پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal - سلسله درس های توحید -درس دوم (عبادت )

تبلیغات

آمارسایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نظرسنجی

    بهترین آموزشگاه شهر کابل کدام است؟









جستجو

تبلیغات

درباره سایت


    پورتال آموزشی افغانستان- Afghan Educational Portal اولین وبهترین وب سایت علمی آموزشی در افغانستان که از طریق آنلاین (انترنیتی ) به فعالیت آغاز نموده یکی از بزرگترین مراکز علمی در فراهم بهترین ,ناب ترین و کمیاب ترین معلومات در مواردگونانگون همچو : رهنمایی مکمل با فراهم نمودن کتاب اسلامی ,فتوا معاصر,بخش توحید,بخش تفسیر و ترجمه قرآن کریم,نشید های اسلامی, بخش اقتصاد ,تاریخچه علم اقتصاد ,مفاهیم جدید اقتصاد ,وضعیت فعلی اقتصاد جهان و افغانستان ,بخش مواد آموزشی مواد کانکور برای جوانان ,سافت ویر و برنامه های مفید آموزشی , گنچینه مکمل پزشکی و طبی وصد ها مقاله مفید را از این مرکز انترنیتی دریافت کنید
    قابل یاد آوریست این پورتال علمی به هیچ ارگان های داخلی یا خارجی، دولت یا غیر دولتی ارتباط ندارد و کاملا مستقل میباشد

    مدير سایت : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal

سلسله درس های توحید -درس دوم (عبادت )

الله سبحانه و تعالی در این باره در بسیاری آیات قرآن کریم چنین می‌فرماید:

«وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِیَعۡبُدُونِ» | سورة الذاریات، الآیة ٥٦ |
و جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند.

«وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِیٓ إِلَیۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدُونِ» | سورة الأنبیاء، الآیة ۲۵ |
و پیش از تو هیچ پیامبرى نفرستادیم مگر اینکه به او وحى کردیم که خدایى جز من نیست پس مرا بپرستید.

«وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِی كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ» | سورة النحل، الآیة ۳۶ |
و در حقیقت در میان هر امتى فرستاده‏اى برانگیختیم [تا بگوید] خدا را بپرستید و از طاغوت [=فریبگر] بپرهیزید.

«وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِیَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِینَ لَهُ ٱلدِّینَ حُنَفَآءَ وَیُقِیمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَیُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِینُ ٱلۡقَیِّمَةِ» | سورة البینة، الآیة ٥ |
و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند و درحالىکه به توحید گراییده‏اند دین [خود] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زکات بدهند و دین [ثابت و] پایدار همین است.

آیات موجود در این زمینه بسیار زیادند بلکه همه آیات و سوره ‌های قرآن بیانگر توحید هستند، و توحید اصل و اساس دین مبین اسلام، چه خوب گفته‌اند که: سراسر قرآن از مسئله سرنوشت ساز توحید بحث به میان می‌آورد، زیرا مندرجات قرآن حول محورهای زیر بحث می نماید:

۱ ـ خبر از الله و اسماء و صفات آنحضرت حق.
۲ ـ فراخوان مردم به پرستش خدا و معبود بى‌همتا.
۳ ـ امر و نهی و مکلف نمودن مردم به عبادت که از لوازم توحید به شمار می‌رود.
۴ ـ مباحث مربوط به موحدان و پاداش شان در دنیا و آخرت.
۵ ـ مباحث مربوط به مشرکان و مجازات شان در دنیا و آخرت. |۱|
با وجود اهمیت اینگونه عقاید سرنوشت ساز کسانی را که در زمینه توحید قلم فرسایی کرده‌اند، می‌بینیم نه تنها اعتنایی بدان نمی‌ ورزند بلکه موحدان و هشدار دهندگان قضیه توحید را نیز به باد انتقاد گرفته‌ اند، بلا تردید که از منهج و عقیده قرآن و احادیث و اجماع سلف صالحین (رضوان الله تعالی عنهم و ارضاهم) سرپیچی کرده اند و در تفسیر این واژه پر اهمیت از فلاسفه و تاثیرات ادیان باطله متاثر شده شیطان آنها را به حیله و نیرنگ های به گمراهی ها و ظلمات مبتلا ساخت، تا جایکه آنها به بیراهه رفته وروشها و دسته‌ های متفاوتی را پدید آورده ‌اند:

۱ ـ معتزلی ها نفی صفات الهی را داخل اصل توحید دانسته و معتقدند: هرکه بگوید: الله دارای علم یا اراده است و یا در آخرت دیده می‌شود، از صفوف یکتاپرستان بیرون رفته است، چون توحید عبارت از نفی صفات می‌باشد و خود را موحد نامیده‌اند.

۲ ـ افراط‌ گرایان جهمیه و جبریه گامی جلوتر رفته و ویژگی‌های الله سبحانه و تعالی را همچون: دانش، شنوایی و بینایی را انکار نمودند. محور اصلی این دیدگاه انکار حقایق اسماء و صفات خدا است و اعتقاد به جبر را نیز بدان افزودند که عبارت از این است: الله آفریننده کردار بندگان می‌باشد و لذا انتساب آنها به ایشان و اعتقاد بدان با اصل توحید منافات دارد.

۳ ـ گروهی از جهمی ها و فلاسفه نیز بر این باورند که: توحید یعنی انکار ماهیت زائد بر وجود پروردگار، انکار صفات کمال و اعتقاد به فقدان شنوایی، بینایی، توانایی، اراده و حیات. و دو معنای جداگانه در ذات خدا وجود ندارد چون اگر چنین باشد خداوند مرکب و جسمی ترکیبی بوده و از همه جوانب یکتا نخواهد بود. (نعوذ بالله)
این یکتایی که ایشان آن را حقیقت پروردگار قلمداد نموده‌ اند امکان وجود خارجی برایش متصور نیست زیرا محال است ذات فاقد صفاتی در جهان خارج وجود داشته باشد و لذا سلف امت (رض) گفته ‌اند: تعطیل کنندگان صفات چیزی معدوم و معتقدان به جسم برای الله (مجسمه‌ها) نیز بتی را می ‌پرستند، اینگونه توحید باعث شد گروهی از ایشان قائل به"حلول و اتحاد" شوند. |۲|

۴ ـ توحید افراط‌ گرایان حلولیه: حلولیه یا همان جریان مرموز عرفانی رافضیه که تحت نام های مختلفی وارد بعضی از طریقه های اهل سنت و الجماعت شده و به سبب شیوخ گمراه معاصر تاثیرات را بجا گذاشته اند این افراطی ها توحید را اینگونه تعریف نموده ‌اند که عبارت از: شهود و رؤیت حقیقت توحید می ‌باشد، پس انسان یکتا پرست از دید ایشان کسی است که وجود خدا را با سایر چیز ها یکسان ببیند، یعنی آنان اهل وحدت وجود اند، به باور ایشان وجود همه اشیاء یک چیز است و معتقد به وجود قدیم و جدید، خالق و مخلوق و واجب و ممکن نیستند بلکه همه اشیاء از وجودی یکسان برخوردارند. (ثم نعوذ بالله من ذالك)

و عده‌ ای دیگر از متاخرین همچو بریلویه و سیفیه و ... می‌گویند: ذات خدا در همه چیز حلول کرده است، الشیخ الامام ابن القیم (رحمه الله) در این باره چنین سروده است:

وأتی فریق ثم قال وجدته / هــــذا الوجود بعینه وعیــان/ ما ثم موجود سـواه وانمـا / غـلــط اللسان فقال موجـودان / وأتی فریق ثم قال وجدته / بالذات موجدا بکـــــل مکـان / هو کالهــواءبعینه لاعینه / تمـلأ الـمکان ولایــری بعیــان |۳|

گروهی آمدند و گفتند: خدا را یافتم که عین وجود است، جزوی چیز دیگری وجود ندارد و زبان به اشتباه رفت که گفت دو وجود در عالم هست. گروهی دیگر آمدند و گفتند: ذات خدا را در همه جا یافتم، او بسان هوا است که همه جا را پر می‌کند ولی با چشم سر دیده نمی‌شود.

۵ ـ توحید از نظر عموم متکلمان: عامه متکلمان در نوشته‌ هایشان توحید را تأیید می‌کنند و هدفشان این است توحید را به سه نوع تقسیم نموده و می‌گویند: خداوند در ذات، صفات وافعال بى‌نظیر و بى‌همتا است و کسی شبیه وی نیست، مشهورترین شان نوع سوم (توحید افعال) است و آن یعنی اینکه: آفریننده جهان هستی یک است. ایشان می‌ پندارند توحید مطلوب همین بوده و معنای لااله الا الله نیز این است، به بگونه‌ای که توحید عملی (الوهیت) را در اختراع و نو آوری خلاصه کرده‌اند، و اینک به فرازهایی از گفته‌ های خودشان در این حوزه اشاره خواهیم کرد:

شهرستانی می‌گوید: اهل سنت ـ مرادش از اهل سنت اشعریها و دنباله روانشان است، و همه صفات های توحید را چنین تعریف کرده‌اند که: خداوند در ذات، صفات و افعال بى‌همتا و بدون شریک است. |۴|

ابوطالب مکی می‌گوید: توحید عبارت از اعتقاد و اطمینان درونی به یکتایی الله است و اینکه او نخستینی بدون دوم و موجودی عاری از ابهام و تردید می‌باشد، و همچنین اسماء، صفات و جلوه‌های نورانیش غیر مخلوق و تفکیک ناپذیر از ذات او هستند |۵|

نسفی در کتاب "العقائد النسفیة" می‌گوید: واحد و یکتا بودن یعنی اینکه آفریننده جهان یکی است و مفهوم "واجب الوجود" جز بریک ذات قابل اطلاق نیست. توحید نیز به معنای: عدم اشتراک در وجوب است، و پیامد آن به تکثرناپذیری در جزئیات می‌انجامد. |۶|

ابن عاشور ابیاتی را در این زمینه سروده و می‌گوید:

یجب لله الوجود والقدم / کذا البقــاء والغنی الـمطلق عـم / وخلقه لخلقه بلا مثــال / و وحدة الذات ووصف والفعـال

صفات وجود، قدیم بودن، بقاء، بى‌نیازی مطلق، آفرینش، و وحدت در ذات وصفات و افعال برای خدا واجب است.
شارح این ابیات می‌گوید: وحدت یعنی اینکه در ذات وصفات و افعال همتا ودومی ندارد. |۷|

و بالاخره نویسنده کتاب "جوهرة التوحید" می‌گوید:

فواجب له الوجود والقـــدم / کذا بقاء لا یشاب بالعـدم / قیامه بالنفس وحدانیــــــة / منــــزها اوصافه سنیــة.

پس وجود و قدیم بودن، و همچنین بقاء و فنا ناپذیری برای الله واجب است. او از نظر ذات یکتا و همه او صاف بلند و شکوهمندش به دور از معایب و کاستی ها است.
شارح ابیات بالا در توضیح آنها چنین می‌گوید: مراد از وحدت ذات عدم ترکیب از اجزاء، از وحدت صفات تکثر ناپذیری در یک جنس و از وحدت افعال این است که غیر از خدا کسی دارای تاثیر نیست. |۸|

این ها پاره‌ ای از تعابیر ونوشته ‌های متکلمان بود که فهم و برداشت ایشان از قضیه توحید را روشن می‌نماید، سایر نوشته ‌ها نیز حول یک محور می‌چرخند و شاید در روش تعبیر با هم اختلاف داشته باشند. توحید بى ‌شائبه از دید ایشان این است که انسان به ربوبیت خدا اعتقاد داشته باشد و اصلا به حق خدا بر بندگانش و یا حکمت وی در آفرینش انسان ها و جنیان اعتنا نکرده‌ اند. خطر های این موضعگیری و کاستی های تعریف متکلمان از توحید در نوشته ‌های یکی از متاخرانشان متبلور شده که می‌گوید: اعتقاد درست این است که آفریننده بندگان و کردارهایشان و تأثیر گذار واقعی تنها خداوند است و بس و خلاف آن به شرک می‌انجامد.....

کسی معتقد به نظام اسباب و مسببات بوده و بگوید الله اسباب را جهت دست یابی به مسببات و نتایج شان فراهم و مقرر نموده است و تنها خداوند تأثیر و فاعل حقیقی می ‌باشد، مؤمن محسوب می‌گردد گرچه درتشخیص سبب دچار اشتباه شود، چون اشتباه وی درسبب است نه در سبب آفرین واقعی که خداوند خالق و مدبر می‌باشد....
هرگاه در گفته‌های مسلمانان به تعابیری برخورد شد که دال بر انتساب چیزی به غیر خدا بود، باید آن را بر مجاز عقلی حمل نمود و دستاویز تکفیرشان قرار داده نشود. |۹|

ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ ـــــ
۱ - شرح العقیدة الطحاویة ۸۹، و شرح الفقه الاکبر از ملا علی قاری (رحمة الله تعالی علیه).
۲ - مجموع فتاوی ۱۳۴/۲: للامام الحافظ، شیخ الاسلام احمد ابن تیمیة الحنبلی (رحمه الله تعالی)، الصواعق المرسلة فی الرد على الجهمیة والمعطلة ۹۲۹/۳: للامام الحافظ ابن قیم الجوزیة (رح).
۳ - شرح نونیة ابن القیم اثر ھراس ۶۰ـ۶۶.
۴ - الملل والنحل ۴۲/۱.
۵ - قوت القلوب ج ۲ ، ص ۸۳-۹۰
۶ - شرح العقائد النسفیة ۳۳.
۷ - الدر الثمین و المورد المعین ۲۱ـ۲۲.
۸ - جوھرة التوحید ص ۴۸.
۹ - ھذه مفاھیمنا ص ۱۱۶.

داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش مطلب در تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 06:00 بعد از ظهر
تاریخ ارسال پست: : 1395/10/6 ساعت: 05:59 بعد از ظهر

برچسب ها : سلسله درس های توحید -درس دوم، سلسله درس های توحید -درس دوم (عبادت )، سلسله درس های توحید -درس اول، سلسله درس های توحید -درس دوم (عبادت ) اهل سنت و الجماعت،

بخش نظرات این مطلب

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر