تبلیغات
پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal - بحث_اخیر_روش_های_واهی_و_سردرگم_کلامیه_در_اثبات_وجود_الله_باری_تعالی

#بحث_اخیر_روش_های_واهی_و_سردرگم_کلامیه_در_اثبات_وجود_الله_باری_تعالی:

متکلمین در این مورد به اعراض و جوهر استدلال کرده‌ اند، به این گونه که ثابت کرده ‌اند هر دو حادث و پدید آمده هستند و با اثبات حدوثیت آنها، حادث بودن جهان را هم به اثبات رسانده‌ اند.

عبدالرحمن بن احمد معروف به قاضی عضدالدین ایجی در المواقف خود به این استدلال اشاره کرده است، می‌گوید: ثابت شد که جهان یا جوهر است یا ماده، برای اثبات سازنده به هر کدام از این ها استدلال کرده‌اند، بنابراین برای اثبات وجود خدا چهار دلیل وجود دارد.|۱|

متکلمین این روش اینگونه شرح می‌ دهند: جهان به دو قسم جوهر و حادث تقسیم می ‌شود، و عرض ‌ها هرگز دو زمان متوالی در یک حالت باقی نمی ‌مانند بلکه مدام در حال تغییر و دگرگونی هستند، چنین چیزی حادث است، و جوهر هرگز از عرض ‌ها جدا نمی ‌شود بلکه عرض ها ملازم جوهر هستند، مادام که جواهر از اعراض غیر قابل انفکاک ‌اند، نتیجه می‌ گیریم که جوهر هم حادث است چون لازمه حادث هستند، اگر جهان از جوهر و عرض درست شده و حدوث هر دو آنها ثابت شد، حدوث جهان هم غیر قابل انکار است و هر چیزی که ایجاد شده باشد باید ایجاد کننده‌ ای داشته باشد. |۲|

ابن رشد (متکلمی) در کتاب مناهج الادلة فی عقائد الملة دلیل را بررسی و در نهایت رد می‌نماید، میگوید: روشی که برای بیان حدوثیت جزئی که قابل تجزیه نیست به نام جوهر پیموده ‌اند روشی سخت است که تنها ریاضی دانان می‌توانند قله‌ های آنرا در جدل و مباحثه فتح کنند، با این وجود که روش غیر برهانی و استدلالی است و در اثبات خدا به یقین منجر نمی‌شود. |۳|

شیخ الاسلام احمد بن تیمیه (رح) بر رد این واهیات و روش های بی اساس و سردرگم میفرمایند: "از این دلیل به ناچار فهمیده می ‌شود که محمد الامین صلی الله علیه وآله وسلّم مردم را به اقرار به پروردگار فرا نخوانده بدین علت است که فریخته ‌گان این علم مانند اشعری و غیره گفته‌اند: این روش پیامبران و پیروان آنها و سلف این امت نیست، گفته‌ اند چنین روشی حرام است و حتی محققین فرموده‌ اند روش باطلی است چون مقدمه‌ی آن دارای تفاصیل و تقسیماتی است که مانع اثبات الله می‌ گردد، بدین علت می ‌بینیم اگر کسی در اصول دین بر این روش اعتماد کرده باشد لازمه استدلال اش یکی از این دو امر ذیل می‌باشد:

- یا به ضعف آن اطلاع پیدا کرده و بین دلائل خود و دلائل قائلین به قدم جهان مقایسه نموده به تکافأ ادله رسیده، باری نظر خود را ترجیح می ‌دهد و بار دیگر نظر مخالفان را، همانگونه که حال بیشتر متکلمین چنین است.
- یا باید لوازم روشن و فساد آن از دیدگاه شرع و عقل را بپذیرد، همانطور که جهمیه بنا به این استدلال به نابودی جهنم و بهشت ملتزم شده ‌اند، یا ابو هذیل به تمام شدن حرکت اهل بهشت حکم کرده، یا گروهی مانند اشعری اعتقاد پیدا کرده‌اند که آب و خاک دارای طعم و بو و رنگ هستند، یا نمونه‌ های بى‌شمار دیگر ... |۴|

همچنین گروهی گفته‌اند: همه اعراض مانند طعم و رنگ و بو بر یک حالت باقی نمی‌ مانند چون همیشه دست خوش تغیرات وارده هستند، هنگام اثبات صفات برای الله همراه استدلال بر حدوث جهان گفتند: صفات اجسام اعراض هستند یعنی نابود شدنی هستند مگر صفات الله تبارک و تعالی که همیشه ماندگار باقی می ‌مانند...... این نمونه و نمونه‌ های دیگر از لوازم چنین استدلالی که مقدمات را باید طرد کرد، ولی معتزله آنرا اساس دین خود قرار داده‌ اند، در حالی که اصلی در دین ندارد و دین هرگز به آن دعوت نکرده است |۵|

امام صاحب ابن تیمیه (رحمه الله تعالی) در جای دیگر می ‌فرماید: "اینها چیز های را واجب کرده ‌اند که الله تعالی آنها را حرام فرموده و چیز های را حرام کرده ‌اند که خداوند آنرا واجب نموده مثلاً واجب کرده‌اند که به این اقوال و دیدگاه های متناقص ایمان بیاورید و با اهل آن دوستی می ‌گیرند و با مخالفان سر دشمنی باز می‌کنند، و نگاه کردن به سر چشمه‌ی این استدلال نوآور را واجب می‌دانند، همچنین واجب گردانیده‌ اند که به دلیل اعراض که برای اثبات حدوث جهان بدان استدلال کرده‌اند متوجه شویم، گفته‌اند بر هر مکلفی لازم است که به آن نگاه کند تا به اثبات سازنده علم و آگاهی پیدا کند. می‌گویند: شناختن الله تعالی واجب است و تنها راه رسیدن به شناخت همین است و بس، چون تعدادی از آنها دانستند که رسل این نوع استدلال را واجب نگردانیده ‌اند در وجوب اش مخالفت نمودند هر چند در صحت بر سخن خود پافشاری کردند.

اما حقیقت همان است که سلف امت به آن اعتقاد داشتند که واجب نبودن است، چون حدیث صحیحی در این مورد روایت نشده بلکه شرع آنرا نهی فرموده، اخر مگر شرع الله به دروغ و باطل دستور می‌ دهد هرگز بلکه آنرا منع می‌فرماید. اما به اشتباه افتاده‌ اند چون اعتقاد دارند که حق است و دین تنها بر آن استدلال استوار است که خود پدید آورده‌ اند «انا لله و انا الیه راجعون» |۶|

بدین سبب اشتباه متکلمین و دوری آنها از روش قرآنی در این مورد روشن شود، افرادی که در این دوره بر این اعتقاد هستند باید تقوای خدا پیشه کنند و از این دوری و فاصله گرفتن از قرآن و پیروی ازدیدگاه بى‌ ارزش فلاسفه یونانی تبار توبه کنند، چون با آن مردم را از راه خدا باز می‌دارند.

#روش_شافعی_رحمة_الله_علیه_زمینه‌_اثبات_وجود_الله:

سیدنا امام شافعی (رحمه الله) یکی از بزرگان ائمه سلف صالح بودند، در منصب و مناقب «فقه» جانشین امام ابو حنیفه (رح) میباشند، و یکی از راد مردانی که در مقابل علم کلام، و تمام فتنه ها قد علم کرده، به شمار می‌ آید، امام صاحب در این مورد روش سلف را پیموده که بر گرفته از قرآن و سنت است، اگر در این مورد از او پرسش به عمل می‌ آوردند به آیات گذشته استدلال می ‌فرمودند. ابو نعیم با سند خودش مناظره امام و بشر مریسی در حضور هارون رشید |۷| را اینگونه نقل می‌کند:
بشر گفت: به من بگو چه دلیلی بر وجود خدا واحد دارید؟
امام صاحب فرمود: ای بشر از علم اهل سنت چه می‌ دانید تا با زبان و ادبیات اهل علم به تو سخن بگویم ؟ چون مجبورم به فراخور حال و به اندازه‌ی علمت پاسخ بدهم، دلیل بر الله، تنها از خودش آورده می ‌شود و هر دلیلی به سوی او بر می ‌گردد، اختلاف اصوات و صور هر چند از یک اصل هستند، دلیل بر وحدت او است. |۸|
همچنین عدم تناقص در همه اشیاء برای همیشه |۹| و چهار آتش روشن در یک بدن که با ترکیب هر چهار تا شخصیت آدم درست می‌شود دال بر وحدانیت او هستند. |۱۰|

چهار طبیعت مختلف و متضاد و چند شکل در جنبندگان که با هماهنگی هم، زندگی حیوان را منظم می‌کنند، دال بر وحدانیت پروردگار است. |۱۱|

الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:
﴿إِنَّ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِی تَجۡرِی فِی ٱلۡبَحۡرِ بِمَا یَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ فَأَحۡیَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ وَتَصۡرِیفِ ٱلرِّیَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلۡمُسَخَّرِ بَیۡنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَعۡقِلُونَ» سورة المبارکة البقرة: ١٦٤
راستى که در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز و کشتیهایى که در دریا روانند با آنچه به مردم سود مى‏رساند و [همچنین] آبى که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و در آن هر گونه جنبنده‏اى پراکنده کرده و [نیز در] گردانیدن بادها و ابرى که میان آسمان و زمین آرمیده است براى گروهى که مى‏اندیشند واقعا نشانه‏هایى [گویا] وجود دارد.
همه اینها دال بر وحدانیت و لاشریک له هستند.

امام ابوالقاسم على بن حسن بن هبة الله ابن عساکر شافعى دمشقى (رحمة الله تعالی علیه) با سندش از مزنی روایت می‌ کند که گفته: وقتی امام شافعی (رح) به مصر آمد، در حالی که امام صاحب در مسجد نشسته بود، با خودم گفتم: اگر فردی باشد که مشکلاتم را در مورد توحید بر طرف کند به سویش می ‌رفتم، سپس در مقابل امام صاحب زانو زدم و به او گفتم: در مورد توحید با خودم نجوا می‌کردم، که فردی از تو دانا‌تر را نمی ‌شناسم، در مورد توحید چه می‌گویید؟

امام صاحب نگران شد و فرمود: می‌دانید کجا هستی؟
گفتم: من در مسجد فسطاط مصر پیش محمد بن ادریس شافعی (رح) نشسته‌ام.لجن
فرمود: وای به حالت تو، نمی‌دانید تو در لجن زار (تاران) در دریا قلزم که فرعون در آن غرق شد گیر افتاده ‌اید. |۱۲|
سپس گفت: بگو آیا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلّم بدان دستور داده؟
گفتم: نه.
فرمود: اصحاب در مورد آن سخن گفته‌اند؟
گفتم: نه.
فرمود: آیا می ‌دانید در آسمان چند ستاره وجود دارد؟
گفتم: نه
فرمود: کدام یک از ستارگان آسمان را دیده اید و جنس طلوع و غروبش را می‌شناسید؟
گفتم: نه.
فرمود: آنچه تو می‌ بینید جزء کوچکی است از مخلوقات الله سبحانه و تعالی، تو آنها را نمی‌ شناسی، پس چگونه در مورد خالقش می‌ خواهید بحث کنید و انتظار دارید آنرا درک کنید؟
مزنی می‌گوید: سپس امام صاحب در مورد مسئله‌ی وضو از من پرسید، من در جواب، آن مسئله را به چهار بخش تقسیم کردم ولی اشتباه کردم و هیچ کدام را درست جواب ندادم. سپس به من گفت: تو در چیزی که هر روز پنچ دفعه بدان نیاز داری اشتباه می ‌کنی و علم آنرا رها کرده ای و در مورد خالق تکلف به خرج می ‌دهی، اگر چنین چیزی به قلبت خطور کرد به سوی خدا برگرد و آیه ۱۶۳و ۱۶۴ سوره بقره را زمزمه کن:

«وَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِیمُ ١٦٣ إِنَّ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِی تَجۡرِی فِی ٱلۡبَحۡرِ بِمَا یَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ فَأَحۡیَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ وَتَصۡرِیفِ ٱلرِّیَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلۡمُسَخَّرِ بَیۡنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَعۡقِلُونَ»
و خداى شما، الله یگانه‏اى است، که غیر از او معبودى نیست! اوست بخشنده و مهربان (و داراى رحمت عام و خاص است) در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتی هایى که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایى که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه ‏هایى است (از ذات پاک خدا و یگانگى او) براى مردمى که عقل دارند و می اندیشند!

با آفریده ‌ها بر آفریننده استدلال کن و از این تکلفات کلامی که عقلت به آنها نمی ‌رسد دوری گزین.
گفتم: نابود شوم اگر دفعه‌ای دیگر به آن فکر کنم |۱۳|
امام بیهقی (رح) می ‌افزاید: امام صاحب فرمود: اگر انسان به همه زیان‌ ها مبتلا شود بهتر از این است که به علم کلام رو آورد.
امام بیهقی (رح) می‌گوید: تاران در بحر قلزم قرار دارد، می‌ گویند: فرعون و قومش در آن مکان غرق شدند و نابود گشته‌ اند. |۱۴|

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - المواقف ص ۵.
۲ - مناهج الادلة فی عقائد الملة لابن رشد ص ۴۳ // و امام ابن تیمیه (رحمه الله)، و موقفه من التأویل ص ۲۱۳.
۳ - مناهج الادلة ۴۳ تا ۶۳.
۴ - یعنی متکلمین برای اثبات وجود الله تعالی به حدوث عالم و برای حدوث جهان به حدوث اعراض که صفت ذاتی اجسام است استدلال کرده‌اند ، چنین استدلالی بر دو مقدمه استوار است ۱ـ اجسام هرگز از اعراض جدا نمی ‌شوند ۲- هر چیزی از صفات عاری نباشد حادث است چون صفات عارض هستند و تنها آنها محدث می ‌باشند، بنابراین گفته‌اند: اعراض نابود می‌ شوند و در یک حال باقی نمی ‌مانند، بدین علت متکلمین ملتزم به این نتیجه ‌های فاسد شده ‌اند و گفته‌اند: هر چیزی که حادث باشد باید رنگ و طعم و بو داشته باشد تا چیزهای مانند هوا که با حس قابل درک نیستند. درء التعارض ۳۷/۱ تا ۴۲.
۵ - درء التعارض العقل و النقل ۳۹/۱.
۶ - النبوات ص ۹۵.
۷ - امام احمد بن عبدالله معروف به ابو نعیم اصفهانی (رح) حلیه الاولیاء وطبقات الاصفیاء ۸۳/۹ و امام بیهقی (رح) در المناقب ۱۳۹۹/۱.
۸ - یعنی ادات صدا و کلام در انسان از زبان و دو لب و حلق و حنجره و تار های صوتی و توانای که برای پرت هوا تشکیل شده در هر انسانی مثل هم هستند با این وجود اختلاف فراوانی در آن دیده می ‌شود حتی میان پدر و پسر اختلاف وجود دارد، پزشکان در این دوران می‌گویند: اختلاف صوت مانند اختلاف سر انگشتان است، پس چه کسی جز الله منان این همه صداها و این تفاوت دقیق و شگفت انگیز را ایجاد کرده است. و اختلاف صور به این معنی است که آفرینش آدم از خاک بوده و فرزندان او از نطفه، و با این حال ما تشابهی میان آنها در این دنیا نمی بینیم هر چند که فرزندان از یک پدر و مادر باشند. خداوند در سوره روم به این اصل اشاره می‌فرماید: «وَمِنۡ ءَایَٰتِهِۦ مَنَامُكُم بِٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱبۡتِغَآؤُكُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّ فِی ذَٰلِكَ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَسۡمَعُونَ»
و از نشانه‏ هاى [قدرت] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست قطعا در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه ‏هایى است.
۹ - یعنی انسان با وجود این همه تغیر و تبدیل از حالی به حال دیگر ، ابتداء نطفه بود سپس به علقه تبدیل شد و بعد از تغیرات فراوان به بچه ای مبدل گشت سپس جوان و بعد از آن پا به پیری می‌ گذارد و در زندگی دچار انواع بیماری و سلامتی و چاقی و لاغری و غیره می‌شود ، با این همه تغیر انسان همان است در صوت و صورت تغیری نمی‌کند. مناقب رازی ۱۰۹.
۱۰ - آتش اول: حرارتی است که هنگام قضاء شهوت بر انسان تأثیر می‌گذارد. آتش دوم: حرارت غضب که هنگام خشم زبانه می‌کشد. آتش سوم: آتشی که هنگام غذا خوردن روشن می ‌شود و غذا را هضم می‌کند. آتش چهارم: آتش غریزه است که در قلب ایجاد می ‌شود و بر زندگی تأثیر فراوانی دارد. این چهار نوع آتش است که ماهیت آنها با هم مختلف است و در یک بدن جمع می‌شوند و بر صفات و طبیت مخصوص خود باقی می ‌مانند. همه آنها در بدن انسان مخفی هستند و تا وقت لازم ظهور نمی‌کنند، سپس همه آنها با وجود اختلاف و تباین برای ایجاد مصلحت انسان و سلامت جسد هماهنگ عمل می‌کنند. المناقب بیهقی ۴۰۰/۱ و المناقب امام فخر رازی ۱۰۹.
۱۱ - حیوانات از چهار عنصر خاک و آب و هوا و آتش درست شده‌اند... هر کدام از اینها ضد و مغایر هم هستند جمع آنها در یک بدن نیازمند قدرت و چیرگی فراوانی هستند. المناقب امامفخر رازی (رحمة الله علیه) فی مناقب الشافعی ص ۱۱۱. امام بیهقی رح میفرمایند: الله تعالی در قرآن تبدیل نفس از حالتی به حالت دیگر بیان کرده تا بر سازنده و مبدلش استدلال کند. سوره نوح آیه ۱۴:«مَّا لَكُمۡ لَا تَرۡجُونَ لِلَّهِ وَقَارٗا ١٣ وَقَدۡ خَلَقَكُمۡ أَطۡوَارًا»
شما را چه شده است که از شکوه الله بیم ندارید. و حال آنکه شما را مرحله به مرحله خلق کرده است. و در آیه مؤمنون آیه ۱۲ تا ۱۵:«وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن طِینٖ ١٢ ثُمَّ جَعَلۡنَٰهُ نُطۡفَةٗ فِی قَرَارٖ مَّكِینٖ ١٣ ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظَٰمٗا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِینَ ١٤ ثُمَّ إِنَّكُم بَعۡدَ ذَٰلِكَ لَمَیِّتُونَ»
و ما انسان را از عصاره‏اى از گِل آفریدیم؛ سپس او را نطفه ه‏اى در قرارگاه مطمئن [رحم‏] قرار دادیم؛ سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهایى در آوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم؛ پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است! سپس شما بعد از آن می‏میرید.
- انسان اگر به خود فکر کند می ‌بیند خلقت تدبیر شده ای دارد و به صورت ‌های گوناگون در می‌آید... متوجه می‌شود که خودش از نقص به کمال حرکت نکرده چون نمی‌تواند در خودش چیزی ایجاد کند یعنی به عقل خود رشد دهد یا اعضای به خود بیفزاید پس نتیجه می‌گیریم که انسان ضعیف است خودش نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد بلکه باید سازنده و مبدلی وجود داشته باشد. الاعتقاد والهدایة الی سبیل الرشاد ص ۴۲ و ۴۳.
۱۲ - کثیف‌ترین جای دریا قلزم است.
۱۳ - تبین کذب المفتری ۳۴۲ و به السیر ۲۶/۱۰ تا ۳۲
۱۴ - المناقب ۱/۴۵۸.




طبقه بندی: عقیده اسلامی ،
برچسب ها:#بحث_اخیر_روش_های_واهی_و_سردرگم_کلامیه_در_اثبات_وجود_الله_باری_تعالی، #بحث_اخیر_روش_های_واهی_و_سردرگم_کلامیه_در_اثبات_وجود_الله_باری_تعالی:، سلسله درس های توحید #بحث_اخیر_روش_های_واهی_و_سردرگم_کلامیه_در_اثبات_وجود_الله_باری_تعالی:، در باره #بحث_اخیر_روش_های_واهی_و_سردرگم_کلامیه_در_اثبات_وجود_الله_باری_تعالی:،

تاریخ : 1395/10/6 | 06:12 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
.: Youtube Channel :.
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • تصویر ثابت