پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal

تبلیغات

آمارسایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نظرسنجی

    بهترین آموزشگاه شهر کابل کدام است؟









جستجو

تبلیغات

درباره سایت


    پورتال آموزشی افغانستان- Afghan Educational Portal اولین وبهترین وب سایت علمی آموزشی در افغانستان که از طریق آنلاین (انترنیتی ) به فعالیت آغاز نموده یکی از بزرگترین مراکز علمی در فراهم بهترین ,ناب ترین و کمیاب ترین معلومات در مواردگونانگون همچو : رهنمایی مکمل با فراهم نمودن کتاب اسلامی ,فتوا معاصر,بخش توحید,بخش تفسیر و ترجمه قرآن کریم,نشید های اسلامی, بخش اقتصاد ,تاریخچه علم اقتصاد ,مفاهیم جدید اقتصاد ,وضعیت فعلی اقتصاد جهان و افغانستان ,بخش مواد آموزشی مواد کانکور برای جوانان ,سافت ویر و برنامه های مفید آموزشی , گنچینه مکمل پزشکی و طبی وصد ها مقاله مفید را از این مرکز انترنیتی دریافت کنید
    قابل یاد آوریست این پورتال علمی به هیچ ارگان های داخلی یا خارجی، دولت یا غیر دولتی ارتباط ندارد و کاملا مستقل میباشد

    مدير سایت : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal

مکمل القران الکریم به صدا شیخ محمد الحیدان

حكم تارك الصلاة (حکم ترک کننده نماز)

حكم تارك الصلاة

 مسلمانان اجماع دارند بر اینکه اگر کسی فرضیت نماز را انکار کند، کافر شده واز دایره اسلام خارج می‌شود. اما درباره کسی که با وجود اعتقاد به وجوب نماز، آن را ترک کند، اختلاف نظر دارند و سبب اختلاف هم احادیثی است که از پیامبرصلی الله علیه وسلم ثابت شده و در آنها تارک الصلاه کافر نامیده شده بدون اینکه بین کسی که نماز را از روی انکار ترک کرده و کسی که از روی سهل‌انگاری (نماز را) ترک کرده، تفاوت قائل شده باشد.

از جابررضی الله عنه روایت است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمود : (إن بین الرجل و بین الشرک و الکفر ترک الصلاة)[1] «حد فاصل میان انسان و شرک و کفر ترک نماز است».

از بریده روایت است از پیامبرصلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود : (العهد الذی بیننا و بینهم الصلاة فمن ترکها فقد کفر)[2] «مشخصه‌ی بین ما و آنها (کفار و مشرکین) نماز است، هر کس آنرا ترک کند کافر می‌شود».


از عباده بن صامترضی الله عنه  روایت است : از پیامبرصلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود : (خمس صلوات کتبهن الله علی العباد، من أتی بهن لم یضیع منهن شیئا استخفافا بحقهن کان له عندالله عهد أن یدخله الجنة، و من لم یأت بهن فلیس له عندالله عهد، إن شاء عذبه و إن شاء غفرله)[3]. «پنج نماز است که  الله بر بندگان خود واجب کرده است، هر کس آنها را بجای بیاورد و با سبک شمردن چیزی از آنها را ضایع نکند، خداوند عهد کرده است که او را وارد بهشت کند و هر کس از ادای آنها سرباز زند، الله  هیچ تعهدی نسبت به او ندارد؛ اگر خواست او را عذاب می‌دهد و اگر خواست او را می‌بخشد».



از ابوهریره رضی الله عنه  روایت است : از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود : (إن أول ما یحاسب به العبد المسلم یوم القیامة الصلاة المکتوبة، فإن أتمها و إلا قیل النظروا هل له من تطوع، فأن کان له تطوع أملت الفریضة من تطوعه، ثم یفعل بسائر الأعمال المفروضة مثل ذلک)[4] «اولین چیزی که بنده‌ی مسلمان در روز قیامت از آن محاسبه می‌شود، نماز فرض است؛ اگر آن را به طور کامل انجام داده که خوب، در غیر این صورت گفته ‌می‌شود : نگاه کنید آیا نماز مستحبی دارد؛ اگر نماز مستحبی داشته باشد نماز فرضش از آن کامل می‌گردد. سپس با سایر اعمال واجب او نیز چنین عمل می‌شود».

از حذیفه بن یمان روایت است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمود :

(یدرس الإسلام کما یدرس و شی الثوب حتی لایدری ما صیام و لاصلاة ولانسک و لاصدقة و لیسری علی کتاب الله عزوجل فی لیلة فلا یبقی فی الأرض منه آیة و تبقی طوائف من الناس شیخ الکبیر و العجوز یقولون : أدرکنا آباءنا علی هذه الکلمة : لا إله إلا الله، فنحن نقولها. فقال له صله : ما تغنی عنهم لا إله إلا الله، و هم لایدرون ما صلاة و لا صیام و لا نسک و لاصدقة؟ فاعرض عنه حذیفة، ثم ردها علیه ثلاثا، کل ذلک یعرض عنه حذیفة ثم أقبل علیه فی الثالثة فقال : یا صلة تنجیهم من النار ثلاثا)[5] «اسلام از بین می‌رود همچنانکه نقش و نگار جامه و لباس فرسوده می‌شود تا جایی که مردم نمی‌دانند روزه، نماز، حج، و صدقه چیست. وکتاب خداوند عزوجل در یک شب از میان برگرفته می‌شود تا جائی که بر روی زمین یک آیه هم از آن باقی نمی‌ماند. گروههایی از پیرمرد و پیرزن باقی می‌‌مانند و می‌‌گویند از پدرانمان کلمه‌ی : (لا إله إلا الله) را شنیدیم، و ما هم آن را می‌گوییم»، صله به او (حذیفه) گفت : لا اله الا الله چه نفعی به آنها می‌رساند در حالی که نمی‌دانند نماز و روزه و قربانی و صدقه چیست؟ حذیفه از او روی‌گردان شد، سپس (صله) سؤال را سه بار برای حذیفه تکرار کرد، هربار حذیقه از او رویگردان شد،تا اینکه بار سوم به او (صله) کرد و سه بار گفت : ای صله! (لا إله إلا الله) آنها را از آتش نجات می‌دهد».

 


[1]) صحیح : [ص. ج 2848]، م (82/88/1)، این لفظ مسلم است، د (463/436/12)، ت (2751/125/4)، جه (1078/342/1).

[2]) صحیح : [ص. جه 884]، جه (1079/342/1)، نس (231/1)، ت (2756/125/4).

[3]) صحیح : [ص. جه 1150]، ما [266/90)، أ (82/234/2)، ت (421/93/1)، جه (1401/449/1)، نس (230/1).

[4]) صحیح : [ص. جه 1172]، جه (1425/458/1)، این لفظ ابن ماجه است، ت (411/258/1)، نس (232/1).

[5]) صحیح : [ص. جه 3273]، جه (4049/1344/2).

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 10:41 بعد از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1395/12/17 ساعت: 10:29 بعد از ظهر

برچسب ها : حكم تارك الصلاة، حکم ترک کننده نماز، تارک نماز کافر است، مسلمانان، تارک الصلاه کافر، حد فاصل میان انسان و شرک و کفر ترک نماز است، حكم تارك الصلاة (حکم ترک کننده نماز)،

مجموعه أذكار هنگام بیدار شدن از خواب

«1» أذكار هنگام بیدار شدن از خواب

1/1 ((الحَمْدُ للهِ الَّذِی أَحْیَانا بَعْدَ مَا أمَاتَنَا وإلَیْهِ النُّشُورُ))[1].

(تمام ستایشها از آنِ الله  است كه پس از میراندن ما را زنده كرده است، و بازگشت به سوى اوست).

2/2 ((لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ ولَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدیْرٌ، سُبْحانَ اللهِ، وَالحَمْدُ للهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهِ، وَاللهُ أَكْبَرُ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ العَلِیِّ العَظِیمِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی))[2].

(هیچ معبودى به جز الله «بحق» وجود ندارد، یكتاست و شریك ندارد، و پادشاهى و ستایش از آنِ اوست، و او بر هر چیز تواناست. الله پاك و منزّه است، و حمد از آنِ اوست، و هیچ معبودى به جز الله «بحق» وجود ندارد، و خدا بزرگترین است، و هیچ حول و قدرتى بجز از طرف خداى بلندمرتبه و بزرگ نیست. خدایا! مرا بیامرز).

3/3 ((الحَمْدُ للهِ الَّذِی عَافَانِی فِی جَسَدِی وَرَدَّ عَلَیَّ رُوحِی، وأَذِنَ لِی بِذِكْرِهِ))[3].

(تمام ستایش‌ها مر خدایى راست كه به جسمم سلامت بخشید، و روحم را به من بازگرداند، و به من اجازه ذكرش را داد).

4/4 ﴿إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ * الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ * رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیاً یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ * رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ * فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ * لاَ یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ كَفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ * مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ * لَكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَیْرٌ لِّلأَبْرَارِ * وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْكُمْ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْهِمْ خَاشِعِینَ لِلّهِ لاَ یَشْتَرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ * یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[4].

(مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و پشت سر هم آمدن شب و روز، نشانه‏ ها و دلائلى براى خردمندان است، كسانى كه ایستاده و نشسته و بر پهلوهاى شان افتاده، خدا را یاد می‌كنند و درباره آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند «و به زبان حال و قال می‌گویند:» پروردگارا! این را بیهوده و عبث نیافریده ‏اى. تو منزّه و پاكى، پس ما را از عذاب آتش محفوظ دار. پروردگارا! بى گمان تـو هر كه را به آتش در آرى، براستى خـوار و زبـونش كرده ‏اى، و ستمكاران را یاورى نیست. پروردگارا! ما از منادى ـ پیامبر صلى الله علیه وسلم ـ شنیدیم كه ـ مردم را ـ به ایمان بـه پروردگارشان می‌خواند، وما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدیها‏ى مان را بپوشان، و ما را با نیكان بمیران. پروردگارا! آنچه را كه با پیغمبران خود به ما وعده داده اى، به ما عطا كن، و در روز رستاخیز ما را خوار و زبون مگردان، بىگمان تو خلاف وعده نخواهى كرد).

پس پروردگارشان دعاى ایشان را پذیرفت، و پاسخشان داد كه من عمل هیچ صاحب عملى از شما را كه انجام گرفته باشد، خواه زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم كرد. بعضى از شما از بعض دیگر تولد شده‏ اید. «و همگى هم نوع و هم جنس مىباشید» آنان كه هجرت كردند، و از خانه‏ هاى خود رانده شدند و در راه من اذیت و آزار كشیدند و جنگیدند و كشته شدند، به یقین گناهانشان را مىبخشم، و در بهشتى جاى می‌دهم كه از زیر «درختان» آن نهرها در جریان است، این پاداش از سوى خداست، و پاداش نیكو تنها نزد خـداست. رفت و آم

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 10:26 بعد از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1395/11/5 ساعت: 07:38 قبل از ظهر

برچسب ها : مجموعه أذكار هنگام بیدار شدن از خواب، أذكار هنگام بیدار شدن از خواب، أذكار، اهل سنت و الجماعت،

سنتهاى فطرت

سنتهاى فطرت

از ابوهریره روایت است که پیامبر(ص)فرمود : (خمس من الفطرة : الإستحداد[1] و الختان، و قص الشارب، ونتف الإبط و تقلیم الأظفار)[2] «پنج چیز از فطرت است؛ تراشیدن موهای زیر ناف، ختنه کردن، کوتاه کردن سبیل، کندن موی زیر بغل و کوتاه کردن ناخنها».

از زکریا بن ابی زائده از مصعب بن شیبه از طللق بن حبیب از ابن زبیر از عائشه روایت است که گفت : پیامبر(ص) فرمود : (عشر من الفطرة : قص الشارب، وإعفاء اللحیه، والسواک و استنشاق الماء و قص الأظفار و غسل البراجم[3]، و نتف الإبط، و حلق العانة، و انتقاص الماء یعنی الإستنجاء قال زکریا : قال مصعب : و نسیت العاشرة إلا أن تکون المضمضة)[4] «ده چیز از فطرت است؛ کوتاه کردن سبیل، گذاشتن ریش، سواک، آب در بینی کردن، کوتاه کردن ناخنها، شستن بندهای انگشتان، کندن موی زیر بغل، تراشیدن موی زیر ناف، استنجاء با آب، زکریا گوید : مصعب گفت : دهمی را فراموش کردم گمان می‌کنم مضمضه باشد».

 ختنه کردن:

ختنه برای مرد و زن(*) واجب است چون از شعائراسلام است و پیامبرr به مردی که اسلام آورده بود فرمود : (ألق عنک شعر الکفر و اختتن)[5] «موی کفر را از خودت بردار و خودت را ختنه کن».

ختنه کردن از شریعت ابراهیم است :  از ابوهریرهt روایت است که پیامبرr فرمود : (اختتن إبراهیم خلیل الرحمن بعد ما أتت علیه ثمانون سنة)[6] «ابراهیم خلیل الرحمن بعد از آنکه هشتاد سال از عمرش گذشته بود، ختنه کرد» و خداوند به پیامبرش محمدr فرمود :

) ثُمَّ أوْحَیْنَاْ إلَیْکَ أنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إبْرَاْهِیْمَ حَنِیْفاً (          (نحل : 123)

«سپس به تو (ای رسول خدا) وحی کردیم که از دین حنیف ابراهیم پیروی کن».

مستحب است که ختنه در روز هفتم ولادت باشد :

به دلیل حدیث جابر که گفت : (أن رسول اللهr عق عن الحسن و الحسین و ختنهما لسبعة أیام)[7] «پیامبرr در روز هفتم ولادت حسن و حسین عقیقه داد (ولیمه‌ای که به مناسبت تولد فرزند داده می‌شود) و آنها را ختنه کرد».

ابن عباس گوید : (سبعة من السنة فی الصبی یوم السابع : یسمی و یختن)[8]. «در روز هفتم تولد نوزاد، هفت چیز سنت است : اینکه نامگذاری و ختنه شود ...».

اگرچه در سندهای این دو حدیث ضعف هست اما یکی از آنها دیگری را تقویت می‌کند؛ چون مخرج آنها مختلف و در آنها راوی متهم وجود ندارد.[9]

 گذاشتن ریش:

گذاشتن ریش واجب و تراشیدن آن حرام است؛ چون تغییر خلقت خدای به حساب می‌آید، و از عمل شیطان است که گفته است:

) وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللهِ (                             (نساء : 119)

«و به آنان دستور می‌دهم تا خلقت خدایی را تغییر و دگرگون کنند».

تراشیدن ریش مشابهت به زنان است و پیامبرr مردانی را که خود را شبیه به زنان می‌کنند لعنت کرده است : (لعن رسول اللهr المتشبهین من الرجال بالنساء).[10]

پیامبرr به گذاشتن ریش امر فرموده است و امر چنانکه معلوم است بر وجوب دلالت می‌کند :

از ابوهریره (رض) روایت است که پیامبر(رض) فرمود : (جزوا الشوارب و أرخوا اللحی، خالفوا المجوس)[11]. «سبیلهایتان را کوتاه کرده و ریشهایتان را بگذارید و (با این کار) با مجوس مخالفت کنید».

از ابن عمر(رض) روایت است که پیامبر(رض) فرمود :

(خالفوا المشرکین، وفروا اللحی، وأحفوا الشوارب)[12]. «با مشرکین مخالفت کنید، ریشهایتان را گذاشته و سبیلهایتان را کوتاه کنید».

 سواک زدن:

سواک[13]زدن در هر حالت مستحب است لیکن در موارد زیر بیشتر به آن تأکید شده است :

1- هنگام وضو:

از ابوهریره(رض) روایت است که پیامبر(رض) فرمود :

(لولا أن أشق علی أمتی لأمرتهم بالسواک مع الوضوء)[14] «اگر بر امتم احساس دشواری نمی‌کردم، آنان را هنگام وضو به سواک زدن امر می‌کردم».

2- هنگام نماز :

از ابوهریرهt روایت است که پیامبر(رض) فرمود :

(لولا أن أشق علی أمتی لأمرتهم بالسواک عند کل صلاة)[15] «اگر بر امتم احساس دشواری نمی‌کردم، آنان را هنگام هر نمازی، به سواک زدن امر می‌کردم».

3- هنگام قرائت قرآن :

از علی(رض) روایت است که : پیامبر(رض) ما را به سواک زدن امر کرد و فرمود : (إن العبد إذا قام یصلی أتاه ملک فقام خلفه یستمع القرآن ویدنو، فلایزال یستمع و یدنو حتی یضع فاه علی فیه، فلا یقرأ آیة إلا کانت فی جوف الملک)[16] «وقتی که انسان برای نماز قیام می‌کند، فرشته‌ای نزد او آمده، پشت سر او می‌ایستد و به قرآن گوش فرا می‌دهد و به او همچنان نزدیک می‌شود تا دهنش را روی دهن او (نمازگزار) قرار می‌دهد. هیچ آیه‌ای را نمی‌خواند مگر اینکه آن آیه در درون ملک قرار می‌گیرد».

4- هنگام ورود به خانه :

از مقدام بن شریح از پدرش روایت است : از عایشه سؤال کرده و گفتم : (بأی شیء کان یبدأ النبیr إذا دخل بیته؟ قالت : بالسواک)[17] «پیامبر(ص) وقتی وارد خانه می‌شد، شروع به چه چیزی می‌کرد؟ گفت به سواک زدن».

5- شب، هنگام بیدار شدن (برای تهجد)

از حذیفهt روایت است : (کن رسول الله إذا قام لیتهجد یشوص فاه بالسواک)[18] «پیامبرص وقتی که برای تهجد بلند می‌شد دهان (و دندانهایش) را سواک می‌زد».

 

کراهت کندن موی سفید:

از عمروبن شعیب از پدرش از جدش روایت است که پیامبرr فرمود : (لاتنفوا الشیب، ما من مسلم یشیب شیبةفی الإسلام إلا کانت له نورا یوم القیامة)[19] «موی سفید را نکنید. چون هر مویی که مسلمان در اسلام سفید می‌کند، در روز قیامت برای او نوری خواهد شد».

 

تغییر موی سفید به وسیلهء حناء و کتم (نوعی رنگ گیاهی) و مانند اینها و حرام بودن رنگ سیاه:

از ابوذر(رض) روایت است که پیامبر(ص) فرمود :

(إن أحسن ماغیرتم به الشیب الحناء و الکتم)[20] «بهترین چیزی که با آن موی سفید را تغییر می‌دهید حناء و کتم است».

از ابوهریره(رض) روایت است که پیامبر(ص) فرمود :

(إن الیهود و النصاری لایصبغون فخالفوهم)[21] «یهود و نصاری موهایشان رنگ نمی‌کنند، پس شما با آنها مخالفت کنید (موهایتان را رنگ کنید)».

از جابررض روایت است که گفت : (أتی بأبی قحافة یوم فتح مکة و رأسه و لحیته کالثغامة بیاضا، فقال رسول الله (ص) : غیروا هذا بشیء واجتنبوا السواد)[22] «روز فتح مکه ابوقحافه را نزد پیامبر(ص) آوردند در حالی که سر و ریشش مانند ثغامه (گیاهی با شکوفه‌های سفید) سفید بود. پیامبر(ص) فرمود : این موی سفید را با چیزی تغییر دهید و از رنگ سیاه بپرهیزید».

از ابن عباس(رض) روایت است که پیامبر(ص) فرمود :

(یکون قوم یخضبون فی آخرالزمان بالسواد کحواصل الحمام لایریحون رائحة الجنة)[23] «قومی در آخر زمان پیدا می‌شوند که مانند چینه‌دان کبوتران موی‌هایشان را رنگ می‌کنند و بوی بهشت به مشامشان نمی‌رسد».

 


[1]) الاستحداد : تراشیدن موی زیر ناف و شرمگاه است؛ چون در آن حدید(آهن) یعنی چاقو(تیغ) بکار برده می‌شود به این اسم، نامگذاری شده است؛ و به طریق تراشیدن، کوتاه کردن، کندن و غیره انجام می‌شود.

[2]) متفق علیه : خ (5889/334/10)، م (2587/221/1)، د (4180/252/11)، ت (2905/184/4)، نس (14/1)، جه (292/107/1).

[3]) البراجم : جمع برجمه، و آن محل بند انگشتان و مفاصل است. أه‍.

[4]) حسن : [مختصر م 182]، م (261/223/1)، (52/79/1)، ت (2906/184/4)، نس (126/8)، جه (293/108/1).

*) نزد جمهور علمای اسلام ختنه برای زن مستحب است، و تنها برای مردان واجب است «مترجم».

[5]) حسن : [ص. ج 1251]، د (325/20/2)، هق (172/1).

[6]) متفق علیه : خ (6298/88/11)، م (370/1839/4).

[7]) طغ (891/122/2)، [تمام المنة 68].

[8]) طس (562/334/1)، [تمام المنة 68].

[9]) تمام المنة (68).

[10]) صحیح : [ٌ. ج 5100]، خ (5885/332/10)، ت (2935/194/4).

[11]) صحیح : [مختصرم 181]، م (260/222/1).

[12]) متفق علیه : خ (5892/349/10)، م (259/54/222/1).

[13]) ریشهْ درختی معروف به نام اراک است.

[14]) صحیح 0}ج 5316]، أ (171/294/1).

[15]) متفق علیه : م(252/220/1)، خ (88 7/374/2)، ت (22/18/1)، نس (12/1)، در روایت بخاری بجای«عند کل صلاة» عبارت «مع کل صلاة» آمده است.

[16]) صحیح لغیره : [الصحیحه 1213]، هق (38/1).

[17]) صحیح : [ص. جه 235]، م (253/220/1)، د (58/86/1)، جه (290/106/1)، نس (13/1).

[18]) متفق علیه : م (255/220/1)، و این لفظ مسلم است، خ (245/356/1)، د (54/83/1)، نس (8/1)، و عبارت بخاری، أبوداود و نسائی «إذا قام من اللیل» است.

[19]) صحیح : [ص. ج 7463]، (4184/256/11)، نس (136/8).

[20]) صحیح : [ص ج 1546]، د (4187/259/11)، ت (1806/145/3)، جه (3622/1196/2)، لفظ حدیث روایت ابن ماجه است، نس (139/8).

[21]) متفق علی : خ (5899/354/10)، م (2103/1663/3)، د (4185/257/11)، نس (137/8).

[22]) صحیح : [ص ج 4170]، م (2102 69 1663/3)، د (4186/258/11)، نس (138/8)، جه (3624/1197/2) بنحوه.

[23]) صحیح : [ص ج 8153]، د (4194/266/11)، نس (138/8).

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 12:34 قبل از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1395/10/22 ساعت: 12:27 قبل از ظهر

برچسب ها : سنتهاى فطرت، در باره سنتهاى فطرت، سنتهاى فطرت کدام ها اند؟، اهل سنت (سنتهاى فطرت )، مختصر فقه سنت (سنتهاى فطرت کدامها اند)، از ابوهریره روایت است که پیامبر(ص)فرمود : (خمس من الفطرة : الإستحداد[1] و الختان، و قص الشارب،

سایر صفحات سایت

تعداد صفحات : 235
... 4 5 6 7 8 9 10 ...