میکند بالای آنها !
پس او کافر است و دلیل این قول الله سبحان : 
قُلْ أَبِاللَّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِكُمْ...
منافقان بالای آیات الله و رسول الله مزاح و استهزا میکردند ، پس الله میفرماید برایشان که عذر ها پیش نکنید شما کافر استید بعد از ایمان آوردن ..
مثلا برای کسی صدا میکنی که بیا به نماز جماعت ، او میگوید نه ، ان الصلاة تنهی !
تنهی را معنی پشتو یا فارسی داد برایش !و این شخص کافر است چون استهزا بالای قرآن کرد .

سبب هفتم سحر کردن است :
کسیکه سحر میکند یا بدان راضی است پس او کافر است !
دلیل این قول الله عزوجل : 
وما یعلمان من أحد حتى یقولا إنما نحن فتنة فلا تكفر ...
دو ملائک ( هاروت و ماروت ) آمده بودند و به مردم جادو را یاد میدادند و میگفتند اینرا یاد نگیرید اگر یاد گرفتید کافر میشوید !
اما در سحر 13 قسم است ( ابن کثیر رحمه الله ) ، که اکثر اقسام آن کفر است ، چون مدد از غیر الله خواسته میشود ، بی ادبی قرآن میشود در آن ، عبادت شیطان میشود ، .. در یادگیری سحر !

سبب هشتم :
کمک کردن مشرکان در مقابله با مسلمین !
مثلا جنگ بین مشرکین و مسلمین است ، پس شخصی کمک با مشرکین نموده آنها را بالای مسلمانان غالب میسازد ، پس در دل این شخص ایمان نیست !
دلیل این قول الله تعالی : 
ومن یتولهم منكم فإنه منهم ... 
کسیکه با آنها رفت از آنها شد ، الله عزوجل میفرماید : 
لاَّ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلآخِرِ یُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ...
هیچ قومى را كه ایمان به الله و روز آخرت دارند نمیابى كه با دشمنان الله و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران... 
پس چنین شخصی کافر است !

سبب نهم : 
کسی این عقیده را داشته باشد که ، برای بعضی مردم جایز است که از دین محمد صلی الله علیه و سلم برآیند ، مانندیکه به خضر علیه السلام جایز بود که از دین موسی علیه السلام برآید ، هر یک به دین خود !
پس در این زمانه اگر کسی عقیده دارد که بخاطر یک پیر یا بزرگ یا ولی ، به ظاهر شریعت عمل نمیکند ، و مستقیم با الله ارتباط قائم میکند ، مثلیکه صوفیه گفته ولی بر پیغمبر بالا است العیاذبالله ، زیرا ولی از الله مستقیم درخواست میکند !
پیغمبر خو از الله میخواهد اما بواسطه جبرئیل علیه السلام !
چنین شخص کافر است .
در حالیکه تعلق با الله توسط طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم قائم میشود .
و دلیل این قول الله تعالی : 
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا .... 

سبب دهم : 
از دین رو گشتاندن !
هدف اینکه چنین شخص در دنیا طوری زندگی میکند که نه میآموزد و نه عمل میکند ، صرف مثلا دکان خود میرود میخورد میخوابد ، نه بطرف کفر است و نه بطرف اسلام !
در کار هیچ کس کار ندارد ، دلیل این قول الله تعالی : 
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُونَ ...
از او کرده ظالم ( کافر و مشرک ) نیست که آیات الله برایش خوانده میشود و او رو میگرداند ، نه ترس از الله میاید در او ، نه نماز میخواند ، .. هیچ عمل دین برایش ارزش ندارد !

طبقه بندی: عقیده اسلامی ، مقالات توحید،
برچسب ها:ده نواقض ایمان، نواقض ایمان، نواقض ایمان واسلام، ده نواقض ایمان از کتاب الله وسنت رسول الله، ده نواقض ایمان از قران و حدیث، درباره ده نواقض ایمان شیخ محمد بن عبدالوهاب، نواقض ایمان +کامل،

تاریخ : 1395/10/13 | 02:38 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
.: :.