تبلیغات
پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal
14956439_212884669138882_7527413290695182418_n.jpg (700×420)
بعضی سنت های نماز جمعه که توسط بدعات تغیر داده شده اند :
 بدعاتی استند که در روز جمعه مردم میکنند بنام دین چون از سنت رسول الله ص خبر ندارند ، گمان میکنند که خیر میکنیم در حالیکه عمل شان شر است !
دین بالای دو اصل استوار است : 
- بندگی صرف به الله 
- و بندگی الله به طریقه رسول الله ص

وحی ( قرآن و حدیث ) کدام کدام طریقه ها را بیان کرده ؟ فقط همین دین است و بس !
 و آن راه که پیر و امام و مولوی و ملا از خود ساخته دین اش میگوئید خود را خسته میکنید و مورد قبول الله نیست و زیان هم کردید!
بنابرآن برای مبتدعین هوشدار است !

- رسول الله ص ارشاد فرموده اند :
بهترین روزهای شما روز جمعه است که در آن الله عزوجل  5 خصوصیت را شامل کرده است ، آدم ع را خلق کرده ، و داخل جنت کرد ، و از جنت بیرون کرد ، ساعتی است درین روز که دعا در آن قبول میشود ، و قیامت هم در روز جمعه میاید .
و در روایت دیگر فرموده اند که نفخه ( صور اول )  و صعقه ( صور دوم )هم در این روز است ، و میفرمایند که درین رور درود زیاد بفرستید ، درود شما به من پیش کرده میشود ( ملائک میبرند برایشان ) ، ( و رسول الله ص دوباره جواب میدهند به درود و درود گفتن تقاضای محبت است به رسول الله ص و باعث دور شدن غمها میشود ) ، و الله رب العالمین 10 بار بالایت رحمت میکند ، صحابه رضی الله عنهم پرسیدند که یا رسول الله ص ! درود ما چگونه برایت پیش میشوند ؟ تو که خاک شده میباشی؟؟ رسول الله ص فرمودند : الله تعالی بر خاک حرام نموده تا اجساد انبیاء علیهم السلام را بخورند . ( در برزخ انبیاء علیهم السلام زنده اند و رزق میخوردند اما در زندگی دنیا زنده نیستند نه صدای کسی را میشنوند ، نه به گوشهایشان دعای کسی را میشنوند نه جایی میروند ، و نه حاضر میشوند جایی ) 
که در ین چند خصوصیت ، دعاء و درود عمل ما است و متباقی عقیده !

بعضی از سنت های نماز جمعه که اکثر آنها با بدعات تغیر داده شده اند :
-- در وقت استواء ( 122 پیشین ) نماز مکروه است در سایر روزها چنانچه رسول الله ص فرموده اند که وقتی آفتاب در کبد السماء یعنی در جگر آسمان قرار گرفت نماز نفل نخوانید ، اما در روز جمعه مکروه نیست .
--  هرگاه به مسجد رسیدی از بیرون ( شرط آمدن از بیرون است ) با وجودیکه خطبه شروع شده بود دو رکعت نماز بخوان ! چنانچه رسول الله ص میفرمایند : 
 (إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمْ یَوْمَ الْجُمُعَةِ ، وَالْإِمَامُ یَخْطُبُ ، فَلْیَرْكَعْ رَكْعَتَیْنِ ، وَلْیَتَجَوَّزْ فِیهِمَا) رواه مسلم (875)
 و بسیار مردم خلاف این حدیث عمل میکنند ( بدعت ) ، قسمیکه از وقت به مسجد آمده و نشسته همینکه امام به خطبه شروع میکند برمیخیزد و دو رکعت نمازمیخواند ، که این عمل بدعت است بلکه سنت آن است که در بالا ذکر شد .
-- 44 رکعت نماز سنت پیش از فرض را رسول الله ص در ین روز مقرر نکرده اند ، و نه بعد از نماز جمعه این 4 رکعت سنت خوانده نمیشود ، چون نه قولا و نه عملا از ایشان روایت نشده ، بلکه به نماز های نفلی اهتمام شده هر اندازه که میتوانی 2 ، 4 ، 6 ... 
بنا خواندن 44 رکعت سنت پیش از نماز جمعه یا بعد از نماز جمعه که قضایی میاورند از بدعات است و در بسیاری مساجد میشود !
-- بدعت چگونه میشود در مسجد : 
ابتداء امام نشسته تقریر میکند  ، بعد از تقریر به نماز سنت وقت داده میشود ، بعد آذان میشود ، بعد از آذان خطبه داده میشود ، و بعد به جمع ایستاد میشوند ، که این طریقه نبی علیه السلام نیست !!!! نه از اصحاب کرام !
 طریقه رسول الله ص این بود که قبل از خطبه به نماز های نفلی ترغیب میدادند ، به منبر مینشستند و سلام میدادند ، بعد موذن آذان میکرد ، بعد رسول الله ص خطبه میدادند ( و عموما سوره ق را میخواندند در خطبه ها ) به زبان عربی چون همه اعراب بودند و میدانستند ولی برای خطبه الفاظ خاصی را استعمال نمیکردند ، به جز خطبه الحاجت ( ان الحمدلله و.... ) ، پس خطبه میتواند به هر زبانی باشد . 
 و خطبه را طویل نمیدادند بلکه کوتاه ( نه کوتاه تر از نماز ) و پرمفهوم چنانچه میفرمایند :
 (( إن طول صلاة الرجل وقصر خطبته مئنة من فقهه – أی علامة – فأطیلوا الصلاة واقصروا الخطبة ، وإن من البیان سحراً )) رواه مسلم ( /2594 رقم 869 )
 -- رسول الله ص در نماز( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى ..... سوره الأَعْلَى) را در اول رکعت نماز جمعه میخواندند ، و در رکعت دوم ( هَلْ أَتَاكَ حَدِیثُ الْغَاشِیَةِ... سوره الغاشیة) را میخواندند ، و گاه گاهی رسول الله ص در نماز جمعه اول رکعت سوره جمعه و رکعت دوم سوره منافقون را میخواندند ، در حالیکه در اکثر مساجد این سنت را قطع کرده اند !
-- و دو سنت بعد از نماز : 
 رسول الله ص بعد از نماز که خانه میرفتند دو رکعت سنت را اداء میکردند ، و طریقه دوم چهار رکعت سنت میخواندند . که چهار رکعت افضل است و دو رکعت هم درست است .

- بدعت دیگر اینکه میگویند در روز جمعه اگر کسی زیارت القبور خاصتا قبور پدر و مادر را کند الله برایش نیکی میدهد
 در حالیکه زیارت القبور یا زیارت قبر پدر و مادر مختص به روز جمعه نیست .

ان شاءالله با دانستن این موارد ، بدعات را از نماز های مان بردارید و بطریقه رسول الله ص بپیوندید ، زیرا هر عمل عبادی که میکنیم اگر بطریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم نیست ، پس عمل مان ضایع و برباد است و اجری نزد الله عزوجل ندارد !

برچسب ها:در مورد بدعت های روزجمعه، بدعت های روزجمعه چی گونه است، بدعت های روزجمعه اهل سنت و الجماعت، بدعت چگونه میشود در مسجد، بدعت های روز جمعه چیست؟؟، بدعت های نماز جمعه، در باره بدعت های نماز جمعه،

تاریخ : 1395/10/13 | 03:28 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

مصافحه با کدام مسلمان شود ؟؟ 15822598_242970639463618_3840283530396861902_n.jpg (720×521)
مصافحه با هر مسلمان میشود بجز با مشرک و بدعتی و زنان !
 با زن و دختریکه نکاح تو میتواند شود ، دست نمیدهی ، مثلا با زن برادر نکاح میشود اگر برادر فوت کند ، با خیاشنه نکاح میشود اگر خانمت فوت کند ، با دختران کاکا ، ماما ، عمه ، خاله .. که نکاح میشود ، پس با اینها مصافحه کردن ناروا است . 
 رسول الله صلی الله علیه و سلم نه در بیعت و نه در سلام با هیچ زن نامحرمی مصافحه نکرده اند ، رسول الله صلی الله علیه و سلم با هیچ زن بیگانه ای دست نداده اند و در بیعت با زبان بیعت مینمودند .
با وجودیکه ایشان مامون و محفوظ بودند و الله قلب سلیم برایشان داده بود .
و مردم چه میگویند ؟ زن کاکایم خفه میشود ، فلان شخص خفه میشود ، ... 
خفه شود !  بفهمان برایش که تو عزیز و قابل احترام استی اما نسبت به تو الله بزرگ است و احترام شریعت بر من واجب است !
و اگر کسانی به دست خود چادر یا تکه میپیچند هم این حیله شیطان است و جواز شرعی ندارد !
و حتی با شوهر خواهر یا اقارب دیگر دست بگردن هم میشوند .
 و یک رواج دیگر ما افغانها اینست که خانم تان را خود به خانه پدرش نمیبرید که گویا بی غیرتی است پس میدهیدش به دست برادر تان !
 خوب این غیرت را از کجای شریعت آوردی که زنت را با برادر جوانت تنها میفرستی که تا خانه پدر خانمت یک ساعت راه است یا دو ساعت یا نیم ساعت ... داخل شهر است یا دور در یک سیت موتر بدن زن تو با بدن برادرت در تماس باشد ، و قصه و گپ در خلوت کنند ؟
- مصافحه با بدعتی و مشرک نمیشود !
 عادت صحابه کرام این بود که با مشرک دست نمیدادند مگر که مجبور میشدند ، از عبدالله بن عباس رضی الله عنه روایت است ، که فرمودند ، با مشرک دست مده اگر دادی وضوء کن !
و این غیرت بخاطر الله است نه تکبر !  زیرا مشرکین به الله حصه داران میسازند شریکان میسازند ، بی ادبی الله را میکنند پس چنانچه الله عزوجل فرموده : انما المشرکون نجس 
نجس اند و دست داده نمیشود با آنها !
اولین مردمی که مصافحه کردند مردم یمن بودند و این کار آنها خوش  رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد و گفتند شما هم بین خود بکنید ، صحابه پرسیدند آیا سر های مانرا هم خم کنیم ؟ فرمودند : نه 
و این هم طریقه نادرست است که یک شخص عالم یا بزرگ باشد و تو برایش سر خم کنی !
سر ما را الله پیدا کرده و برای الله خم میشود نه برای مخلوق !
سر خم کردن که عبادت غیرالله شد !
احترام عالم و بزرگ به اشکال دیگر ممکن است پس چرا سر خم کنی برایش ؟
نبی علیه السلام میفرمایند ، به یکدیگر سر خم نکنید و به آغوش هم زیاد نکشید همدیگر را !
طریقه سنت این نیست !
 صرف اگر از سفر دور کسی آمد یا بعد از مدت طولانی ملاقات کردید !

(كان أصحاب النبی صلى الله علیه وسلم إذا تلاقوا تصافحوا ، وإذا قدموا من سفر تعانقوا) رواه الطبرانی "السلسلة الصحیحة" (1/159) .

» (اصحاب پیامبر صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّمَ وقتی که همدیگر را ملاقات می‌کردند مصافحه می‌نمودند و هرگاه از سفر برمی‌گشتند یکدیگر را به آغوش می‌کشیدند)
در رواجهای ما خیر نیست بلکه در طریقه رسول الله صلی الله علیه و سلم خیر است و ثواب !
 - در مصافحه طریقه سنت اینست که یک دست و دست راست داده شود ، اما مولویان مقلدین عموما اصرار میکنند که نه باید دو دست بدهی در حالیکه دو دست دادن در یک حدیث هم نیامده ، و نه در مذهب امام صاحب است ، مقلدین میگویند در حدیث بخاری آمده ، در حالیکه احادیث بخاری همیشه برخلاف رای مذهب شان است و نمیخوانندش و ما میگوئیم شما مقلدین استید و به حدیث رجوع نمیکنید و چه میدانید به حدیث ؟ از امام صاحب قول بیآورید !
 این کار ما است که حدیث پیش کنیم والحمدلله ، و حالا این حدیث بخاری را ببینید ، عبدالله بن مسعود رضی الله عنه میفرماید : 
تشهد ابن مسعود رضی الله عنه
 عن ابن مسعود رضی الله قال: " عَلَّمَنِی رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَكَفِّی بین كَفَّیْهِ التَّشَهُّدَ كما یُعَلِّمُنِی السُّورَةَ من الْقُرْآنِ التَّحِیَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّیِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النبی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وهو بین ظَهْرَانَیْنَا فلما قُبِضَ قُلْنَا السَّلَامُ یَعْنِی على النبی صلى الله علیه وسلم " البخاری (5910) ومسلم (400).

رسول الله صلی الله علیه و سلم برایم تشهد را یاد دادند من یک دست داده بودم ایشان دو دست ، مرا التحیات یاد میدادند ، ...
 از اینجا معلوم شد که رسول الله صلی الله علیه و سلم دو دست داده بودند ، و مقلدین میگویند مصافحه با دو دست سنت شد !
 ما میگوئیم این حدیث صحیح است ، و اگر معنی چنین بود که مصافحه با دو دست است و با یک دست هم باز هم قبول داشتیم ، و هر دو طریقه را میکردیم ، لیکن این حدیث برای مصافحه نیست !
این حدیث درباره تعلیم است !
و تو عادت مبارک نبی علیه السلام را بشناس ! چگونه ؟ 
در احادیث چنین است وقتی نبی علیه السلام کسی را میدید :
 عن أنس رضی الله عنه قال: كان رسول الله صلَّى الله علیه وسلَّم إذا صافح رجلاً لم یترك یده , حتَّى یكون المصافح هو التَّارك لید رسول الله صلَّى الله علیه وسلَّم. صحَّحه الألبانی.
 وقتی نبی علیه السلام کسی را میدیدند دستش را رها نمیکردند تا وقتیکه آن شخص دست نبی علیه السلام را رها میکرد ، و رسول الله صلی الله علیه و سلم بروی شخص میدیدند و اعراض نمیکردند تا وقتیکه شخص به تنگ میشد بعد دستش را رها میکردند .
 (( و قاعده در اسلام است که با دست راست تمام کار های پاک و نیک را میکنی و با دست چپ کارهای ناپاک را !
خوردن نوشیدن دادن و گرفتن چیزی پوشیدن از جانب راست و کشیدن لباس یا بوت از دست چپ ، چرا ؟ 
چون شیطان با دست چپ خوراک میکند ! ))
 رسول الله صلی الله علیه و سلم تعلیم میدادند گاهی در منبر سخن میگفتند ، و گاهی شخصی کسی را یاد میدادند ، و دیگران میشنیدند ، و عادت مبارک شان طوری بود که از شانه های شخص میگرفتند ، گاهی دست شخص را میگرفتند و انگشتهای آن شخص را میشمردند ، مثلیکه ابوهریره رضی الله عنه میفرمایند که پنج انگشت مرا نبی علیه السلام شمردند ، عبدالله بن عمر رضی الله عنه میفرماید که نبی علیه السلام شانه مرا گرفتند ، این همه بخاطر بیدار کردن شخص میکردند !
 و جبرئیل علیه السلام وقتی به نبی علیه السلام تعلیم میدادند ، گردن مبارک شان را گرفتند رها کردند باز گرفتند رها کردند و سه بار اینکار را کردند ، این برای تعلیم بود !
همچنان 
أبی بن کعب در یک مسئله برایشان شک پیدا شد ، رسول الله صلی الله علیه و سلم  در سینه شان مشت دادند، و شک از ایشان بالکل زایل شد به فضل الله عزوجل !
 و در این حدیث ذکر اینست که دست عبدالله بن مسعود رضی الله عنه را تا وقتی گرفته بودند ، تا که ایشان یاد گرفتند !
 پس مسئله مصافحه در این حدیث نیست ، و اگر بالفرض شود این که بی ادبی است یک دست داده شود ، آیا عبدالله بن مسعود رضی الله عنه بی ادبی رسول الله صلی الله علیه و سلم را کرده اند ؟
در حالیکه گفته شده ( کفی بین کفیه ) ( صفحه926 بخاری) ، یعنی یک دست من در بین دو دست رسول الله صلی الله علیه و سلم بود ، پس اگر مصافحه میبود به عبدالله بن مسعود رض ضرور بود که ایشان با دو دست یک دست نبی علیه السلام را میگرفتند ، چون از نگاه سن خورد بودند ، اما اینجا نبی علیه السلام دو دست داده است و عبدالله بن مسعود یک دست !
 بالاخره کسانیکه میگویند مصافحه با دو دست است یک حدیث صحیح بیآورند یا روایتی از اصحاب کرام که کسی با دو دست مصافحه کرده باشد !


طبقه بندی: مقالات توحید،
برچسب ها:در مورد مصافحه با کدام مسلمان شود ؟، در باره در مورد مصافحه با کدام مسلمان شود ؟، مصافحه با هر مسلمان میشود بجز با مشرک و بدعتی و زنان !، در مورد مصافحه، ادب مصافحه، مقالات توحید، احادیث در مورد مصافحه،

تاریخ : 1395/10/13 | 03:24 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

حدیث موضوعی و دروغین (اختلاف امت من رحمت است)

 در اختلاف هایتان ( تحریف قرآن ، تاویل و رد احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم بخاطر مذهب و امام تان ) بالاخره کجا روانید ؟!
یکی از احادیث باطلیکه به آن استناد نموده به اختلاف هایتان افتخار هم میکنید  :

بسیاری از علما و مبلغان دین بر این باورند که اختلاف مسلمانان و علما رحمت است و برای این سخن خود به این روایت استناد می کنند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است: «اختلاف أمتی رحمة»: ( اختلاف امت من رحمت است).
 این حدیث از دو جهت مردود است :

اول: 
این حدیث نه تنها صحیح نیست بلکه این حدیث اصلی ندارد !
 امام سخاوی در مورد این حدیث می گوید: (بعضی از علما این حدیث را با سند ضعیف جدا و بعضی هم به صورت مرسل و با سند ضعیف روایت کرده اند). (المقاصد الحسنة/ص 26)
 ابن بدیع شیبانی در مورد این حدیث می گوید: (بسیاری از ائمه معتقدند که این حدیث اصلی ندارد). (تمیز الطیب من الخبیث)
 امام سبکی می گوید: (این حدیث بین محدثین معروف نیست، نه تنها سند صحیحی ندارد بلکه سند ضعیف و موضوع هم ندارد و من گمان می کنم که این حدیث اصلی ندارد واین را شخصی گفته «اختلاف أمتی رحمة» و بعضی از مردم هم فکر کردند که این حدیث و کلام نبی است. (تفسیر آلوسی/ ج4 / ص24)
مناوی از قول حافظ عراقی می گوید: (سند این حدیث ضعیف است). (فیض القدیر شرح الجامع الصغیر/ جج1 / ص212)
 محمد ناصر الدین آلبانی می گوید: (این حدیث اصلی ندارد) و از ابن حزم نقل کرده است: (این حدیث باطل و دروغ است). (الضعیفة/ص76]
 پس با توجه به نظرات محدثین این حدیث صحیح نیست و ضعیف جدا است و این نوع احادیث صلاحیت این را ندارند که به آنها استناد شود.
 این حدیث با آیات قرآن و احادیث که ما را از اختلاف نهی کرده است در تضاد است. چطور می شود الله متعال ما را از اختلاف نهی می کند و از طرفی رسولش ما را به اختلاف تشویق و آن را رحمت بداند؟ 
دوم:
الله عزوجل ما را به وحدت و یکی شدن دستور داده است و ما را از پراکنده شدن و اختلاف و جداشدن نهی کرده است و در قرآن این چنین می فرماید:
«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» (آل عمران/103): (به ریسمان الله چنگ زنید و پراگنده نشوید). 
و در آیه ی 1055 همین سوره این چنین می فرماید: «وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ »: (مانند کسانی نباشید که بعد از آمدن دلائل پراکنده شدند و اختلاف کردند).
در احادیث هم روایات زیادی در مورد نهی از اختلاف آمده است که به دو مورد آن اشاره می کنیم:
 امام بخاری در صحیح خودش از رسول اکرم صلی الله علیه و سلم این چنین روایت می کند: «...ولا تختلفوا فإن من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا»: (اختلاف نکنید چرا که کسانی قبل از شما اختلاف کردند و هلاک شدند). (صحیح بخاری/ ش:3476)
 ترمذی روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «و یدالله علی الجماعة ومن شذ شذ إلی النار»: (دست الله با جماعت است و کسی که از جماعت (حق) جدا شود به سوی دوزخ جدا شده است). (سنن ترمذی/ ش:2167)
خلاصه:
پیام این آیات و احادیث یک چیز است: اتحاد و پرهیز از تفرقه و اختلاف !
 و به این ترتیب اختلاف نمی تواند رحمت باشد !


طبقه بندی: عقیده اسلامی ، مقالات توحید،
برچسب ها:در مورد حدیث موضوعی و دروغین (اختلاف امت من رحمت است)، در مورد حدیث موضوعی و دروغین (اختلاف امت من رحمت است) شرح حدیث، در مورد حدیث موضوعی و دروغین (اختلاف امت من رحمت است) تفصیل این حدیث، حدیث موضوعی و دروغین (اختلاف امت من رحمت است)، پورتال علمی آموزشی افغانستان،

تاریخ : 1395/10/9 | 09:29 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
.: :.