تبلیغات
پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal
تاریخ : 1395/11/11 | 08:42 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
فرق های دو صفت الله عزوجل ، الرحمن ، الرحیم 
15541674_233924207034928_5591646880244077273_n.jpg (300×168)
رحمت صفت الله است و حقیقی صفت است ، و صفت بنده هم میآید ، اشتراک لفظی !
وقتیکه در صفات الله و مخلوقات مشارکت لفظی بیاید ، از آن شرک ثابت نمیشود ، الله رحیم است ، بنده هم رحیم است ، مگر این شرط است در آن که رحمت الله مشابه رحمت مخلوق نیست ، تشبیه و تمثیل نیست !
لیس کمثله شی 
لم یکن له کفوا احد 
اینجا از رحمت الله انکار نمیکنی یا تاویل نمیکنی مانند معتزله !
معنی رحمت الله جدا است ، از مخلوق جدا است !
معنی رحمت مخلوق یعنی ( نرمی قلب ) است !
و رحمت الله کدام است ؟ الانعام و الفضل و الاحسان !
رحمت الله یعنی نعمت ها میدهد ، احسانها و فضل بالای بندگانش میکند .
حالا میبینیم دو لفظ است ، الرحمن الرحیم ، وقتیکه در الفاظ فرق باشد در معنی حتما فرق است .
فرق اول : 
الرحمن به تمام مردم تعلق دارد و الرحیم خاص برای مومنان است !
به دلیل سوره احزاب ، 
و کان بالمومنین رحیما ... 
الله بالای مومنان رحیم است 
فرق دوم : 
الرحمن ، نعمتها را میدهد و الرحیم مصیبتها را دور میکند ، سوره انعام -16 و سوره غافر آیت 9 

رحم اینجا چه معنی ؟ که در قیامت عذاب دور شود ، این رحمت خاصه شد ، و رحمن عام شد !
فرق سوم : 
الرحمن ، دهنده نعمتهای دنیا ، و الرحیم دهنده نعمتهای آخرت !
فرق چهارم : 
الرحمن به وسعت رحمت دلالت میکند ، عام رحمت !
و الرحیم به لزوم رحمت دلالت میکند و اشاره شده در سوره الاعراف آیت 156 ، رحمت من در دنیا به هر چیز فراخ است ، مگر خاص میکنم برای بعضی مردم ، اول معنی رحمن و بعد معنی رحیم شد ، و هم سوره غافر آیت 7 .
الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ﴿۷﴾

كسانى كه عرش ا[ الله] را حمل مى كنند و آنها كه پیرامون آنند به سپاس رب شان تسبیح مى‏ گویند و به او ایمان دارند و براى كسانى كه گرویده‏ اند طلب آمرزش مى كنند یا رب رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏ اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار (۷)

فرق پنجم : 
دلالت میکند به دو نعمت : 
رحمن نعمت های بزرگ و 
رحیم دلالت میکند به نعمت های کوچک ، اینجا بالکل واضح شد که نگویند نعمت های کلان را الله میدهد و نعمت های خورد را بابا ها و پیر ها میدهند !
فرق ششم :
رحمن به آسمانها تعلق دارد و رحیم به زمین تعلق دارد . 
فرق هفتم : 
رحمن آن ذاتی است که میدهد بعد از سوال و طلب ، و رحیم آن ذاتی که بدون سوال و طلب میدهد .
فرق هشتم : 
رحمن دلالت میکند به کثرت افراد ، افراد رحمت هم زیاد است و رحیم دلالت میکند به تکرار رحمت ، رحمت میکند درست است اما بار بار میکند .
فرق نهم : 
رحمن آن ذاتی است که به سوال بنده خوش میشود و حاجت ها را پوره میکند ، و رحیم آن ذاتی است که وقتی سوال نمیشود از او ، خفه و ناراض میشود .

پس با اینهمه فرق ها دیدیم که در معنی واقعی رحمن و رحیم فرق است !
و یکی فرق اطلاقی است : 
اطلاق رحمن به الله خاص است برای شخص دیگر ناجایز است !
رحیم به اعتبار مشاکلت لفظی ، در صفت بنده هم میآمد ، مگر که ( الرحیم ) شود با پیشوند ( ال ) مختص به الله میشود ، رحمت خصوصی !
مسئله خاص : 
در بسم الله الرحمن الرحیم ، سه لفظ ذکر شده ، الله ، الرحمن و الرحیم !
اسماء و صفات الله بیشمار است چرا این سه خاص شده ؟ 
لفظ الله مستجمع است از تمام اسماء الله یعنی همه اسماء الله را در خود دارد ، زیرا در بسم الله تمام اسماء به یکبارگی نمیاید گنجایشش نیست طویل میشود ، بعد در صفت های الله عزوجل دو رقم بود : 
صفات جلال و صفات جمال !
صفات جمال ، صفات رحمت است ، و صفات جلال ، صفات قهر و غضب است ! ذی الجلال و الاکرام 
درهنگام مدد و استعانت ، لفظ قهر و غضب را استعمال نمیکنی ، آنجا صفات جمال را ذکر میکنی !
خلاصه صفات جمال ، الرحمن الرحیم است !
در بسم الله الرحمن الرحیم ، یعنی ای الله ، بوسیله نامت و صفاتت کمک و مدد میخواهم .
سوال نعمتهایت را چرا میکنیم ؟ چون رحمن و رحیمی .

برچسب ها:فرق های دو صفت الله عزوجل، الرحمن، الرحیم، در مورد صفات رحمان و رحیم الله متعال، فرق های دو صفت الرحمن، فرق میان صفات الرحمن و الرحیم الله متعال،

تاریخ : 1395/10/13 | 03:49 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

نواقض ایمان !
15390800_236386813455334_6837108954692891509_n.jpg (248×132)
کسیکه مشرک را کافر نگوید ، و در کفر آنها شک کند ، یا مذهب او را صحیح بشمارد ، کافر است !

برای هر عمل عبادی دو حالت است یکی صحت عمل و دوم شکننده های آن عمل !
مثلا برای وضوء صحت و شکننده ها است ، برای نماز صحت و شکننده ها است .. 
که ما اینجا شکننده ها یا نواقض ایمان را میبینیم و این یک مسئله قیمتی است چرا ؟ 
چون الله عزوجل فرموده : 
فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله ... و جنت رفتن و جهنم رفتن ما بدان وابسته است ، و توسط آن تمام احکام اسلام جاری میشود .
اسباب کفر :
- سبب اول : 
شرک به الله است ، در بندگی به الله عزوجل ، حصه داران دیگر را شامل کردن !
مثال کسی است که کلمه خوانده اما به غیر الله عبادت کسان یا چیزهای دیگر را هم میکند مانند سجده کردن به شخصی دیگری .. دلیل آن آیت ذیل است :

إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا ....
الله این را كه به او شرك آورده شود نمى ‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى ‏بخشاید و هر كس به الله شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است ! 
و هر نوع شرک ایمان را میشکند !

- سبب دوم :

بین خود و الله واسطه قرار دادن !
که از آن خواسته شود و توکل بدان شود ، و از او شفاعت بخواهد ، که به اجماع علماء به این عمل کفر و به کننده اش کافر گفته میشود !
بین الله و بنده واسطه نیست در باب عبادت ، مستقیم از الله میخواهی اگرچه که گنهکار استی ، اینطور نمیگویی که ای بابا من به تو میگویم و تو به الله بگو .
- سبب سوم : 
من لم یكفر المشركین اوشك فى كفرهم او صحح مذهبهم كفر !
مشرک را که کافر نگویی این هم کفر است ، و در کفر آنها شک کند هم کافر است ، یا مذهب او را صحیح بشمارد !
مثال شخصی آشکارا کافر است چون شیعه ، و تو برایش کافر نمیگویی یا در کفرش شک میکنی ، و میگویی منزل همه یکیست خو سفر جدا جداست ! 
نه ! بلکه یک راه رسیدن به الله است و آن است اسلام !
و اسلام.چه است ؟ قرآن و حدیث !
- سبب چهارم : 
کسی به این عقیده باشد که : 
که بدون طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم ، طریقه های دیگر بسیار کامل و زیبا اند ، و فیصله شخص دیگر بهتر است نسبت به فیصله رسول الله صلی الله علیه و سلم !
مثلا میگویی در طریقه رسول الله صلی الله علعه وسلم ترقی نیست ... و طریقه نبی علیه السلام را سبک میشمری نسبت به آنچه مذهبت و فقه مذهبت 
 یا ملا و عالم ات بدون دلیل قرآن و حدیث میگوید !
یا در این زمانه ، ... حکم الطواغیت علی حکمه 
 کسانی اند که قانون حکام را بر طریقه نبی علیه السلام ترجیح میدهند !
میگویند سخنان رسول الله صلی الله علیه و سلم در آن زمانه فایده داشت اما حالا زمان ترقی است بدرد نمیخورد ، و باید براه غرب و امریکا رفت !
این شده نمیتواند که اسلام در معاملات ما هم کار دارد .
و کسانی هم که میگویند حکم الله در مورد مثال رجم یا دست بریدن دزد در ین عصر قابل تطبیق نیست ، و به فکر آنها طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم درست نیست .
که این هم سخن کفر است زیرا عقیده وی چنین است که طریقه رسول الله صلی الله علیه وسلمغد ناقص است و از ما صحیح ، العیاذبالله
اگر چه این عقیده اش هم نباشد باز هم کافر است !
... قد استباح ماحرمه الله إجماعا وكل من استباح ما حرم الله مما هو معلوم من الدین بالضرورة...
و هر کسی که حلال بداند آنچه را که الله حرام گردانیده ، و در دین سخنان ضروری معلوم است و حرام است اما او حلال میداند ، مانند زنا ، شراب ، سود ، ... 
الله حرام کرده که به قانون کفر فیصله شود و اینکه کسی این قانون کفر را حلال میداند به اجماع مسلمین کافر است !
سبب پنجم :
من أبغض شیئا مما جاء به الرسول صلى الله علیه وسلم..
کسیکه کینه داشته باشد به آنچه رسول الله ص آورده است اگرچه که عمل هم بدان کند ، باز هم کافر است !
عمل هم میکنی و بد هم میبینی مثلا میگویی این مسواک یک چیز بیهوده است ، در حالیکه میدانی این طریقه نبی علیه السلام است !
زیرا الله در باره منافقان میفرماید : 
...ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنـزلَ اللَّهُ ...
منافقان بد میبینند آنچه را که الله فرستاده پس الله اعمال شانرا برباد کرد !

سبب ششم : 
من استهزأ بشیء من دین الرسول صلى الله علیه وسلم، أو ثوابه، أو عقابه
کسیکه استهزا میکند بالای دین رسول الله ص و یا ثواب ها و عقابهایش ، و مزاح میکند بالای آنها !
پس او کافر است و دلیل این قول الله سبحان : 
قُلْ أَبِاللَّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِكُمْ...
منافقان بالای آیات الله و رسول الله مزاح و استهزا میکردند ، پس الله میفرماید برایشان که عذر ها پیش نکنید شما کافر استید بعد از ایمان آوردن ..
مثلا برای کسی صدا میکنی که بیا به نماز جماعت ، او میگوید نه ، ان الصلاة تنهی !
تنهی را معنی پشتو یا فارسی داد برایش !و این شخص کافر است چون استهزا بالای قرآن کرد .

سبب هفتم سحر کردن است :
کسیکه سحر میکند یا بدان راضی است پس او کافر است !
دلیل این قول الله عزوجل : 
وما یعلمان من أحد حتى یقولا إنما نحن فتنة فلا تكفر ...
دو ملائک ( هاروت و ماروت ) آمده بودند و به مردم جادو را یاد میدادند و میگفتند اینرا یاد نگیرید اگر یاد گرفتید کافر میشوید !
اما در سحر 13 قسم است ( ابن کثیر رحمه الله ) ، که اکثر اقسام آن کفر است ، چون مدد از غیر الله خواسته میشود ، بی ادبی قرآن میشود در آن ، عبادت شیطان میشود ، .. در یادگیری سحر !

سبب هشتم :
کمک کردن مشرکان در مقابله با مسلمین !
مثلا جنگ بین مشرکین و مسلمین است ، پس شخصی کمک با مشرکین نموده آنها را بالای مسلمانان غالب میسازد ، پس در دل این شخص ایمان نیست !
دلیل این قول الله تعالی : 
ومن یتولهم منكم فإنه منهم ... 
کسیکه با آنها رفت از آنها شد ، الله عزوجل میفرماید : 
لاَّ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلآخِرِ یُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ...
هیچ قومى را كه ایمان به الله و روز آخرت دارند نمیابى كه با دشمنان الله و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران... 
پس چنین شخصی کافر است !

سبب نهم : 
کسی این عقیده را داشته باشد که ، برای بعضی مردم جایز است که از دین محمد صلی الله علیه و سلم برآیند ، مانندیکه به خضر علیه السلام جایز بود که از دین موسی علیه السلام برآید ، هر یک به دین خود !
پس در این زمانه اگر کسی عقیده دارد که بخاطر یک پیر یا بزرگ یا ولی ، به ظاهر شریعت عمل نمیکند ، و مستقیم با الله ارتباط قائم میکند ، مثلیکه صوفیه گفته ولی بر پیغمبر بالا است العیاذبالله ، زیرا ولی از الله مستقیم درخواست میکند !
پیغمبر خو از الله میخواهد اما بواسطه جبرئیل علیه السلام !
چنین شخص کافر است .
در حالیکه تعلق با الله توسط طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم قائم میشود .
و دلیل این قول الله تعالی : 
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا .... 

سبب دهم : 
از دین رو گشتاندن !
هدف اینکه چنین شخص در دنیا طوری زندگی میکند که نه میآموزد و نه عمل میکند ، صرف مثلا دکان خود میرود میخورد میخوابد ، نه بطرف کفر است و نه بطرف اسلام !
در کار هیچ کس کار ندارد ، دلیل این قول الله تعالی : 
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُونَ ...
از او کرده ظالم ( کافر و مشرک ) نیست که آیات الله برایش خوانده میشود و او رو میگرداند ، نه ترس از الله میاید در او ، نه نماز میخواند ، .. هیچ عمل دین برایش ارزش ندارد !



طبقه بندی: عقیده اسلامی ، مقالات توحید،
برچسب ها:ده نواقض ایمان، نواقض ایمان، نواقض ایمان واسلام، ده نواقض ایمان از کتاب الله وسنت رسول الله، ده نواقض ایمان از قران و حدیث، درباره ده نواقض ایمان شیخ محمد بن عبدالوهاب، نواقض ایمان +کامل،

تاریخ : 1395/10/13 | 03:38 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
14956439_212884669138882_7527413290695182418_n.jpg (700×420)
بعضی سنت های نماز جمعه که توسط بدعات تغیر داده شده اند :
 بدعاتی استند که در روز جمعه مردم میکنند بنام دین چون از سنت رسول الله ص خبر ندارند ، گمان میکنند که خیر میکنیم در حالیکه عمل شان شر است !
دین بالای دو اصل استوار است : 
- بندگی صرف به الله 
- و بندگی الله به طریقه رسول الله ص

وحی ( قرآن و حدیث ) کدام کدام طریقه ها را بیان کرده ؟ فقط همین دین است و بس !
 و آن راه که پیر و امام و مولوی و ملا از خود ساخته دین اش میگوئید خود را خسته میکنید و مورد قبول الله نیست و زیان هم کردید!
بنابرآن برای مبتدعین هوشدار است !

- رسول الله ص ارشاد فرموده اند :
بهترین روزهای شما روز جمعه است که در آن الله عزوجل  5 خصوصیت را شامل کرده است ، آدم ع را خلق کرده ، و داخل جنت کرد ، و از جنت بیرون کرد ، ساعتی است درین روز که دعا در آن قبول میشود ، و قیامت هم در روز جمعه میاید .
و در روایت دیگر فرموده اند که نفخه ( صور اول )  و صعقه ( صور دوم )هم در این روز است ، و میفرمایند که درین رور درود زیاد بفرستید ، درود شما به من پیش کرده میشود ( ملائک میبرند برایشان ) ، ( و رسول الله ص دوباره جواب میدهند به درود و درود گفتن تقاضای محبت است به رسول الله ص و باعث دور شدن غمها میشود ) ، و الله رب العالمین 10 بار بالایت رحمت میکند ، صحابه رضی الله عنهم پرسیدند که یا رسول الله ص ! درود ما چگونه برایت پیش میشوند ؟ تو که خاک شده میباشی؟؟ رسول الله ص فرمودند : الله تعالی بر خاک حرام نموده تا اجساد انبیاء علیهم السلام را بخورند . ( در برزخ انبیاء علیهم السلام زنده اند و رزق میخوردند اما در زندگی دنیا زنده نیستند نه صدای کسی را میشنوند ، نه به گوشهایشان دعای کسی را میشنوند نه جایی میروند ، و نه حاضر میشوند جایی ) 
که در ین چند خصوصیت ، دعاء و درود عمل ما است و متباقی عقیده !

بعضی از سنت های نماز جمعه که اکثر آنها با بدعات تغیر داده شده اند :
-- در وقت استواء ( 122 پیشین ) نماز مکروه است در سایر روزها چنانچه رسول الله ص فرموده اند که وقتی آفتاب در کبد السماء یعنی در جگر آسمان قرار گرفت نماز نفل نخوانید ، اما در روز جمعه مکروه نیست .
--  هرگاه به مسجد رسیدی از بیرون ( شرط آمدن از بیرون است ) با وجودیکه خطبه شروع شده بود دو رکعت نماز بخوان ! چنانچه رسول الله ص میفرمایند : 
 (إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمْ یَوْمَ الْجُمُعَةِ ، وَالْإِمَامُ یَخْطُبُ ، فَلْیَرْكَعْ رَكْعَتَیْنِ ، وَلْیَتَجَوَّزْ فِیهِمَا) رواه مسلم (875)
 و بسیار مردم خلاف این حدیث عمل میکنند ( بدعت ) ، قسمیکه از وقت به مسجد آمده و نشسته همینکه امام به خطبه شروع میکند برمیخیزد و دو رکعت نمازمیخواند ، که این عمل بدعت است بلکه سنت آن است که در بالا ذکر شد .
-- 44 رکعت نماز سنت پیش از فرض را رسول الله ص در ین روز مقرر نکرده اند ، و نه بعد از نماز جمعه این 4 رکعت سنت خوانده نمیشود ، چون نه قولا و نه عملا از ایشان روایت نشده ، بلکه به نماز های نفلی اهتمام شده هر اندازه که میتوانی 2 ، 4 ، 6 ... 
بنا خواندن 44 رکعت سنت پیش از نماز جمعه یا بعد از نماز جمعه که قضایی میاورند از بدعات است و در بسیاری مساجد میشود !
-- بدعت چگونه میشود در مسجد : 
ابتداء امام نشسته تقریر میکند  ، بعد از تقریر به نماز سنت وقت داده میشود ، بعد آذان میشود ، بعد از آذان خطبه داده میشود ، و بعد به جمع ایستاد میشوند ، که این طریقه نبی علیه السلام نیست !!!! نه از اصحاب کرام !
 طریقه رسول الله ص این بود که قبل از خطبه به نماز های نفلی ترغیب میدادند ، به منبر مینشستند و سلام میدادند ، بعد موذن آذان میکرد ، بعد رسول الله ص خطبه میدادند ( و عموما سوره ق را میخواندند در خطبه ها ) به زبان عربی چون همه اعراب بودند و میدانستند ولی برای خطبه الفاظ خاصی را استعمال نمیکردند ، به جز خطبه الحاجت ( ان الحمدلله و.... ) ، پس خطبه میتواند به هر زبانی باشد . 
 و خطبه را طویل نمیدادند بلکه کوتاه ( نه کوتاه تر از نماز ) و پرمفهوم چنانچه میفرمایند :
 (( إن طول صلاة الرجل وقصر خطبته مئنة من فقهه – أی علامة – فأطیلوا الصلاة واقصروا الخطبة ، وإن من البیان سحراً )) رواه مسلم ( /2594 رقم 869 )
 -- رسول الله ص در نماز( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى ..... سوره الأَعْلَى) را در اول رکعت نماز جمعه میخواندند ، و در رکعت دوم ( هَلْ أَتَاكَ حَدِیثُ الْغَاشِیَةِ... سوره الغاشیة) را میخواندند ، و گاه گاهی رسول الله ص در نماز جمعه اول رکعت سوره جمعه و رکعت دوم سوره منافقون را میخواندند ، در حالیکه در اکثر مساجد این سنت را قطع کرده اند !
-- و دو سنت بعد از نماز : 
 رسول الله ص بعد از نماز که خانه میرفتند دو رکعت سنت را اداء میکردند ، و طریقه دوم چهار رکعت سنت میخواندند . که چهار رکعت افضل است و دو رکعت هم درست است .

- بدعت دیگر اینکه میگویند در روز جمعه اگر کسی زیارت القبور خاصتا قبور پدر و مادر را کند الله برایش نیکی میدهد
 در حالیکه زیارت القبور یا زیارت قبر پدر و مادر مختص به روز جمعه نیست .

ان شاءالله با دانستن این موارد ، بدعات را از نماز های مان بردارید و بطریقه رسول الله ص بپیوندید ، زیرا هر عمل عبادی که میکنیم اگر بطریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم نیست ، پس عمل مان ضایع و برباد است و اجری نزد الله عزوجل ندارد !

برچسب ها:در مورد بدعت های روزجمعه، بدعت های روزجمعه چی گونه است، بدعت های روزجمعه اهل سنت و الجماعت، بدعت چگونه میشود در مسجد، بدعت های روز جمعه چیست؟؟، بدعت های نماز جمعه، در باره بدعت های نماز جمعه،

تاریخ : 1395/10/13 | 03:28 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
.: Youtube Channel :.

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبمستر

تصویر ثابت